عاشورا مکتب ایثار و برادری!

سلام برحسین(ع) و یاران آزاده‌اش!

از میان وقایع مختلف تاریخی، حادثۀ عاشورا ماندگارترین و پرجاذبه‌ترین رویداد است. با اینکه گذشت زمان سبب کهنه‌گی و فراموشی حوادث می‌گردد، ولی واقعۀ کربلا چیزدیگری است، زیرا با سپری شدن هر سال و هر روز موج انقلاب حسینی بُعد بیشتری از کرۀ خاکی را در بر می‌گیرد و سالانه نوای یا حسین از دورترین نقاط زمین شنیده می‌شود. علت این امر حقانیت حرکت امام حسین(ع)، همه شمول بودن قیام وداشتن پیام برای نسلها و جوامع مختلف است.

در تمامی دوره‌های تاریخی حکام ستمگر و جامعۀ ستمکش بوده‌اند، ولی عاشورا مکتبی است که علاوه بر زمان خود برای عصرهای بعد از خود نیز پیام قوی دارد. عاشورا منحصر به یک دین و یک ملت نیست بلکه جهانی و برای همه بشریت است زیرا همه انسانها از درد مشترک بی عدالتی و ستم رنج می‌برند و همه می‌خواهند تا از زیر بار ستم رهایی یابند. پس عاشورا می‌تواند بهترین گزینه برای رهایی باشد. مکتبی که از فقیر ترین تا ثروتمند ترین انسان، از کودک شیرخوار تا پیرمرد 70 ساله، از دختر خرد سال تا زنان کهنسال درآن حضور داشته و هریک نقش موثر خود را دارند. اینان بدون در نظرداشت تعلقات و ظواهر دنیوی، دست به دست هم داده و یک صدا بر علیه نابرابری و بی عدالتی برخاسته‌اند. کسانی که برای رسیدن به هدف مقدس، از هیچ نوع ایثار وفداکاری حتی بذل جان‌شان دریغ نمی‌کنند. همه عاشقانه برای رسیدن به لقای الهی لحظه شماری می‌کنند.

مردم افغانستان از گذشته‌های دور، محبت و احترام خود نسبت به امام حسین(ع) و قیامش را ثابت کرده‌اند. رخصتی اعلام شدن روز عاشورا از قدیم الایام، حضور شانه به شانۀ اهل سنت و تشیع در مراسم سوگواری نوادۀ ارجمند پیامبر اسلام(ص)، داشتن برنامه های مخصوص نذر و سوگواری در روز عاشورا از سوی اهل سنت، الگوپذیری از قیام عاشورا در دوران جهاد و مقاومت افغانستان، و در سالهای اخیر که از روز عاشورا به شکل رسمی، پررنگ تر و در اماکن عمومی بزرگداشت می‌شود، حضور بیشتر اهل سنت در برنامه‌های عزاداری، همکاری و شرکت مشترک شیعه و سنی برای تامین امنیت عزاداران، سهم گیری اهل سنت درنذورات محرمی و استقبال و پذیرایی از عزاداران و... همه و همه نشان دهندۀ علاقه‌مندی و محبت تمامی اقشار مردم افغانستان به قیام عاشورا و سرور آزادگان جهان حضرت امام حسین(ع) است و نشان می‌دهد که نهضت عاشورا و امام حسین(ع) از مشترکات اساسی افغانهاست. از سوی دیگر نشان‌دهندۀ استحکام همدلی و برادری در میان افغانها است، که هیچ چیزی نمی‌تواند آنان را از یکدیگر جدا کند. پس می‌توان نتیجه گرفت: درسی که افغانها از مکتب عاشورا گرفته‌اند درس ایثار و برادری است زیرا اینان سالهای دشوار جهاد و مقاومت را شانه به شانۀ همدیگر پشت سرگذاشته‌اند، رنج زندانهای مخوف را با یکدیگر صمیمانه سپری کرده‌اند، در طول راههای پرخطر مهاجرت دست هم را گرفته و به برادران‌شان مدد رسانیده‌اند، در روزهای گرسنگی غذای خود را تقسیم نموده و در مشکلات یاور همدیگر بوده‌اند. امروزه نیز در کنار هم، یاور هم و برادر هم هستند. با به خون غلطیدن ننگرهار صدای ناله از بامیان بلند می شود، قندهار با کشته شدن افغانها در برچی درد می‌کشد، هرات و بدخشان نیز با زخم بامیان احساس ناراحتی و ابراز همدردی می‌کنند، آتش وخون در غزنی دل غور را هم می‌سوزاند، نالۀ سرپل از حنجرۀ پکتیا هم شنیده می‌شود!. خلاصه هیچ چیزی حتی تبلیغات زهر آگین دشمنان نمی‌تواند اتحاد این ملت به هم پیوسته را بگسلد. زیرا اینان از مکتب عاشورایی امام حسین(ع) پیروی می‌کنند. مشقت و مشکلات را تحمل می‌نمایند، ولی تن به ذلت نمی‌دهند. زیرا به خوبی می‌دانند که جدایی از هم، تفرقه میان اقوام ومذاهب بدترین ذلت است. آنها به خوبی می‌دانند آزادی و آزاد زیستن که شعار اصلی مکتب کربلا است، فقط با در کنار هم زیستن و برای هم زیستن تامین می‌شود، نه بدون هم زیستن و برای خود زیستن. جدایی عامل رهایی وضعف جامعه است و مردم افغانستان بخصوص نسل جوان با درک درست از وضعیت، اجازه نمی‌دهند تا میان این برادران دیرین، که قرنهای متمادی را دوستانه و صمیمانه سپری کرده‌اند مشکل ایجاد شود. با تمسک به اسلام راستین و با پیروی از اندیشۀ والای نوادۀ پیامبر عزیز اسلام(ص)، مهربانتر از گذشته با یکدیگر برخورد نموده، سختی‌ها و ناهمواری‌ها را برادرانه و صمیمانه پشت سر گذاشته به همه ناملایمات روزگار می‌خندند، با تحمل و همدیگر پذیری که سرمشق مکتب عاشوراست، دست به دست هم داده به جنگ نابرابری‌ها و تبعیض می‌روند.

آری! این است درسی که افغانها از مکتب جهانی عاشورا و سالار شهیدان، امام حسین گرفته‌اند. عاشورا نقطۀ عطفی است تا بار دیگر افغانها دوستی و برادری خود را تقویت بخشند، دست همدیگر را با صمیمیت بیشتربفشارند، با فداکاری و ایثار، که از آموزه‌های مکتب حسینی است، کدورتها را از دل بیرون نموده و برادرگونه، بازوی یکدیگر باشند. زیرا همه یک سرنوشت دارند و در یک کشتی سواراند و این کشتی برای رسیدن به مقصد باید امواج و گردابهای زیادی را پشت سر بگذارد. پس برای عبور سالم از خطرها باید قوی بود، و با تکیه بر مشترکات می توان برقوت همدیگر افزود و یکی ازاین مشترکات بی بدیل همانا امام حسین(ع) و قیام عاشورایش است.

پس باید این وجه مشترک را تقویت بخشید و آموزه های لازم را از مکتب جهانی عاشورا آموخت و با عمل به آن، زندگی خود و هم میهنان خود را بهبود بخشید.

سید ظاهرعادلی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top