دوشنبه 08 جوزا 1396 برابر با 28 می 2017

بررسی عوامل ناامنی‌های شمال، در میزگرد عصرنو

 

(قسمت اول)

(اشاره: شمال کشور در سه سال پسین نقطه تمرکز گروه‌های تروریستی بوده است. این موقعیت مهمِ ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی برای قدرت‌های بزرگ جهان نیز از دیرگاهی مورد توجه بوده که و امریکایی‌ها این دهلیز را یگانه راه مناسب برای تقابل با روسیه و چین می‌داند. اما آنچه مایه‌نگرانی و دگرگونی در شمال کشور است، ویرانی و بی‌خانمان شدن مردمان این جغرافیای مهم اقتصادی و تمدنی کشور می‌باشد. پیچیده‌گی سیاست‌های درونی و بیرونی در رابطه به انتقال جغرافیای جنگ از جنوب و به شمال افغانستان و گسترش افراط‌گرایی در شمال کشور تحلیل‌های متفاوتی به دست می‌دهد. شماری به این باوراند که جنگ شمال از جانب حلقه‌های خاص حکومت مرکزی رهبری و مدیریت می‌شود که به هدف تضعیف چهره‌ها و ساختارهای جهادی ضد طالبانی شمال طرح و سازمان‌دهی شده است؛ اما شماری به این عقیده‌اند که جنگ شمال به‌هدف تهدید روسیه، چین و کشورهای آسیای میانه از جانب غرب به‌خصوص امریکا سازمان‌دهی شده و برای انتقال و ترویج تروریسم در آسیای میانه می‌باشد.

روزنامه عصرنو با توجه به درک وضعیت جاری امنیتی در شمال کشور و نگرانی‌های ناشی از این ناحیه، میزگردی را با حضور صاحب‌نظران و اندیشمندان به هدف بررسی عوامل و ریشه‌های جنگ در شمال، برگزار کرده است. در این میزگرد سید عبدالله مسرور وکیل شورای ولایتی بلخ، سکندر سپهر استاد دانشگاه بلخ، سید حمید صفوت استاد دانشگاه و رئیس اتحادیه نهادهای جامعه مدنی، عبدالشهید ثاقب نویسنده و معلم نورمحمد علیزایی از فرماندهان جهادی حضور یافته بودند که در زیر دیدگاه‌های آن‌ها را با هم می‌خوانیم.)

بسترهای تروریسم در شمال

در پاسخ به این سوال که چه بسترهای مناسبی در شمال برای انتقال جنگ وجود داشته، آقای سید حمید صفوت: جنگ شمال دو علت دارد؛ یک: واقعیت‌های پشت پرده که بیشتر به تقابل جنوب و شمال تعبیر می‌شود و در کنار این همه عوامل بیرونی نیز خیلی تاثیرگذار بوده برای گسترش و مدیریت جنگ افغانستان. هم‌چنان باز شدن یک دهلیز از شاخ بادغیس الی بدخشان و چترال پاکستان و همین‌گونه راه‌های دیگر برای عبور و مرور گروه‌های تروریستی و مافیای مواد مخدر که این خود دامنه جنگ را از جنوب به شمال کشانده است. ولایت بادغیس مرز مشترک با ولایات فاریاب و هرات دارد و گفته می‌شود که اکثرا طالبان و گروه‌های تروریستی از همین دهلیز وارد شمال کشور می‌شوند.

دو: بحث دیگر این‌ است که خودمان زمینه‌ساز بستر جنگ هستیم؛ از این جهت که فضای حاکم سیاسی و اجتماعی بنا به کم‌کاری دولت، وجود جزیره‌های قدرت و به‌خصوص شکل‌گیری حکومت وحدت ملی با تعبیر تقابل جنوب و شمال، نفاق‌افکنانه بوده و این نفاق‌افکنی باعث شده است که خودمان میزبان جنگ در تمام شمال باشیم. در کنار این موضوعات، منافع اقتصادی مافیای مواد مخدر و معادن افغانستان نیز ایجاب می‌کرد که آنان دست به سلاح ببرند و افراد زیادی را در ساحات دارای معادن غنی مسلح بسازند و این خود تهدید جدی برای امنیت منطقه به‌شمار می‌رود و قدرت فراقانونی و حقوقی است که این گروه‌ها قدرت دولت را تضعیف و نیروهای امنیتی را تحت شعاع قرارداده است.

