آموزه‌هایی از اخلاق و رفتار پیامبر اسلام

 

(پاره نخست)

ادب ورزی

هنگامی که مسلمانان برای جنگ بدر رهسپار بودند، در مسیر خود به عربی بادیه نشین برخوردند. از او پرسیدند: آیاسپاه قریش را دیده است؟ مرد پاسخی نداد. به او گفتند: به پیامبر خدا سلام کن. بیابان نشین ریشخندکنان پرسید: آیا رسول خدا میان شماست؟ مسلمانان گفتند: بله، پس بر او سلام کن!

 مرد عرب نزد پیامبر آمد و گفت: اگر تو پیامبر خدایی، به من بگو در شکم این شتر ماده من چیست؟ سلمه پسر سلامه گفت: این مطلب را از رسول خدا نپرس. پیش من بیا، من به تو می‌گویم، آن گاه سخن نا مربوطی به زبان آورد! رسول گرامی فرمود: «دست بردار، به مرد دشنام می‌دهی؟!» پس به اعتراض، چهره از سلمه برگرفت.

آن حضرت در جنگ بدر مسمانان را از دشنام‌گویی به کشتگان دشمن بر حذر داشت و فرمود: به ایشان دشنام مدهید که این کار شما بر کشتگان تاثیری ندارد و بازماندگانشان را آزار می‌دهد. آگاه باشید که بددهنی، فرو مایگی است.

امانت داری

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش از طلوع خورشید اسلام و پس از آن نیز میان همگان به «امین» مشهور بود. خود می‌فرمود:

سه چیز است که آفریدگار اجازه شکستن آنها را به کسی نداده است. یکی از آنها، بازپس دادن امانت به صاحبش است؛ چه نیکو کار باشد چه گنهکار.

دشمنان آن حضرت در مکه، حتی پس از اعلام پیامبری، همچنان نفیس‌ترین اشیای خود را نزد وی به امانت می‌گذاشتند و تردیدی به خود راه نمی‌دادند که مبادا او اموالشان را مصادره و به نفع آیین خود خرج کند. از همین رو، پس از هجرت، از امام علی علیه السلام خواست چند روز در مکه بماند و امانتها را به صاحبانش پس بدهد.

در نبرد خیبر، مسمانان به کم غذایی شدیدی دچار شدند، به گونه‌ای که برای رفع گرسنگی، از گوشت برخی حیوانات که خوردن آنها مکروه است، استفاده می‌کردند. زیرا مسلمانان در آن زمان با اینکه چند دژ از دژهای خیبر را گشوده بودند، انبار مواد غذایی، به دست مسلمانان نیفتاده بود.

در این هنگام، چوپان سیه چرده‌ای که برای یهودیان خیبر گله داری می‌کرد، به حضور حضرت شرف یاب شد و در خواست کرد که حقیقت اسلام را بر او عرضه کند. وی با شنیدن گفتار مستدل و منطقی آن فرستاده خدا، ایمان آورد و سپس گفت: همه این گوسفندان، امانت یهودیان خیبر در دست من است. اکنون که رابطه من با صاحبان گوسفندان قطع شده است، تکلیف من چیست؟ حضرت در برابر چشم صدها سرباز گرسنه، با کمال صراحت فرمود: در آیین ما، خیانت به امانت یکی از بزرگ ترین گناهان است. بر تو لازم است همه گوسفندان را تا در قلعه ببری و همه را به دست صاحبانشان برسانی. او نیز دستور پیامبر را بی‌درنگ اطاعت کرد. وی در جنگ علیه یهود به جهاد پرداخت و در راه اسلام به شهادت رسید.

شکیبایی

رسول گرامی اسلام برای خدا و در راه اجرای رسالت خویش، آزار و اذیتهای فراوانی تحمل کرد. در نبرد احد صورتش زخمی شد و چهار دندان پیشین او شکست. یارانش از او خواستند تا دشمنانش را نفرین کند، ولی فرمود: «نفرین کننده برانگیخته نشدم، بلکه دعوتگر و بخشایش گر مبعوث شدم. خداوندگارا! قوم مرا هدایت کن؛ زیرا آنان نمی‌فهمند.»

