شباهت‌های کرزیِ امروز به سردار داوودِ دیروز

 

 

حامد کرزي، رئيس جمهور پيشين کشور يکي از سياستگران مرموز و از چهرههاي جنجال برانگيز و چندپهلو در سالهاي پسين بوده است. اين چهره پس از سقوط رژيم افراطي طالبان با حمايت مستقيم امريکا و تفاهم سران جهادي-سياسي کشور که در کنفرانس بن آلمان در دسامبر سال 2001 ميلادي صورت گرفته بود، به اريکه قدرت به عنوان رئيس موقت دولت جمهوري اسلامي افغانستان تکيه زد. نيروهاي ناتو به رهبري امريکا، طالبان و گروه القاعده را در تمام نقاط افغانستان تعقيب و اين گروههاي تروريستي را به شکست مواجه کرد وامريکاييها دولت موقت به رهبري کرزي را از هر حيث حمايت و پشتيباني ميکرد. حامد کرزي پس از شش ماه اداره موقت کشور نظر به مواد موافقتنامه بن، ترتيب و تنظيم برگزاري لوي جرگه اضطراري را گرفت و اين جرگه را برگزار کرد و در يک رقابت نمايشي با مسعوده جلال يکي از بانوان مطرح کشور و از رقباي سياسياش در انتخابات رياست جمهوري 2004، از سوي اعضاي جرگه بهعنوان رئيس دولت انتقالي افغانستان انتخاب شد.

کرزي نخستين رئيس جمهور منتخب

دولت انتقالي به رهبري کرزي مکلف بود تا جرگه تصويب قانون اساسي را برگزار و قانون اساسي جديد را به تصويب جرگه و توشيح خود برساند که اين رويدادهاي مهم در تاريخ معاصر کشور خيلي ارزشمند و قابل اهميت بود. در پرتو قانون اساسي 1382 انتخابات رياست جمهوري افغانستان در سال 1383 و انتخابات پارلماني در سال 1384 برگزار شد و پروسه واگذاري قدرت به مردم و ملي سازي حاکميت که به عنوان زمينه رسيدن به ثبات در معاهده بن در نظر گرفته شده بود، به اجرا گذاشته شد. در اين هنگام که حامد کرزي در نتيجه انتخابات رياست جمهوري و با يک رويکرد مردمسالارانه بهعنوان اولين رئيس جمهور انتخابي در تاريخ کشور برگزيده شده بود، اميدواريهاي شهروندان کشور و سياستگران به يک آينده درخشان بيشتر از پيش قوت ميگرفت. در سالهاي نخست حاکميت کرزي، پولهاي زيادي براي دولت-ملت سازي، حقوق بشر، تحصيلات، معارف، زراعت، مبارزه با مواد مخدر،مبارزه با تروريزم، جاده سازي و در ساختن ارتش و پوليس افغانستان، وارد کشور شد.

افغانستان پس از کرزي، بحرانيترين کشور

پولهاي هنگفتي که در سالهاي نخست حکومت حامد کرزي از سوي کشورهاي غربي و اروپايي در افغانستان سرازير ميشد، در تاريخ کشور بيسابقه است. تاجايي که امريکا پس از يک و نيم دهه اعتراف کرد که در بازسازي افغانستان بيشتر از طرح مارشال که سبب احياي اروپاي پس از جنگ دوم جهاني شد، هزينه کرده است. بر اساس گزارش اداره سيگار در سال 2014، تخصيص بودجه آمريکا براي افغانستان اکنون به 109 ميليارد دلار رسيده است در حالي که اين کشور در طرح مارشال براي کشورهاي اروپايي 103 ميليارد دالر طي سالهاي 1948 تا 1952 کمک کرده بود. طرح مارشال شامل بيش از ده کشور اروپايي بود که پس از جنگ دوم جهاني از نظر اقتصادي، زيرساختها و نظامي و صنعت وضعيت رقتبار داشتند. اما افغانستان پس از اين همه هزينه هنوز هم يکي از فقيرترين، وابستهترين و بحرانيترين کشور جهان بود/است.

ميراث کرزي به غني و عبدالله

آقاي کرزي مامور بود در خصوص مصرف مناسب پولهاي کمک شده برنامه ريزي ميکرد و اين پولها را در جاهاي مناسبش به مصرف ميرساند و کشور را گامبه گام به ترقي، آباداني و زيرساختها را پايهگذاري ميکرد و ريشه تروريزم را ميخشکاند، اما او در اين زمينه ناکام شد و پس از دو سال کم کم اقتدار سياسياش را از دست ميداد و در زير ريش او فساداداري اوج گرفت، گروههاي تروريستي دوباره از غارها بيرون زدند و امنيت کشور را تهديد ميکرد و کشت و توليد موادمخدر هم آهسته آهسته افزايش يافت و روز به روز به شمار معتادان به موادمخدر افزوده ميشد، قانون گريزي معمول شده بود و قدرت سياسي و نظامي کم کم به دست فرماندهان و رهبران جهادي افتاد. اما با آن هم حامد کرزي اين مرد مرموز سياست افغانستان، تقريبا يک و نيم دهه زمام امور کشور را در دست داشت و اما با وجود آنکه بيش از صد ميليارد دالر کمکهاي خارجي به کشور سرازير شد، زيرساختهاي اقتصادي را پايهگذاري نکرد و در عين حال سياستهاي نرم او در برابر طالبان، اين گروه تروريستي را به يک هيولاي مهارناشدني مبدل کرد و درحالي که دستگاه اداري دولت افغانستان غرق در فساد بود، کشور در تهديد جدي تروريزم، اقتصاد ورشکسته، کشت و توليد موادمخدر به بلندترين حد افزايش يافته و جغرافياي جنگ به امنترين منطقه افغانستان يعني شمال کشور انتقال يافته بود، قدرت را به رهبري حکومت توافقي بهنام وحدت ملي به غني و عبدالله سپرد.

