چه‌کسانی به رئیس‌جمهور اعتماد خواهند کرد

در روزهای اخیر" محمد اشرف غنی" رئیس جمهور، از نامزدی‌اش در انتخابات ریاست جمهوری 31 حمل 1398 خبرداد. آقای غنی گفت: می‌خواهد برنامه‌های نیم کاره‌اش را تمام کند. او ختم جنگ 17 ساله و صلح با طالبان را از اهدافی خواند که در صدد تکمیل آنهاست. در یکی دو ماه اخیر تلاش ارگ برای گسترش ارتباط با مردم افزایش یافته است. بیشتر شدن سفرهای رئیس جمهور و حضور وی در ولایات مختلف، نشان دهندۀ موضوع است.

قرار است بتاریخ 24 قوس ثبت نام نامزدان ریاست جمهوری آغاز شود و تا آن زمان دشوار است بگوییم چه کسانی با آقای غنی دراین دور به رقابت خواهند پرداخت؟. اما عمده ترین جناح‌هایی که احتمال دارد در این انتخابات حضور قوی داشته باشند عبارتند از:1- ائتلاف بزرگ ملی افغانستان که در آن افراد شاخصی مثل عطامحمدنور، جنرال دوستم، محمد محقق، ربانی و... قرار دارند و در این سالها، بارها با تبعیض‌آمیز خواندن سیاست‌های دولت علیه آن موضع گرفته‌اند.2- شورای حراست و ثبات: این تیم هم متشکل از رهبران برجستۀ مجاهدین مانند سیاف و قانونی و دیگران است. گفته می‌شود این شورا "عمر داوود زی" را بعنوان نامزد معرفی می‌کنند. هرچند داکتر عبدالله گفته که تلاش برای معرفی نامزد واحد ازحوزه جهاد و مقاومت جریان دارد. 3- حنیف اتمر: این چهرۀ سیاسی که تا چندی قبل بعنوان بازوی راست رئیس جمهور غنی شمرده می‌شد، بعد از شکر رنجی، اکنون ارگ را ترک کرده و گفته می‌شود: می‌خواهد با بهره‌گیری از روابط و اعتماد کشورهای غربی، و توانایی برقراری ارتباط با جریانهای داخلی، بعنوان نامزد مطرح ریاست جمهوری عرض‌اندام کند. 4- حامد کرزی: رئیس جمهور پیشین وچهرۀملی که بیشتر افغانها خاطراتِ شیرینِ کوتاه مدتِ خود را از سالهای اول زمامداری وی دارند!. او بعد از13 سال حکومت، حالا فردی جا افتاده و تاثیرگذار است. هرچند تا کنون ابراز علاقه‌ای برای رسیدن بار سوم به ریاست جمهوری نکرده و از گروه خاصی هم اعلان حمایت نکرده ، و تا روز آخر معلوم نیست که چه موضعی خواهدگرفت؛ ولی خواه ناخواه اعلان حمایت وی از تیم مشخص تاثیر بسزایی در رقم زدن سرنوشت کاندیدای آن تیم دارد. ولی باوجود اختلاف دیدگاه‌های هرچهار گروه با آقای غنی، احتمال توافق آنان با رئیس جمهور بعید به نظر می رسد! هرچند در دنیای سیاست هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.

دستاورد‌های دولت

دولت وحدت ملی فعالیت ها و کاستی‌هایی دارد. دستاوردهایش عبارتنداز: امضای موافقتنامه امنیتی با امریکا، که در روزهای اول عملی شد. عادی سازی روابط افغانستان- امریکا. افزایش عواید مالی: در سال مالی 1395 عواید افغانستان بالغ بر165 میلیارد افغانی معادل 2.5 میلیارد دالر بود که 43 میلیارد افزایش داشت. مبارزه نه چندان موثر با مفسدین اداری و بازبینی برخی قراردادها. گسترش روابط تجارتی با منطقه بعد از ایجاد مشکل از سوی پاکستان، بهره‌برداری از بندر چابهار و سهولت در تجارت، پیشرفت در بخش اعمار بندهای آب، از جمله افتتاح بند سلما و . راه اندازی مجدد فابریکه سمنت جبل السراج، روی دست گرفتن پروژه‌هایی مانند، تاپی، کاسا 1000 و برق 500 کیلوولت ترکمنستان، اصلاح نظام کنکور و تغییرات در تحصیلات عالی که سال به سال میزان رضایت از کنکور افزایش یافته است.

