تنش بین واشنگتن و مسکو از پشت میز تا میدان جنگ

تحولات پنج دهه اخیر در افغانستان علاوه بر این‌که روابط این کشور را با جامعه جهانی متحول کرد، سیاست کشورهای خارجی را نیز در قبال افغانستان ضمن رابطه مرکز به مرکز، به رابطه مرکز به محور نیز تغییر داد. در طول این سال‌ها علاوه بر این‌که کشورهای خارجی با دولت مرکزی در کابل رابطه داشته‌اند، با گروه‌های قومیتی عمدتاً پشتون‌ها نیز این رابطه به‌صورت مستقل حفظ شده است. به‌طور مثال: شوروی سابق در دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه خورشیدی، علاوه بر این‌که با نظام شاهی «محمدظاهر» و جمهوری «داوودخان» رابطه دیپلماتیک داشت، با حزب دموکراتیک خلق افغانستان با محوریت حلقه پشتونی نیز ارتباط دوستانه برقرار کرده بود که پس از کودتا هفت ثور/ اردیبهشت سال 1357 بیش‌ازپیش تقویت گردید. روسیه از آغاز بازی بزرگ تاکنون همواره کوشیده است که پشتون‌ها را در افغانستان از خود راضی نگهداشته و از ایدئولوژی پشتونیسم در افغانستان، حمایت‌های همه‌جانبه ‌کند. مسکو نه‌تنها درصدد تحکیم روابط با پشتون‌های افغانستان بوده و هست بلکه این تلاش‌ها تا به مناطق قبایلی پاکستان نیز امتداد یافته است. در گذشته حزب «عوامی نیشنل» پاکستان بهترین روابط را با شوروی سابق داشت که در حال حاضر نیز رهبران این حزب با روسیه بدون ارتباط نیستند. از همین رو، هر چند در حال حاضر روس‌ها از دیدگاه استراتژیک مخالف حضور درازمدت آمریکایی‌ها در افغانستان بوده اما در بُعد تاکتیکی در زمینه استقرار یک دولت ناسیونالیستی قوم‌محور در کابل، با آمریکایی‌ها هیچ اختلافی ندارند و آن را به سود خود می‌دانند. حمایت نظامی دو سال پیش مسکو از دولت اشرف غنی در همین راستا صورت گرفت که بر اساس آن، 10 هزار قبضه اسلحه نوع کلاشینکوف به دولت افغانستان واگذار شد. همچنین روسیه در حال حاضر با جریان‌های ملی‌گرای پشتون که در روسیه بسر می‌برند، روابط بسیار گرمی دارد. این پشتون‌ها عمدتاً اعضای سابق حزب منحله دمکراتیک خلق افغانستان هستند. از نظر قومی بیشتر آن‌ها غلجی بوده و با اشرف غنی احمدزی رابطه تباری دارند. این جریان‌ها، عمدتاً فعالیت اقتصادی داشته و در مجتمع تجاری «سوستوپل» مسکو به تجارت مشغول‌اند.

روابط روسیه و طالبان نیز در 23 سال اخیر، با فرازوفرود همراه بوده است. در زمان حاکمیت طالبان نمایندگان روسیه و طالبان در اسلام‌آباد مذاکراتی را انجام دادند. در آن زمان مدیر میز روسیه در وزارت خارجه این کشور گفته بود که مسکو چندین بار تلاش کرد تا روابط خود را با طالبان بهبود بخشد. نمایندگان روسیه در سال 1997 در اسلام‌آباد به طالبان توصیه کرده بودند که با مخالفان خود مذاکره کنند. از همه مهم‌تر، زمانی که نمایندگان «چچن» به کابل آمدند، روس‌ها در اسلام‌آباد از طالبان خواستند که به حاکمیت ارضی روسیه احترام بگذارند. دو روز پس از حمله موشکی آمریکا به افغانستان در سال 1998، سفارت افغانستان در امارات به کابل اطلاع داد که روس‌ها تصمیم دارند هیئتی را به سرپرستی «الکساندر اوبلوف» به کابل اعزام نموده تا سفارت روسیه را مجدداً در این شهر فعال کنند. سفارت افغانستان در اسلام‌آباد نیز این خبر را به کابل گزارش داد اما سفر هیئت روسی به افغانستان صورت نگرفت. برای اطلاعات بیشتر به این آدرس مراجعه کنید.

