سرنوشت بلخ در نبود نور!

 

 

سرانجام اشرف غنی برگه استعفای عطامحمد نور، والی بلخ را امضا کرد. گفته می‌شود برگۀ استعفای آقای نور پیش از آنکه به‌حیث والی بلخ معرفی شود و در آغاز مذاکرات سیاسی‌اش با ارگ، بدون تاریخ به رئیس جمهور غنی فرستاده شده بود و آقای غنی هم در پی داغ شدن تنش‌های سیاسی میان او و آقای نور، استعفای وی را منظور و به‌جایش مهندس داوود یکی از فرماندهان جهادی-جمعیت اسلامی را که باشنده اصلی بلخ و پذیرفته شده بریتانیا می‌باشد، به حیث والی جدید بلخ معرفی کرده است. مهندس داوود یکی از دو گزینه‌ی است که آقای نور در جریان مذاکراتش با رئیس جمهور غنی به ارگ پیشنهاد داده است. یکی دیگر از این دو گزینه، محمد فرهاد عظیمی عضو مجلس نمایندگان و از نزدیکان آقای نور می‌باشد که آقای غنی از میان آنان مهندس داوود را برگزیده و به‌حیث والی بلخ معرفی کرده است.

رد یک استعفا

اما آنچه قابل نگرانی است اینکه عطامحمد نور در اوج تنش میان وی و ارگ ریاست جمهوری از سمتش کنار زده شد و این تصمیم رئیس جمهور غنی تبعاتی در پی خواهد داشت. از این جهت که آقای نور به صراحت هشدار داده بود که رهبری حکومت وحدت ملی توان برکناری وی را ندارد و حزب جمعیت اسلامی نیز از این موقف آقای نور حمایت کرده و در کنار او ایستاده بود/است. به‌ تازگی نزدیکان آقای نور و سران جمعیت اسلامی گفته‌اند آقای نور استعفا نداده است و آن برگه‌ی که گفته می‌شود استعفانامه آقای نور است، در اصل یک تعهدنامه قراردادی است که در جریان مذاکرات سیاسی میان رئیس جمهور غنی و عطامحمد نور رد و بدل شده و در این برگه آمده است که اگر مذاکرات هر دو طرف نتیجه داد آقای نور از سمتش استعفا خواهد داد. جمعیت اسلامی منظوری استعفای آقای نور را نپذیرفته و به شدت رد می‌کند.

نور رفت و داوود آمد

عطامحمد نور بیش از یک دهه به‌عنوان والی بلخ وظیفه اجرا کرده و در گفتمان‌های سیاسی درون کشوری یکی از چهره‌های تأثیرگذار محسوب می‌شود. او در زمان حکومت کرزی از مقتدرترین و کاراترین والیان کشور بود که هم به‌عنوان نماینده حکومت آقای کرزی در کرسی حاکمیت محلی بلخ تکیه زده بود و هم یکی از منتقدین سرسخت حکومت نیز محسوب می‌شد. آقای نور کم‌تر به دستورات حکومت مرکزی تن می‌داد و تمکین می‌کرد و در دو دور انتخابات ریاست جمهوری با وجودی که یک سمت رسمی دولتی داشت از یک جناح مشخص با قاطعیت طرف‌داری می‌کرد. او در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 و هم‌چنان در انتخابات ریاست جمهوری 2014 در کنار عبدالله عبدالله یکی از چهره‌های جهادی و از نزدیکان شهید احمدشاه مسعود و رئیس اجرایی کنونی کشور ایستاد و اورا تا رسیدن به کرسی بلند حکومتی همراهی، همکاری و حمایت کرد. اکنون آقای نور توسط برگۀ استعفای خودش از سمت ولایت بلخ سبکدوش شده و به‌جای او یکی دیگر از یاران و همسنگرانش که سال‌ها در بلخ و شمال کشور در جهاد و مقاومت سهم داشته و مبارزه کرده است.