وعده های عملی نشده!

رئیس جمهورحین کمپاین وعده‌های زیادی داده بود که بیشترآنها عملی نشده است. هرچند از حقیقت نباید چشم پوشید که نفس حکومت وحدت ملی، یا حضور دو رکن قدرت با دیدگاه متضاد و رقابت سیاسی، خود بخود سبب ضعف و بروز مشکلات در نظام می‌شود، ولی خواهی‌نخواهی رئیس جمهور در زمان قدرتش صلاحیت دارد.برخی از وعده‌های عملی نشده: 1 – گسترش استخراج گاز و نفت و تولید برق از منابع گازی ولایات شمال. 2 – توزیع مسکن برای تمام نیازمندان. 3 – تبدیل کندوزبه محور ترانزیت کالا و پیشرفت تجارتی این ولایت. ( ولی دوبار به تصرف طالبان درآمد و زیانهای زیادی متحمل شد). 4 – ننگرهار به ولایت صادر کنندۀ برق تبدیل خواهد شد. 5 – تبدیل شدن کندهاربه مرکز تجارتی منطقه، و رسیدن قطار به سپین بولدک. 6 – خط آهن از آقینه به شیرخان بندر وصل می‌گردد. 7- متصل شدن بدخشان به چین و جهان از طریق راه ابریشم. 8- ایجاد معاونت سوم ریاست جمهوری برای تکمیل ترکیب اقوام. 9- دولت به شرکت سهامی تبدیل نخواهد‌شد.10- سهولت پاسپورت برای مهاجرین. 11- بلند بردن کیفیت تعلیمی مکاتب و تحصیلات عالی. 12- حمایت از، شهدا و معلولین. (متاسفانه ارقام شهدا و معلولین رو به افزایش است). 13- بیشتر شدن سهم مشارکتی زنان درحکومت و جامعه( حضور خانم رئیس جمهور در برنامه ها و نقش وی در پروموت). 14- گسترش و حمایت از آزادی بیان( فشار و خشونت علیه کار رسانه ای افزایش یافته). 15- صلح با طالبان. 16 – ازبین بردن فاصله میان ارگ و مسجد و...

دیگر کاستی‌های حکومت عبارتند از: به موقع برگزار نشدن و تعویق انتخابات. بد تر شدن وضعیت امنیتی کشور: در چهار سال اخیر سیطرۀ مخالفین از 15 درصد، به 50 درصد خاک افغانستان رسید، و هر روز مشکلات امنیتی بیشتر می‌شود. گسترش فقرو بیکاری : در سالهای اخیر فقر 40 درصد، و بیکاری 3 برابر شده است. بیش از دو میلیون افغان بیکاراند. افغانستان در سالهای اخیر میزان کسب و کاربا 8 رتبه سقوط به درجۀ 183 ازمیان 190 کشور عقب‌گرد داشت. از نگاه سرمایه گذاری رتبه 189 را بدست آورده و از کشورهای آسیب پذیر جهان شناخته می‌شود. بیشتر آگاهان حکومت را در ارائۀ خدمات عمومی به شهروندان به تبعیض و رعایت نکردن توازن متهم می‌کنند.

و اما اکنون!

