بررسی عوامل ناامنی‌های شمال در میزگرد عصرنو

 

(بخش دوم و پایانی)

گسترش اندیشه طالبانی در میان اقوام غیرپشتون چرا؟

استاد سکندر سپهر، استاد دانشگاه بلخ در این مورد گفت: یگانه عاملی که پای اقوام دیگر را به گروه طالبان کشانده است، سهم ندادن اقلیت‌ها در قدرت سیاسی و قومی‌سازی سیاست و قدرت است. بگونه مثال اگر ما مردم ترکمن را مورد مطالعه قراردهیم می‌بینیم که این اقلیت قومی در شمال کشور به‌شدت از دولت ناراض‌اند و تبلیغات گسترده طالبان باعث آن شده است که شمار زیادی از برادران ترکمن شمال به گروه طالبان بپیوندند. طالبان همواره از ناعادلانه بودن قدرت برای اقلیت‌های قومی سخن‌ می‌گویند و برای آنان می‌فهمانند که شما در بدنه دولت فعلی هیچ جایگاهی ندارید و اگر با گروه ما بپوندید در آینده در قدرت سیاسی سهم خواهید داشت.

هم‌چنان آقای سپهر وجود حلقاتی در دستگاه دولت برای دامن زدن به مسایل قومی را تایید کرده می‌گوید: در زمان حاکمیت کرزی و در زمان غنی نیز موضوعات قومی خیلی داغ است و این دو زعیم به‌عنوان چهره‌های ملی همواره در پی گسترش تفکر طالبانی بوده و در این امر از مسایل قومی و زبانی برای بقای قدرت شان سود می‌برند. هم‌اکنون محمد حنیف اتمر؛ مشاور شورای امنیت ملی از نام پشتون‌ها سوء استفاده می‌کند و مسایل قومی و زبانی را دامن می‌زند که جدا به ضرر پشتون‌هاست و در این سیاست قربانی اصلی که در ترکیب گروه‌های تروریستی کشته می‌شوند نیز اکثرا پشتون‌هاست.

در کنار این‌ها فقر و ناکارآمدی دولت نیز از عوامل گسترش تفکر طالبانی می‌باشد که باعث شکل‌گیری گروه‌های تروریستی شده است.

چرا گروه‌های تروریستی با سرعت چاق شدند؟!

سید عبدالله مسرور در این رابطه می‌گوید: با اشاره به گفته‌های معلم صاحب علیزایی باید گفت هیچ‌ بذری بدون آماده سازی و دستکاری نتیجه نمی‌دهد؛ گروه‌های تروریستی به‌خصوص طالبان به تدریج چاق شدند. هم اکنون ولسوالی‌هایی از ولایات سرپل، فاریاب و جوزجان به دست داعش است؛ در ساحات زیر حاکمیت داعش قوانین خیلی سخت‌گیرانه‌ای تطبیق می‌شود و حتی گروه داعش چندی پیش در ولسوالی کوهستانات شماری از بانوان جوان را به‌زور مجبور به پذیرش جهادالنکاح می‌کنند.

نقش عوامل بیرونی در تقویت تروریسم

آقای مسرور نماینده مردم بلخ در شورای ولایتی به‌این عقیده است که نقش عوامل بیرونی در تقویت تروریسم موثر بوده و حکومت مرکزی چندان در برنامه‌ها و سیاست‌های کلان نقش و جایگاهی ندارد. گروه‌های تروریستی از سپین بولدک الی بدخشان راه مستقیم دارد و حتی گروه‌های تروریستی تا کوه‌های البرز ولایت بلخ می‌آیند و از این مسیر عبور می‌کنند. وقتی به مصارف گروه‌های تروریستی فکر می‌کنیم و نیروهای امنیتی مان را که با این همه امکانات و مصارف بلند در میدان نبرد می‌روند فکر می‌کنیم، متیقین می‌شویم که گروه‌های تروریستی با مصارف داخلی هیچ‌گاهی در برابر نیروهای امنیتی پیروز نمی‌شوند و مصارف این گروه‌های از کشورهای دیگر تمویل و تجهیز می‌گردد.

هم‌چنان سید عبدالله مسرور به چند عامل دیگر نیز اشاره کرده است که همه در گسترش بنیادگرایی و افراط‌گرایی در کشور و به‌خصوص حوزه شمال موثر بوده است.

1-    فقر، ناداری و گرسنگی یکی از عوامل جدی در گسترش تروریسم و پیوستن شماری از شهروندان با گروه‌های تروریستی می‌باشد.