سرنوشت بلخ در نبود نور

اما پرسش اصلی این است که بلخ در نبود عطامحمد نور چه وضعیتی و چه سرنوشتی خواهد داشت. این پرسش از این جهت مطرح می‌شود که آقای نور بلخ را یکی از ولایات الگو و امن در بیش از یک و نیم دهه مبدل کرده و در زمان رهبری‌اش در این ولایت پروژه‌های بزرگ عمرانی و زیربنایی و ساخت و ساز را تطبیق و عملی کرده و بلخ را شکوفا ساخته است. بدون شک این همه بدون تأثیرگذاری آقای نور بعید بود و او از نفوذ خودش در بلخ و شمال برای امن نگهداشتن بلخ بهره می‌گرفت. اما حال نگرانی این است که با برکناری آقای نور از سمت ولایت بلخ، وضعیت در بلخ و حتی شمال دگرگون خواهد شد و در کوتاه مدت حتی حکومت مرکزی موفق به مهار این دگرگونی‌ها نخواهد بود.

رفتارهای زیکزاکی و منفعل عبدالله در قبال نور

از سوی دیگر گمانه‌ها بر این است که برکناری عطامحمد نور از کرسی ولایت بلخ در تبانی با عبدالله عبدالله صورت گرفته و او که از یاران و همراهان دیرین سیاسی‌اش بود این چنین اورا تنها گذاشته و در این تصمیم کنار رئیس جمهور غنی ایستاده است. آنچه این گفته‌ها را مهر تایید می‌گذارد رفتارهای زیکزاکی و منفعل داکتر عبدالله عبدالله در یک سال پسین در برابر والی بلخ می‌باشد. آقای عبدالله گاهی والی بلخ را همسنگر جهادی و دوست دیرینه خوانده است و گاهی هم تلویحا برای آقا نور فهمانده است که رفتارهای تُند او در برابر حکومت فاقد عقلانیت سیاسی است و باید از این موقف کناره‌گیری کند. هم‌چنان سکوت معنی‌دار سپیدار در اوج تنش میان عطامحمد نور و اشرف غنی، این شایعه را تقویت می‌کند.

از سوی دیگر عطامحمد نور چندی پیش تلویحا گفته بود که او یکی از نامزدان احتمالی انتخابات ریاست جمهوری آینده خواهد بود، از این جهت آقای عبدالله که از نامزدان احتمالی و یا هم ممکن نامزد پست معاونیت در کنار یکی از نامزدان خواهد بود؛ بی گمان برای برکناری آقای نور آستین برزده است.

شمال در نبود نور و دوستم

شمال که اکنون یکی از حوزه‌های مورد توجه گروه‌های تروریستی از جمله طالبان و داعش است و از و بدمستی این گروه‌ها به شدت رنج می‌برد. اما ارگ ریاست جمهوری با توطئه چینی علیه جنرال دوستم، معاون نخست ریاست جمهوری و تبعید او اکنون به دنبال عطامحمد نور افتاده و اورا از سمتش برکنار کرده و غیر مستقیم فضا را برای حضور گسترده‌تر داعش و طالبان فراهم کرده است. بدون شک آقای نور و جنرال دوستم دو ستون محکم در برابر نفوذ گروه‌های تروریستی در شمال افغانستان بودند/هستند. اما دیده می‌شود که با تبعید شدن جنرال دوستم وضعیت در جوزجان-زادگاه او چنان به وخامت گراییده و داعش نفوذ کرده است که میان یک فاجعه بزرگ انسانی در این ولایت و به‌خصوص ولسوالی درزاب اندک فاصله است. اگر آقای نور از بلخ کنار زده شود که عملا کنار زد شده است، وضعیت بلخ در آینده نه چندان دور عوض خواهد شد و ممکن گروه‌های تروریستی در امن‌ترین حوزه شمال نفوذ خواهند کرد که این وضعیت برای هیچ یکی پذیرفتنی نیست و این تصمیم رئیس جمهور به زیان مردم بلخ و بخش‌های از شمال کشور مبدل خواهد شد.

   با این حال تصمیم رئیس جمهور غنی در خصوص عطامحمد نور، بیش از آنکه مبنی بر اصل تغییر و تبدیلی مقام‌های دولتی صورت گرفته باشد، ضربه آشکار به یک رقیب سیاسی‌اش و خلاف اصول حکومت‌داری در محور قانون می‌باشد. از این جهت که عطامحمد نور در کنار آنکه یکی از سیاست‌گران مقتدر است از نفوذ و تأثیرگذاری بسیاری در حوزه شمال کشور برخوردار است و می‌تواند در برابر گروه‌های تروریستی یکی از استوانه‌های محکم باشد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top