این راه و این چاه!

 

(موانع سعادت و خوشبختی)

  1. تنبلی و سستی

همان گونه که عزم و جدیت، از اسباب اصلی حرکت به سوی سعادت است، خمودی و کسالت، از موانع عمده آن به شمار می آید. امام علی(ع)، در این باره می‌فرماید: «آن که به جای کوشش، با سستی و پوچی و وقت گذرانی خو کرده است، فرسنگها از سعادت فاصله دارد.»

آری هر چیز، بهایی دارد و خوشبختیِ جاویدان، بیشترین هزینه را دارد. پرداخت هزینه زندگی ابدی نیز تلاش همیشگی می‌خواهد و انسان سست و خمود را یارای پرداخت این بها نیست.

  1. فریب خوردن

حرکت پیوسته در مسیر، نتیجه مراقبت همواره مقصد و توجه ننمودن به وسوسه‌های دل انگیز مناظر اطراف است. شیطان، گاه در لباس دوست و گاه در لباس دنیا، جلوه‌گری می‌کند و ما را به خود مشغول می‌سازد. گاه توقّف و گاه، از راه بیرون شدن، گاه، فریبِ زرق و برق زودگذر دنیا را خوردن و گاه، مغلوب خواسته‌ها و شهواتِ درون شدن و این همه، سر از بدبختی و ناکامی درمی‌آورد.

فریب، نتیجه به کار نبردن کامل و درست عقل و خرد است و حاصل غلبه هوس بر تدبیر.

  1. ولنگاری

دنیا رها و یله نیست و ما نیز نمی‌توانیم برخوردی این چنین داشته باشیم. راه خوشبختی ما حصارها و مرزهایی دارد و با خط کشیهای منظّم و حساب شده، ما را از پا فراتر از حد نهادن و رعایت حق دیگران نکردن و هرگونه دلخواه رفتن بازمی‌دارد. محدودیتهای ناگزیر زندگی دنیوی و اخروی، همان حرمتها و احترامهاست. برخی چیزها حرام هستند (محدودیت و خط قرمز) و بعضی دیگر، حرمت و احترام دارند. «خویشتنداری» و «جلوگیری از میل نفس به مرزشکنی و زیر پا نهادن حرمت»، از عوامل سعادت است، و «افسارگسیختگی» و «رها کردن مرکب نفس» و «فرو رفتن در گناه» و «سرپیچی»، از موانع آن.

  1. بدی

بدی به دیگران، بدخواهی برای دوستان، بدنیتی در حق همگان و بد نهادی انسان، از موانع خوشبخت شدن آدمی است. هستی، بر اساس نیکی حرکت می‌کند و بدی، گامی به عقب است و از این رو، به خُرد شدن بدی کننده در زیر چرخ حرکتِ خلقت می‌انجامد.

  1. شیفتگی به دنیا

دنیا، راه عبور است و گذر به سرای جاویدان، ماندن در راه و به تماشا نشستن، غفلت از مقصد و هدف است. حرص در تحصیل توشه بیش از نیاز، تنها کوله بار ما را سنگین می‌کند و از سرعت حرکت ما می‌کاهد.

دنیا به دست آوردنی نیست؛ استفاده کردنی است: ببینیم و برگیریم و برویم؛ چُست و چالاک و نرم و نازک؛ هرچه کمتر، بهتر و هرچه سبکبارتر، تندتر. دنیا سایه درختی را ماند که به گاه خستگی، باید لَختی زیر آن بیاساییم و سپس تند برویم. اگر رشته‌های خود را با دنیا کم و نازک کنیم، بزرگ ترین مانع خوشبختی را از راه برداشته ایم.

  1. سنگدلی

رحم و دلسوزی، با جدّیت، مردانگی و اراده و تصمیم، هیچ ناسازگاری ندارد. می‌توان جدّی و مصمّم و قاطع، در راه زندگی به پیش رفت، بدون آنکه به دیگران ستمی کنیم و از دلسوزی و در اندیشه دیگران بودن فاصله بگیریم.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top