ابن مسعود می‌گوید: هنگامی که حضرت در سجده بود و قریشیان در اطرافش بودند، عقبه پسر ابی معیط پوسته و پرده نازک جنین شتری را آورد و بر پشت او افکند. پیامبر همچنان در سجده بود.

فاطمه علیهاالسلام آمد و آن را از پشت او برداشت و عقبه را نفرین کرد. حضرت فرمود: «خداوندگارا ! قوم مرا هدایت کن، آنها نمی فهمند!»

حق گرایی

رسول خدا صلی الله علیه و آله در شادمانی و خشم، جز حق نمی‌گفت و حق را اعمال می‌کرد، اگر چه در ظاهر به ضرر خودش یا دوستانش بود.

آن هنگام که یاران راستین او اندک بود و وارد شدن حتی یک نیرو در اردوگاهش سر نوشت ساز، اطرافیان از او خواستند از برخی مشرکان برای سرکوب دیگر مشرکان یاری جوید، ولی ایشان نپذیرفت و فرمود: «از مشرک کمک نمی‌طلبم.»

آن حضرت به یارانش سفارش می کرد: سخن حق را از هر که شنیدی بپذیری؛ گرچه دشمن بیگانه باشد و نا حق را از هر کس شنیدی نپذیری؛ گر چه دوست نزدیک تو باشد.

گذشت

پیامبر رحمت، هم خود آراسته به عفو بود و هم دیگران را به گذشت سفارش می‌کرد: «گذشت کنید، همانا عفو، جز بر ارج بنده نمی‌افزاید. پس یکدیگر را عفو کنید تا خداوند ارجمندتان کند.»

هرگز در سیره رفتاری ایشان دیده نشد که به خاطرخویش از کسی انتقام گرفته باشد. گذشت همواره در اولویت رفتاری ایشان بود و در هر مجلسی امت خود را به عفو دیگران فرمان می‌داد: «مردی به خاطر خدا از ستمی که بر او رفته است نمی‌گذرد، جز آنکه روز رستاخیز پروردگار بر ارجمندی اش بیفزاید.»

کشاورزی

پیامبر می فرمود: «روزی را در نهان زمین بجویید. هر گاه کشاورزی بذری را از راه حلال در دست خود می‌گیرد، فرشته‌ای ندا می‌دهد: یک سوم برای دهقان، یک سوم برای پرندگان و یک سوم برای چارپایان. چون آن را بر زمین می‌پاشد، برای هر دانه بذر، ده نیکی برایش می‌نویسد. چون آن را آبیاری می‌کند و بذر می‌روید، گویی در برابر هر دانه، انسان مؤمنی را زنده کرده است و تا دهقان آن کشته را درو کند، خداوند والا را می‌ستاید. چون آن را می‌کوبد، گویا گناهانش را له می‌کند. هنگامی که خرمن را باد می‌دهد، (برای جدا سازی دانه‌ها از ناخالصی‌ها) گناهانش نیز بر باد می‌روند. زمانی که آن را وزن می‌کند، به سان روز تولدش از گناهان خارج می‌شود. وقتی که آن محصول را به خانه می‌برد و نان خورهایش شاد می‌شوند، عبادت چهل سال را بر او می‌نگارند. هنگامی که از آن به گرسنه و همسایه و بیچاره می‌دهد، آفریدگار او را از عذاب خود در امان می‌دارد.»

از پیامبر اسلام پرسیدند: چه ثروتی بهتر است؟ فرمود: «کشته‌ای که صاحبش آن را بکارد، سامان دهد و روز درو، حقش (زکاتش) را پرداخت کند.»

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

محتوای بیشتر در این بخش:

Go to top