چاپ کردن این صفحه

سخن درست بگویم نمی توانم دید/ که می خورند حریفان و من نظاره کنم

ناگفته پیداست که از دست رفتن پاکستان و ترکیه - دو پارتنر راهبردی واشنگتن برای امریکا ضایعه جبران ناپذیری خواهد بود. از همین رو، ناگزیر باید دست به کار شود و کاری بکند. در چنین اوضاعی نمی شود دست روی دست نهاد و پیروزی حریف را از دور نظاره کرد.   ترکیه پس از کودتای گولن به سوی روسیه و ایران گرایش نمود و این خیلی هم طبیعی بود. زیرا عربستان سعودی به دستور امریکا 15 میلیارد دالر به اسراییل داده بود تا اردوغان را که دیگر دوران نوکری اش پایان یافته بود، دور بیندازد و چاکر گوش به فرمان تر دیگری را روی کار بیاورد. پوتین و روحانی در مقابل در دشوارترین روزها از اردوغان پشتیبانی کردند. با این هم، اکنون ترامپ می خواهد به هر نوعی که شده، بار دیگر دل اردوغان را به دست بیاورد و او را از گرایش بیشتر به سوی روسیه، ایران و احتمالا در آینده چین باز دارد. در همین راستا شاید معامله سودمندی را به اردوغان حریص پیشنهاد کرده باشد: تسلیم دادن گولن، سپردن کنترل شمال سوریه به ترکیه و شاید هم تشویق شیوخ سعودی به پرداخت رشوه های هنگفت شخصی و رسمی به اردوغان. اگر چنین شود، بار دیگر شاهد کمرنگ شدن روابط ترکیه با اییران و روسیه خواهیم بود.

آن چه مربوط به روابط امریکا و پاکستان می گردد، داستان دیگری دارد. پاکستان با گذشت هر روز به چین نزدیک تر می شود و درست همین نزدیکی خواب واشنگتن را بر هم زده است. تازه اگر پاکستان به روسیه و ایران هم نزدیک شود، دیگر امریکا باید در اندیشه کوچکشی از خاور میانه برآید. زیرا هر گونه نزدیکی پاکستان با ایران می تواند دردسرهای بزرگی برای واشنگتن بیافریند. سیاستمداران زیرک اسلام آباد هم وضعیت بیقرار امریکا را نیک درک می کنند و در صدد گرفتن باج و ساو از واشنگتن هستند. پاکستان به چیزی کمتر از کنترل استان های پشتون نشین افغانستان و گرفتن نیمی از قدرت در کابل بسنده نخواهد کرد. با این هم حتا اگر 7 ولایت از 14 ولایت پشتون نشین و یک سوم قدرت را در کابل به دست بیاورد؛ دست بالایی در سیاست افغانستان برایش تضمین شده خواهد بود.   امریکا بهترین پادزهر در برابر زهر بلندپروازی های اسلام آباد را در چانته دارد: به یک اشاره کاخ سفید شیوخ مرتجع عرب حاضر اند میلیاردها دالر در دسترس اسلام آباد بگذارند. از این سو، برای پاشیدن آب به روی آتش طمع و حرص و آز پاکستان، باید بخشی از قدرت به طالبان کرام واگذار گردد- چیزی که هم انتخابات افغانستان را زیر سایه برده، و هم خواب اولتراناسیونالیست های حاکم بر ارگ را آشفته ساخته است. زیرا دادن امتیاز برای پاکستان سیاست درایف به سوی اتک را به عقب نشینی استراتیژیک به سوی متک مبدل می سازد. همچنین نیروهای شمال نیز موقعیت خود را از این گونه داد و ستد در خطر می بینند.

در یک سخن، اوضاع به شدت تیره و وخیم شده است. تا دیده شود، چه می شود. در انتخابات شاید چند تیم رویاروی هم قرار گیرند: یکی تیم اشرف غنی احمدزی است با احتمالا صلاح الدین ربانی، سرورش دانش، داوودزی، حکمتیار و داکتر عبدالله (باز هم به عنوان رییس اجراییه) و دیگری تیم اتمر با یونس قانونی، محقق، عطا محمد نور، جنرال بسم الله خان، اسماعیل خان، کریم خلیلی و ....

تیم سوم که در واقع تیم کرزی خواهد بود، به رهبری نبیل به میدان آمده است. دوستم که مناسباتش به شدت با غنی تیره شده است، به این تیم پیوسته است.

نامزد شدن احمد ولی مسعود معادله را اندکی پیچیده ساخته است. تا دیده شود کار به کجا خواهد کشید.

اما صرف نظر از هر گونه تعاملات مادامی که افغاستان بیطرف ساخته نشود و ساختار نظام اصلاح نشود، کشور با گذشت هر روز به سوی فاجعه پیش خواهد رفت.

عزیز آرین فر