چرا ائتلاف معاون صاحبان شمال به بن بست رسیده است؟

به نظر می رسد ائتلاف بزرگ ملی بعد از چندین روز مهمانی ها با مصارف گزاف، غذاهای لذیذ و رایزنی های نفس گیر به بن بست رسیده است.

واقعیت این است که ائتلاف از مجموعه اضداد ها و جریانات آشتی ناپذیر تشکیل شد. مهمترین وجه مشترک آنها نارضایتی از حکومت در تحت رهبری غنی است.

دو جریان اساسی و متضاد وارد بازی در ائتلاف شدند: یکی "شمالی تلوالی" معروف به " معاون صاحبان" جهادی شمال. دوم، "جنوبی تلوالی" معروف به" ولس مشران تکنوکرات"

خواست اصلی، "ولس مشران تکنوکرات" یک چیز است و آن انتخاب دو معاون صاحبان بی صلاحیت از میان متقاضیان بی شمار شمالی تلوالی.

اما معاون صاحبان شمال دو خواست دارند:

۱) تغییر نظام ریاستی متمر کز به نظام نا متمرکز و قبولی جایگاه نخست وزیری و انتخابی شدن والی ها.

۲) بجای دو معاون برای جلالت مآب ولسمشر سه معاون صاحب خادم.

اما ولس مشران مغرور با هر دو خواست معاون صاحبان مخالفت کردند. چرا؟

واقعیت این است که این دو خواست معاون صاحبان برای ولسمشران خود کشی سیاسی است. آنها حاضر نیستند که ماشین قدرت مطلقه شانرا که با چرخ مالی، سیاسی و نظامی ناتو و تروریزم قبیلوی در گردش است بخاطر گل روی چند نفر معاون صاحبان شمال تقسیم کنند. زیرا در نهایت مثل انتخابات های قبلی معاون صاحبان شمال به قدرت ولشمشران زانو می زنند.

واقعیت اینست که ولسمشران امتیاز ۵ چیز را با توجه به توازن قدرت میان شمال و جنوب و ناتوانی و ضعف شمال هر گز با کسی معامله نمی کنند.

۱) ولسمشری حق میراثی جنوبی تلوالی است و بس.

۲)نظام متمرکز بهترین ابزار سلطه طلبی جنوبی تلوالی است.

۳) افغانیت سلطه هویتی جنوبی تلوالی است.

۴)معاونیت شمالی تلوالی برای آنها سیستم برده داری نوین در عصر حاضر است.

۵) برنامه عمل حاکمیت آنها مانیفست دویمه سقاوی به عنوان بهترین نقشه راه تبهکاری در عصر حاضر است.

تصادفی نیست که ولسمشران خواست های معاون صاحبان شمال را رده نموده یکی بعد از دیگری ائتلاف را ترک می گویند.

در نتیجه معاون صاحبان شمال با دو چالش مواجه شده اند:

نخست اینکه بی ولسمشر شدند. نمی دانند از کجا ولس مشر پیدا کنند.

دوم اینکه ائتلاف شان بخاطر حضور ولسمشران جنوبی ائتلاف بزرگ و ملی نامیده میشد. حالا نه ملی هستند و نه بزرگ. صرف خالص ائتلاف شمالی تلوالی باقی ماندند.

تجارب انتخابات ۲۰۱۴ نشان می دهد که یک تعداد معاون صاحبان مثل دوستم و ضیا مسعود ائتلاف را ترک کردند یکی بحیث معاون اول غنی و دیگری بحیث معاون اول زلمی رسول شدند و متباقی به مار آستین بیعت کردند.

حالا هم عین سناریو در حال تکرار شدن است صرف با یک تفاوت که هیچ ولسمشری نمی تواند جنرال دوستم را به دلایل پرونده ایشچی از ترس جامعه جهانی بحیث معاون انتخاب کنند. اگر انتخاب هم کنند توسط کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی و کمیته های حقوق بشر رد صلاحیت می شود. اما او برای مقام معاونیت پسر و یا دختر خود را وارد بازی کرده است.

چانس استاد عطا و استاد محقق بحیث معاون شدن در قوی ترین تکت انتخاباتی سال ۲۰۱۹ ریاست جمهوری افغانستان از دیگران بیشتر است. اما راز این چانس را در آینده افشا می کنم.

هارون امیرزاده

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top