لویه جرگه؛ نسخة قبیله‌ای سیاست‌گران دموکرات‌مآب

 

با گذشت هر روز به تعداد مدعیان برگزاری لویه‌جرگه عنعنوی افزوده می‌شود. حامد کرزی رئیس جمهور پیشین کشور از مدعیان سرسخت برگزاری «لویه جرگه/جرگه بزرگ» عنعنوی به‌خاطر گذار از بحران کنونی و تصمیم‌گیری در مورد آینده نظام سیاسی است. حامد کرزی پس از سرنگونی رژیم سیاه طالبان از دریچۀ جرگه بزرگ به قدرت رسیده بود و در دو انتخابات ریاست جمهوری هم به کمک و همکاری مستقیم امریکایی‌ها و حمایت‌های قومی به اریکۀ قدرت تکیه زد و نزدیک به یک و نیم دهه حکومت کرد. اکنون که بیش از سه سال می‌شود آقای کرزی از قدرت و حاکمیت دور شده دوباره به جرگه‌خواهی و تضعیف نظام پرداخته و یک‌بار دیگر می‌خواهد از این طریق به قدرت برسد. آقای کرزی تاحال در چندین کنفرانس خبری خواهان برگزاری جرگه بزرگ عنعنوی شده و نهادها و ائتلاف‌های سیاسی را نیز متقاعد ساخته است تا از این داعیه پشتیبانی کنند. اما حکومت کنونی به‌شدت مخالف برگزاری لویه جرگه عنعنوی است و اما کاخ نشینان سپیدار یعنی جناح دیگر حکومت کماکان تمایل دارند تا لویه جرگه تعدیل قانون اساسی برگزار گردد.

کرزی و پتانسیل‌های بالقوه او برای جرگه‌خواهی

یک: تفکر قبیله‌یی؛ کرزی تحصیل کرده هندوستان است و یکی از چهره‌های مصلحت اندیش و متعهد به ارزش‌های قبیله و در جایی هم هم‌سو با تفکر طالبانی و در ضدیت تمام با حضور خارجی‌ها به‌خصوص نظامیان امریکایی در افغانستان. آقای کرزی بیش از آنکه به‌عنوان یک چهره اکادمیک و ماستر روابط بین‌الملل خواهان مولفه‌های دموکراسی و نظیر آن انتخابات و اصلاحات در نظام انتخاباتی و مطالعه مدل‌های سیاسی کارا و معیاری برای گذار از بحران و رفتن به‌پیش تعالی جامعه و تامین مردم‌سالاری باشد؛ برعکس خواستار کهنه‌ترین و فرسوده‌ترین روش برای گذار از بحران است که در حقیقت داعیه او یک داعیه برگشت به عقب است و افغانستان را وارد فاز جدیدی از بحران داخلی خواهد کرد.

دو: مقام‌های پیشین در رکاب کرزی؛ جای بسا نگرانی این است که آقای کرزی داعیه جرگه خواهی‌اش را با گذشت هر روز گسترده می‌سازد و چهره‌های تحصیل کرده و اکادمیک را نیز با این تفکر هم‌سو و همراه خود ساخته است. به‌تازگی داکتر رنگین دادفر سپنتا یکی از مقام‌های پیشین حکومت و از اعضای کلیدی جریان سیاسی «محور مردم افغانستان» به رهبری رحمت‌الله نبیل از داعیه جرگه‌ خواهی حامد کرزی پشتیبانی کرده و برگزاری لویه جرگه را برای گذار از بحران کنونی یگانه نسخه نجات‌بخش خوانده است. هفته گذشته انجمن والیان افغانستان که یکی از جریان‌های همسو با حامدکرزی است و شمار زیادی از والیان و مقام‌های پیشین حکومت عضویت آن را دارند، نیز از داعیه جرگه خواهی حمایت کرده و از مردم خواسته است که خواستار برگزاری لویه جرگه عنعنوی برای گذار از بحران کنونی شوند.