حالا که عمر این حکومت رو به اختتام است، رئیس جمهور تلاش دارد تا برای یک دورۀ پنج سالۀدیگر بر مسندش باقی بماند. هر چند نفس حضور هر رئیس جمهور خود بعنوان امتیاز ویژه در انتخاباتِ بیشتر کشورها شمرده می‌شود، ولی مشکل در اینجاست که در این سالها بیشتر مردم اعتماد و باور خود را نسبت به تیم حاکم از دست داده‌اند. افزایش بیکاری و نا امنی، نشنیدن صدای اعتراضات مدنی، به خاک وخون کشانیده شدن راه‌پیمایی مدنی، کشته شدن صدها جوان نخبه و پاسخگو نبودن دولت در این زمینه، متهم دانستن رئیس جمهور به تبعیض و قوم گرایی از سوی مخالفان سیاسی، عملی نشدن وعده‌ها، و در یک کلام افزایش روز افزون مشکلات مردم در چهار سال اخیر سبب نارضایتی و بی‌اعتمادی آنان نسبت به حکومت شده است. اخیرا دکتر عبدالله نیز به نارضایتی مردم از دولت اشاره کرد. حامیان داکتر عبدالله نیز از وی دل خوشی ندارند و بارها مستقیماً وی را مورد انتقاد قرار داده و اکنون در حال تشکیل تیم‌های انتخاباتی‌اند.

یاران از دست رفته

جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری که بزرگترین بانک‌رای وی بود، در این سالها حسرت استفاده از صلاحیت معاونیت اول بدلش باقی ماند و حالا در تیم مخالف است. حنیف اتمر که در برنامه ریزی و سیاست گذاری یاور و همدم آقای غنی بود، امروز خود داعیه نامزدی دارد. احتمال زیاد دارد که آقای غنی در این دور هم حمایت کریم خلیلی را با خود داشته باشد. ولی تعداد زیادی از آرای مربوط به خلیلی، بدلیل آنچه تبعیض رئیس جمهور در اجرای برنامه های زیربنایی، و بی‌اعتنایی به اعتراضات مدنی می‌دانند به شدت از رئیس جمهور ناراحت‌اند . از سوی دیگر حکمتیار بعنوان متحدی که سودِ بودنش با زیانش برابری می‌کند را نیز نباید فراموش کرد. زیرا از یک سو گلبدین حکمتیار که با همکاری حکومت و با امتیازات زیاد وارد کابل شده، برخی اوقات حتی حکومت، انتخابات و همه چیز را به شدت انتقاد می‌کند. از سویی حضور حکمتیار در کنار آقای غنی، خود بخود سبب طرد گروه‌های دیگر از کنار رئیس جمهور می‌شود. بخصوص کسانی که از آقای حکمتیار دل خوشی ندارند.

در روزهای اخیر که سر وصداهایی از بروز اختلاف میان اعضای "ائتلاف بزرگ ملی" و خروج جنرال دوستم و انور الحق احدی از این ائتلاف شنیده می‌شود، روزنه های امیدی برای رئیس جمهور در حال باز شدن است. آقای غنی در انتظار تکیدن‌های بیشتری است، تا بتواند تکیده‌ها را برای خود جمع آوری کند. از سویی تیم حاکم فرصت خوبی دارد تا از تجربیات انتخابات 28 میزان برای برنامه ریزی و مدیریت انتخابات ریاست جمهوری سود ببرد.

ولی حرف اینجاست! رئیس جمهور چگونه خواهد توانست دوباره افراد تاثیرگذار که از وی داغ دیده اند را دورخود جمع کند. آیا آنان دوباره به رئیس جمهور اعتماد خواهند کرد. و ازهمه مهمتر! مردمی که در این سالها غیر از رنج و مصیبت چیز دیگری ندیده‌اند، چگونه دوباره به رئیس جمهوری که آزموده‌اند اعتماد کرده و رای بدهند؟. رئیس جمهور چگونه خواهد توانست مردم داغدیده را قناعت بدهد که دوباره به وی اعتماد کنند و زمام امور را بدستش بسپارند؟. آیا او می‌تواند اعتماد رفته را برگرداند؟

امیر همت

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top