2-    نارضایتی: همانگونه که دوستان یاد آور شدند، نارضایتی مردم از حکومت و نظام سیاسی نیز باعث شده است که شماری از اقلیت‌های قومی در کنار گروه‌های تروریستی بیایستند و علیه دولت جبهه بگیرند.

3-    سهم ندادن اقلیت‌ها در قدرت: شماری از شهروندان کشور از اینکه در قدرت سیاسی سهم ندارند با گروه‌های تروریستی یک‌جا شده‌اند و علیه دولت جبهه می‌گیرند.

4-    عدم مشروعیت نظام سیاسی: عدم مشروعیت نظام سیاسی یکی از عوامل گسترش نفوذ گروه‌های تروریستی در شمال کشور می‌باشد و زمینه را برای این گروه‌ها فراهم کرده است تا در پی تقویت و سربازگیری باشند.

5-    ضعف دولت در کار فرهنگی؛ پاکستان کتاب‌هایی را با محتوای کاملا افراط‌گرایی و بنیادگرایی دینی-مذهبی وارد مدارس دینی کشور کرده و به شدت محتوای آنرا در میان مردم نشر و پخش می‌کنند. نظام سیاسی و دستگاه دولت در برابر تفکر طالبان و گروه‌های افراط‌گرا کار بنیادی انجام نمی‌دهد. تبلیغات دولت افغانستان از برای نابودی تروریسم ناچیز است و هیچ موثریتی در امر مبارزه با تروریسم ندارد؛ اما برخلاف، گروه‌های تروریستی با تبلیغات گسترده در پی ترویج تفکر افراطیت و بنیادگرایی است. دولت افغانستان در کار فرهنگی برای مبارزه و  ذهنیت سازی علیه گروه‌های تروریستی خیلی ضعیف عمل می‌کند.

6-    بروکراسی: نظام سیاسی چنان در این زمینه ضعف دارد که اکثریت شهروندان از خدمات دولت ناراض‌اند و از بروکراسی موجود در نظام شکایت دارند.

7-    نبود وفاداری به نظام: وفاداری به نظام به‌عنوان یکی از ارزش‌های ملی مطرح است و اما متاسفانه باید گفت که این پدیده در نیروهای امنیتی و در میان شهروندان کشور خیلی کم‌رنگ است که این خود می‌تواند کار مبارزه با تروریسم به چالش بکشاند.

8-    نبود امنیت و تعهد شغلی: یکی دیگر از ضعف‌ها و چالش‌ جدی در نظام کنونی نبود امنیت و تعهد شغلی است. وقتی یک مقام امنیتی در یک سمت مهم امنیتی گماشته می‌شود او خبر نیست که چند روز پس فرد دیگری بدون اطلاع او در این پست گماشته شده است. که این پدیده امنیت شغلی را تهدید می‌کند و تعهد شغلی را از آنان می‌گیرد، سرانجام این مسئله منجر به ضعف و خلق چالش امنیتی می‌گردد.

تبلیغات ملانصرالدینی دولت!

عبدالشهید ثاقب با تایید گفته‌های سید عبدالله مسرور، سیاست فرهنگی و تبلیغات دولت افغانستان در برابر گروه‌های تروریستی را «سیاست ملانصرالدینی» می‌خواند. او می‌گوید: دولت برای ترویج مولفه‌های دموکراسی کاری نکرده است و در دانشگاه‌ها و در نظام آموزشی ما به شدت به نفع داعش و گروه‌های تروریستی تبلیغ می‌شود. ثقافت اسلامی در دانشگاه‌ها در واقع به خلافت اسلامی تاکید دارد و این خود نشان دهنده آن است که برنامه آموزشی دانشگاه‌های ما با تبلیغات گروه داعش همسان است و به‌نفع این گروه می‌باشد.

اقتصاد غارتی عامل جنگ شمال

آقای ثاقب با اشاره به عوامل دیگری که جنگ را در شمال انتقال و گسترش داده است گفت: اقتصاد غارتی و نان خوردن از میل سلاح نیز باعث شده است که امنیت این حوزه برهم بخورد و زمینه را برای گروه‌های تروریستی هموار سازد. قدرت‌مندان محلی همواره در پی اقتصاد غارتی بوده‌اند و از میل سلاح نان خورده‌اند که امروزه عامل بخشی از ناامنی‌ها در شمال از همین جا ریشه گرفته است. رقابت‌های منفی احزاب سیاسی و درگیری هواداران و افراد مسلح این احزاب عرصه را برای گروه‌های تبهکار هموار کرده و این خود امنیت شمال کشور را به تهدید جدی مواجه کرده است.