هم‌چنان تبلیغات منفی رهبران حکومت از این دست که این عادلانه نیست جنگ در شمال متمرکز باشد و باید جنگ در شمال کشور نیز انتقال داده شود و تعادل قومی حتی در زندان‌های افغانستان رعایت نشده است(اشرف غنی در زمان کمپاین‌های انتخابات ریاست‌ جمهوری در یک سخنرانی‌اش در ننگرهار گفته بود) باعث گسترش و انتقال جنگ به شمال افغانستان شده است.

عصرنو: مسئله قومیت در گسترش جنگ به شمال کشور چقدر واقعیت دارد و آیا این برنامه از جانب حکومت رهبری و مدیریت می‌شود؟

سید عبدالله مسرور معاون و عضو شورای ولایتی بلخ در این رابطه می‌گوید: مسئله قومی در جنگ تاثیرگذار بوده است و اما تایید نمی‌کنم که این موضوع از جانب حکومت طرح و رهبری شود. اما رییس جمهور کرزی در دو سخنرانی‌اش با چشمان پر اشک گفته بود که چرا در جنوب کشور در دو طرف جنگ از یک قوم کشته می‌شود و چرا این جنگ در شمال کشور وجود ندارد. و نیز حامد کرزی گفته بود که جنگ باید به شمال کشور نیز انتقال پیدا کند.

افزایش قوم‌گرایی در کشور

سید عبدالله مسرور ادامه می‌دهد: قوم‌گرایی در کشور افزایش یافته است و این خود سبب جنگ و نفاق‌افکنی است. با این وجود قوم‌گرایی که فعلا وجود دارد یک دهه قبل وجود نداشت و نگاه‌های تقابل‌گرایانه و تبلیغات منفی با محوریت قومیت باعث شده است که جنگ گسترش یابد و در شمال کشور نیز کشانده شود.

اما ریشه‌دیگر جنگ عوامل درونی است که از ساختار و تقسیم ناعادلانه قدرت متمرکز می‌شود. ساختار قدرت که از زمان انتقالی تاحال بر اساس قومیت تقسیم شده است و شماری از اقلیت‌های قومی از قدرت بیرون مانده‌اند و در قدرت سهم نداشتند، در کنار طالبان ایستادند و علیه دولت سلاح برداشتند. یکی از عواملی که باعث گسترش جنگ در کشور و به‌خصوص شمال کشور شده است همین تقسیم ناعادلانه قدرت است. گروه‌های قومی به‌گونه‌ سلیقه‌ای فیصدی‌های از خودشان ارایه کردند و اقلیت‌ها را با این تقسیم بندی‌ها از دایره قدرت بیرون کردند.

عصرنو: آیا حکومت و ستون پنجم نظام در انتقال جنگ از جنوب به شمال کشور نقش دارد؟

عبدالشهید ثاقب، نویسنده و روزنامه نگار در پاسخ به این پرسش چنین دیدگاهی دارد: رابرت گیتس، وزیر دفاع سابق امریکا در خاطراتش نوشته است: «حامد کرزی(رییس جمهوری پیشین) افغانستان برای ما(امریکا)یی‌ها گفت که مبارزه با طالبان مهم نیست، جبهه شمال را باید تضعیف کنید.» جبهه شمال متشکل از رهبران و فرماندهان جهادی شمال افغانستان می‌باشد که در محور حزب جمعیت اسلامی افغانستان علیه گروه طالبان جبهه گرفته بودند.

دو دیدگاه در باره ناامنی‌های شمال

آقای ثاقب عوامل ناامنی‌های شمال را این‌گونه بیان می‌کند: دو نوع قرائت از ناامنی‌های شمال افغانستان وجود دارد. یک: نگاه خوش‌بینانه یا نگاه اعتراض‌گرایانه و دوم هم نگاه بدبینانه.

نگاه بدبینانه این است که در مرکز یک حس ملی‌گرایانه وجود ندارد. تبلیغات شماری از حلقه‌های خاص در حکومت و انگیزه‌دهی برای گروه‌های تروریستی که چرا شمال مورد توجه آنان نیست و جنگ در جنوب متمرکز شده است، و حتی اینکه گفته می‌شود شماری از سیاست‌گذاران مرکز به این عقیده بودند که شمال افغانستان را به وزیرستان شمالی مبدل کنند و دامنه جنگ را به این‌جا انتقال بدهند.