در آن زمان روس‌ها بیشتر از ناحیه گروه‌های افراط‌گرا در آسیای مرکزی، قاچاق مواد مخدر و به رسمیت شناخته شدن چچن توسط طالبان، نگران بودند. بنابراین روس‌ها تمایل داشتند که با طالبان رابطه برقرار کنند. به‌رغم آن‌که روابط روسیه و طالبان در دوره طالبان خراب بود اما بازهم تماس‌هایی بین مسکو و طالبان صورت می‌گرفت. البته در سال 2000 میلادی که طالبان چچن را به رسمیت شناخت، ارتباط بین مسکو و طالبان به کلی قطع شد.

پس از سقوط دوره طالبان، تماس‌هایی بین این گروه و روسیه در سال‌های 2006 و 2007 انجام شد که بیشتر روی جلوگیری از قاچاق مواد مخدر به آسیای مرکزی متمرکز بود. زمانی که یکی از خلبانان روسی توسط طالبان در سال 2013 دستگیر شد، «ضمیر کابلوف» نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، مذاکراتی را با طالبان آغاز کرد که پس از یک سال گفتگو، خلبان روسی آزاد شد. بااین‌وجود در آن زمان روابط طالبان و روسیه خیلی گرم نبود.

ظهور داعش در عراق و سوریه، منافع روسیه را در آسیای مرکزی تهدید کرد. به همین خاطر مسکو حمایت خود را از رژیم بشار اسد افزایش داد که تاکنون کماکان ادامه دارد. هم‌زمان با این، سران روسیه از سه سال بدینسو درباره حضور داعش در افغانستان هشدار داده و هرازگاهی اظهارنظرهایی نیز در خصوص رقم جنگجویان داعش در افغانستان داشته‌اند.

از طرف دیگر، طالبان در آغاز با داعش رفتار بسیار محتاطانه داشتند اما زمانی که تعدادی از سران طالبان به داعش پیوستند و برخوردهای مسلحانه بین طالبان و داعش آغاز شد، طالبان به‌صورت رسمی نامه‌ای به «ابوبکر بغدادی» فرستادند. داعش به نامه طالبان، واکنش شدیدی نشان داد که از آن جمله، کشتن تعدادی از سران طالبان در ننگرهار بود. خون‌ریزی بین طالبان و داعش باعث شد تا بیش‌ازپیش بین این دو جریان، فاصله ایجاد شود. سپس روسیه با استفاده از این موقعیت، تلاش‌هایی را برای نزدیک شدن به طالبان آغاز کرد. به‌رغم آن‌که تاکنون به‌صورت رسمی دیدار مقامات روسیه با طالبان تائید نشده اما مقامات روسی، دیدار با سران طالبان را رد نکرده‌اند. طالبان نیز با انتشار بیانیه‌ای در 12 آوریل 2017، به‌صورت تلویحی ارتباط با روسیه را تائید نموده و بیان داشتند که این گروه «تفاهم سیاسی با جهت‌های ذی‌دخل را یک ضرورت ملی می‌پندارد

در ایامی که موضوع رابطه طالبان با روسیه داغ بود، پروسه مسکو شکل گرفت که تاکنون چندین نشست با حضور نمایندگان پاکستان، چین، روسیه و ایران برگزار شده است. قرار بود هفته جاری نیز نشستی با حضور نمایندگان طالبان در مسکو برگزار شود اما بنا به مخالفت کابل و واشنگتن، به تعویق افتاد. بااینکه دیگر قرار نیست نشست مسکو با حضور نمایندگان طالبان و بدون حضور دولت افغانستان برگزار شود اما اعلام برگزاری نشست مسکو با حضور طالبان، نشان داد که رابطه روسیه با این گروه، از حد گمانه خارج گردیده و به یک اصل تبدیل شده، است. چه کاخ سفید و ارگ ریاست جمهوری افغانستان بخواهند و چه نخواهند، رابطه طالبان با روسیه در آینده، شکل رسمی‌تری به خود خواهد گرفت و از اخفا خارج خواهد شد. در این صورت، تنش‌های دیپلماتیک مسکو و واشنگتن در افغانستان نیز جایش را از پشت میزها و تریبون‌ها، به میدان‌های جنگ تغییر خواهد داد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top