در کنار این همه عواملی دیگر چه عاملی باعث شده است که جنگ در شمال کشور انتقال و گسترش پیدا کند؟

عملیات‌های نظامی دولت پروژه‌یی است

معلم علیزایی در این مورد می‌گوید: گروه‌های تروریستی که هم اکنون گروه داعش سرزبان‌هاست با تبلیغات بیرونی وارد کشور شده‌اند و کشورهای خارجی تفکر افراط‌گرایی را برای اقلیت‌های قومی تبلیغ کرده‌اند و در بدل حمایت‌های مالی از آنان استفاده می‌کنند. گروه طالبان از داخل کشور است و اما انگیزه‌های قومی و مذهبی باعث شده است که آنان تمایل بیشتر به شمال کشور پیدا کنند.

آقای علیزایی می‌گوید: دولت افغانستان در برابر گروه‌های تروریستی عملیات‌های جدی و بنیادی را راه‌اندازی نمی‌کند، همه عملیات‌های نظامی در برابر گروه‌های تروریستی پروژه‌یی است و در عملیات‌های پروژه‌یی گروه‌های تروریستی نابود نخواهند شد. شهرک افغانیه در 16 کیلیومتری شهر مزارشریف است و در این شهرک ده‌ها طالب مسلح وجود دارد؛ چرا دولت موفق به نابودی و یا گرفتاری آنان نمی‌شود. چون عملیات‌ها نمایشی و پروژه‌یی است که با این کار نمی‌توان علیه گروه‌های تروریستی مبارزه کرد.

پیامدهای تداوم جنگ در شمال

استاد سکندر سپهر در این مورد می‌گوید که جنگ تروریسم در شمال یک پروژه بزرگ است که از سوی امریکا و متحدانش برای مقابله با روسیه و چین و نفوذ بالای ایران است. روسیه هنوز به این عقیده است که جمهوری‌های سابق مربوط به خودش است و به شدت مسایل شمال افغانستان را زیر کنترل دارد. داعش پروژه بزرگ امریکا و بدیل گروه طالبان است که برای اهداف استراتژیک این قدرت بزرگ جهانی در چنین موقعیت ژئوپولیتیکی به‌راه افتاده و تطبیق می‌گردد.

مبارزه فکری وذهنی

سید عبدالله مسرور در مورد جنگ شمال می‌گوید: دولت افغانستان نباید در برابر گروه‌های تروریستی به‌خصوص طالبان تمکین کند، باید اراده قوی وجود داشته باشد و برای مبارزه با افراط‌گرایی ذهنیت سازی شده و مبارزه فکری و فرهنگی علیه تروریسم گسترش یابد. مردم به‌این نتیجه برسند که افراط‌گرایی راه حل نیست و علیه گروه‌های تروریستی قاطعانه مبارزه کنند.

استفاده از قدرت مردم

عبدالشهید ثاقب می‌گوید: اگر جنگ در شمال ادامه پیدا کند، بزرگ‌راه‌های شمال ناامن می‌شود و مردم آواره و دربدر خواهند شد. مردم هم به دولت یک امید کور دارند و اگر دولت در این زمینه طرح و برنامه جامع برای مبارزه با تروریسم نداشته باشد، مردم و نهادهای اجتماعی می‌توانند از قدرت خودشان استفاده کنند و برای برچیدن بساط تروریستان از شمال به‌پا ایستند و دولت را مجبور به تقویت و حمایت جدی از نیروهای امنیتی بسازند.

استاد صفوت نسبت به آينده خوش‌بین بوده می‌گوید: دو نگاه معطوف به آینده را می‌توان مطرح کرد، یکی اینکه رسانه‌ها نگاه منفی را در میان مردم بیشتر تقویت می‌کند و از قدرت دشمن و ضعف نیروهای امنیتی بیشتر یاد می‌کنند. دوم اینکه وقتی به امکانات و توانایی‌های دولت و نیروهای امنیتی نگاه می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که به آینده باید امیدوار بود. اما در برابر تفکر طالبانی باید مبارزه صورت گیرد و تفکر ضد طالبانی در ولایات نیز تقویت گردد.

آقای صفوت با اشاره به منازعه میان افغانستان و پاکستان می‌گوید: تقابل با پاکستان به نفع ما نیست. متاسفانه بحث منازعه با پاکستان خیلی چاق شده و مارا دچار وحشت ساخته است. امیدوارم این نگاه‌های منفی تغییر کند و حکومت در برابر پاکستان برخورد اعتدال‌گرایانه داشته باشد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top