آقای ثاقب می‌افزاید: افغانستان از نظر ذهنی تجزیه شده است. من شاهد بودم که از مسافران جنوبی در ایستگاه‌های امنیتی شمال، گذرنامه خواسته می‌شد؛ این درحالی‌ست که جنوب و شمال و شرق و غرب همه یک کشور است. این رفتار در واقع نشان دهنده آن است که افغانستان از نظر ذهنی تجزیه شده است. با این حال گفته می‌توانیم که این سیاست‌گذاری تاثیر مستقیم دارد بالای اجتماع و اجتماع هم زیر تاثیر قرار می‌گیرد. در واقع میان سیاست و اجتماع یک نوع دادوستد مستمر است.

تجارت و ترانزیت تروریسم

عبدالشهید ثاقب می‌گوید: در قرائت دوم، به تروریسم به‌عنوان یک منبع عایداتی نگاه می‌شود و تفکر تجارت و ترانزیت تروریسم از زمان شکست اتحاد جماهیر شوروی و از زمان شکل‌گیری دولت مجاهدین در دستگاه دولت افغانستان شکل‌گرفت و شماری از چهره‌ها و رهبران سیاسی-جهادی به این عقیده بودند که مثل پاکستان از تروریسم می‌شود تجارت کرد و تروریسم را به آسیای میانه ترانزیت کرد. با این وجود عملا دولت مجاهدین با تفکر تجارت تروریسم از نهضت اسلامی تاجیکستان حمایت کرد و اما در جریان کش‌مکش‌های داخلی و تنش‌ها میان مجاهدین دیگر آنان قادر نبودند که از گروه‌های اسلام‌گرای بیرونی حمایت و استفاده کنند.

آقای ثاقب باتوجه به موضوعات فوق، بیان می‌کند که محمد اشرف غنی رییس جمهوری کشور و دستگاه استخباراتی و امنیتی وی(شورای امنیت ملی) با تفکر تجارت و ترانزیت تروریسم از شمال به آسیای میانه، جنگ شمال را مدیریت و رهبری می‌کند و از این منظر کمک‌های بزرگ امریکا و اروپا را به‌دست می‌آورد. مولفه‌هایی که باعث آسیب‌پذیری در برابر توطئه‌ها و افراط‌گرایی در شمال افغانستان است، فعالیت دو حزب بنیادگرا زیر نام‌های حزب‌التحریر و جمعیت اصلاح برای گسترش و ترویج افراط‌گرایی در شمال افغانستان که آزادانه فعالیت دارند و حتی در دانشگاه‌ها نفوذ قابل ملاحظه‌ای دارند.

هم‌چنان اطلاعات خیلی موثق وجود دارد که روسیه برای بنیادگرایان شمال افغانستان سلاح توزیع کرده است و این خود یکی از پدیده‌های به شدت تهدید کننده برای امنیت و آرامش مردم شمال است.

عصرنو: عوامل گسترش جنگ در شمال چیست و چرا عملیات‌های دولت در برابر طالبان کارساز نیست؟

معلم محمد نورجان علیزایی، یکی از فرماندهان جهادی عوامل گسترش جنگ در افغانستان و به‌خصوص شمال کشور را مداخله کشورهای غربی و حمایت عربستان سعودی از گروه‌های تروریستی افراط‌گرا دانسته می‌گوید که طالبان از جغرافیای افغانستان است و از بدنه احزاب اسلامی-جهادی بیرون شده‌اند و امروزه در برابر دولت و نیروهای خارجی ایستاده‌اند.

مدارس دینی شمال، بستر تروریسم

آقای علیزایی می‌گوید: شماری از افراط‌گرایانی که با آمدن خارجی‌ها به افغانستان ناراض بودند و از رفتار تنظیم‌های جهادی قابل پذیرش آنان نبود گروه طالبان را شکل دادند که پاکستان مدیریت این شکل‌دهی را به عهده داشت و هنوز هم استخبارات پاکستان هزاران جلد کتاب چاپ‌ شده در این کشور را در مدارس دینی شمال افغانستان انتقال می‌دهد و گروه‌های تروریستی را هرازگاهی چاق می‌کنند و مدارس دینی در ولایات شمال کشور پر از افراط‌گرایان وهابی است.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top