سه: نفوذ کرزی به درون نظام کنونی؛ حامد کرزی در انتخابات 1014 ریاست جمهوری از حامیان سرسخت آقای غنی بود و او در بدل این حمایت کرسی‌های بلند دولتی را نیز به نزدیکان و همراهان و حامیان سیاسی‌اش اختصاص داده است که هم اکنون در بخش‌هایی از نظام کنونی از نفوذ خوبی برخوردار است. دو هفته پیش یکی از مشاورانش را به دلیل کمپاین برای برگزاری لویه جرگه عنعنوی برکنار کرد. احمدالله علیزی مشاور رئیسجمهوری در امور حکومتداری محلی که از سوی آقای غنی برکنار شد، مدعی‌ست که اشرف غنی از مراجعه به مردم هراس دارد و به تمام کارکنان و مشاوران و همراهان سیاسی‌اش گفته است که در بحث‌های رسانه‌یی و در برنامه‌ها «باید از من» حمایت کنید.

نقدی بر نسخه لویه جرگه

لویه جرگه یا جرگه بزرگ به معنی «گردهمایی بزرگ سران قبایل افغانستان» است. لویه جرگه بزرگ‌ترین مجمع بزرگان و شخصیت‌های قومی واجتماعی کشور و در موارد بحرانی در افغانستان تشکیل می‌شود. در بیشتر موارد از سوی حاکمان پادشاه یا رئیس جمهور فراخوانده شده و اعضای آن می‌توانند هم انتخابی و هم انتصابی باشند. اما آنچه قابل درنگ است این که ساختار قبیله‌یی جرگه و حضور سران قومی و دیدگاه‌های مصلحت‌اندیشانه و فاقد راهکارهای علمی و معیاری که از برون‌داد لویه جرگه می‌باشد و باورهای نسل کنونی هم به شدت با چنین ساختاری در تقابل قرار دارد. از این جهت نسخه لویه جرگه برای برون رفت از بحران کنونی و گذار به ثبات و رسیدن به صلح و پایان جنگ با چنین ساختاری غیر ممکن به نظر می‌رسد. از سوی دیگر شعور و شور سیاسی کنونی در کشور که در یک و نیم دهه شکل گرفته است با چنین نگرش قبیله‌گرایانه و مصلحت‌اندیشانه در تقابل است. هم‌چنان جامعه جهانی که برای دولت-ملت‌سازی، جنگ و صلح، ساخت و ساز و نهادینه سازی مولفه‌های دموکراتیک در افغانستان صدها میلیارد دالر کرده است، آماده به پذیرش چنین نسخۀ عقب‌گرایانه نیست. هم‌چنان دولت کنونی به شدت زیر فشار نهادها و کشورهای کمک کننده بین‌المللی قرار دارد و برگشت به عقب به معنی پایان عمر حکومت وحدت ملی تلقی می‌شود.

ضرورت تغییر در روش حکومت‌داری

یگانه راه در شرایط کنونی، کنار آمدن است و اگر طیف‌های کنونی که به‌عنوان گروه‌های اپوزیسیونی حکومت کنونی را در دایره تنگ قرار داده است، کنار بیایند و برای سلامت نظام و عبور از بحران کنونی تلاش کنند، ما می‌توانیم هم از بحران موفقانه عبور کنیم به ثبات و هم تا دو سال دیگر برای برگزاری انتخابات شفاف نهادسازی و ظرفیت‌سازی کنیم. اشرف غنی شیوۀ را برای حکومت‌داری در پیش گرفته است که او را شبیه یک «دیکتاتور» ساخته و او همه معیارهای حکومت‌گری و دولت‌داری را با عصبانیت و خشونت عجین کرده است. هم‌چنان یکه‌تازی‌های اشرف غنی و دوری او از مردم و ایجاد فاصله میان دولت-ملت بن‌بست اصلی بحران کنونی کشور است. دیگر اینکه حکومت کنونی فضا را چنان بر وفق مراد یک تیم حاکم ارگ و حلقه قدرت رییس جمهور خلاصه کرده و خلاف قانونی در مواردی خارج از حیطه مسوولیت‌ها و وظایف حکومت مداخله می‌کند، که اگر به‌زودی تغییری در روش حکومت‌داری نیاید و ایجاد فضا به طیف‌های سیاسی مهم پنداشته و خواسته‌های مردم در نظر گرفته نشود، شاید پیش از جرگه‌خواهی سرنوشت نامعلومی شبیه سرنگونی نظام کنونی، متوجه حکومت وحدت ملی خواهد بود. 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top