کرزي پس از خلع قدرت

حامد کرزي، که با لباس محلياش بهخصوص «چپن و کلاه قرهقل» بهعنوان خوشلباسترين رهبر سياسي در ميان رهبران سياسي جهان نيز شناخته ميشد، در سالهاي پسين حاکميتش باوجودي که در دو دور انتخابات رياست جمهوري با حمايت مستقيم امريکاييها به کرسي رياست جمهوري افغانستان تکيه زده بود و خانوادهاش نيز به دليل حمايتهاي او و معافيتهاي مالي و حمايتهاي سياسياش، يکي از سرمايهدارترينهاي کشور شده بود، موضع ضد امريکايي اتخاذ کرد. آقاي کرزي در سال 2012 با امريکا قرارداد همکاريهاي استراتيژيک امضا کرد و اما پس از آن قرارداد که بخش دوم آن امضاي پيمان امنيتي ميان کابل-واشنگتن بود و به گفته خودش اين پيمان روابط نظامي ده ساله افغانستان و ايالات متحده امريکا را از 2014 الي 2024 تنظيم ميکرد، امتناع کرد. امضا نکردن پيمان امنيتي کابل-واشنگتن از سوي کرزي، اورا به يکي از چهرههاي ضد امريکايي در افغانستان مبدل کرد و پرده از رازهاي امريکاييها در خصوص پافشاري براي امضا کردن اين پيمان توسط رئيس جمهور کرزي، برداشته شد. پس از آنکه قدرت سياسي را بهگونه مسالمت آميز به غني و عبدالله سپرد، با يک چرخش 180درجهاي به يکي از منتقدين سرسخت امريکا مبدل شد و بيشتر خودرا به چين، روسيه، هند و ايران نزديک ساخت. او پس از خلع قدرت تاکنون به چين، هند، روسيه و شماري از کشورهاي ديگر رفته است و از موضعگيريهايش در برابر امريکا و نزديکي او با روسيه و کشورهاي منطقه، معلوم ميشود که او برنامهاي در سر دارد و شايد خواب دوباره گرفتن قدرت را ميبيند.

نگاهي به پتانسيل سياسي کرزيِ امروز

حامد کرزي همانطوري که گفته شد، يکي از سياستگران مرموز و اما در عين حال از رهبران ثروتمند و قدرتمند کشور است. هرچند آقاي کرزي براي گرفتن دوباره قدرت کمتر از هر کس ديگر شانس دارد، اما ناتواني و ضعف حکومتگران کنوني باعث شده است مردم به دوره حاکميت او نگاه نوستالوژيک داشته باشند و حسرت برگشت به دوره اورا بخورند. او هنوز هم بخش بزرگي از حمايتهاي مردمي را با خود دارد و زيرکي و مهارتهاي فني سياسياش اورا به يک چهره پرطرفدار مبدل ساخته است. اين درحاليست که او دو ستون مستحکم و پرطرفدار اعضاي فاميلش را از دست داده است که در جنوب کشور از قدرت و ثروت بلند برخوردار بودند.

احمدولي کرزي برادرش و حشمت خليل کرزي پسر کاکايش بودند که در دو حمله جداگانه انتحاري و تروريستي به شهادت رسيدند. اما با آنهم حامد کرزي طيفهاي بزرگ سياسي و اجتماعي را با خود دارد و تنشها ميان رهبران حکومت، قوتگرفتن طالبان، نفوذ روز افزون روسيه در افغانستان و افزايش نارضايتي مردم از حکومت غني و عبدالله بازي را بيشتر به نفع او رقم ميزند، چرا که هنوز هم مردم دوره اورا نسبت به دوره غني ترجيح ميدهند و او شباهتهاي زيادي به داوودخان پيش از انجام کودتاي سفيد دارد و وضعيت هم نيز در بعضي موارد شبيه همان دوره است.

کرزي، آيا گلي را به آب خواهد داد؟

اما نگاه او نه به غرب، بل اکنون به ابرقدرت شرق دوخته شده و احتمال ميرود از اين رهگذر او يا در انتخابات رياست جمهور 2019 يکي از نامزدان رياست جمهوري باشد و يا با حمايت از طالبان، موضع ضد امريکايي و نزديکي بيشترش به روسيه، گلي را به آب خواهد داد. اگر چنين نيست، و اگر از سياست خسته است چرا در ناز و نعمت زندگي نميکند و به عنوان يک رئيس جمهور بازنشسته که تمام امکانات و امتيازاتش محفوظ است و صدها ميليون دالر ذخيره دارد از زندگي لذت برده و در کنار فاميلش و دور از دغدغههاي سياسي به سر نميبرد؟

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top