پایان خوش تاریخ!

 

اکنون ديگر هيچ شک و ترديدي باقي نمانده که يگانه اصل متعالي و متافيزيکي حاکم بر سرنوشت همه ما، فرصت‌طلبي است. از ميلياردر شدن در عرصه اقتصاد و مشهور شدن در "هنر" تا نشستن بر مسند قدرت حاکم و تبديل شدن به مهم‌ترين "نظريه‌پرداز" معاصر، همه‌چيز فقط و فقط در گرو يک چيز است: اين که آدمي در زمان درست، در مکان درست حاضر باشد، حاضر و آماده براي استفاده از فرصت و طلبيدن و به ارث بردن آن با تمام وجود.

آنچه وجودش لازم نيست، بلکه حتي مي‌تواند مزاحم و دست و پا گير هم باشد، قابليت است و شجاعت و استعداد و استقامت و خلاقيت و فداکاري و هوش و صداقت و صبر و شرم و شرافت و فروتني و دوستي و تشخص و تجربه و تفکر و ...خلاصه هر آن چيزي که زماني يک "فضيلت" شمرده مي.شد؛ حتي صفات و به اصطلاح امتيازاتي چون زيبايي و خوش‌پوشي و زرنگي و تردستي و خوش‌صحبتي و ظاهرسازي و... هم ديگر مؤثر يا به دردبخور نيستند. ظاهراً پيش‌بيني آدورنو درباره يک.دست و يک‌شکل شدنِ آدميان توسط سيستم، تحقق يافته است: با تبديل شدنِ همگان به حشراتي انباشته از حرص و هراس؛ حرص به قدرت و شهرت و ثروت بيشتر، و هراس از هر چيزي جز اين.
فکر کنم اواخر قرن گذشته بود که يک استاد دانشگاه و تحليل‌گر (يا به زبان امروزي "کارشناس") بسيار معمولي و بسيار فرصت‌طلب به نام فرانسيس فوکوياما اعلام داشت که با فروپاشي شوروي و پيروزي ليبرال‌دمکراسي در مقام بهترين نظام اجتماعي و سياسي ممکن، تاريخ نيز به پايان رسيده است، آن‌هم پاياني خوش. اين حکم که اعلامش هواداران و شهرت و امکانات زيادي براي آقاي فوکوياما به ارمغان آورد، به رغم لحن علمي و کارشناسانه‌اش، از قضا تا حدي شبيه ارسال نوعي پيام يا دستور به خود تاريخ هم بود. ولي حال که به جهان اطراف خود مي‌نگريم به نظر مي‌رسد که تاريخ با همان طنز هميشگي و مکر هگلي.اش دارد، به تعبير لاکان، پيام ايشان را در شکل وارونه شده اش پس مي‌فرستد، شکلي که در قالب آن معناي حقيقي پيام
که خود فرستنده هم از آن بي‌خبر بوده عيان و آشکار مي‌شود.
بحران فراگير مالي و اعتباري، تورم همراه با رکود، بيکاري گسترده، فساد فزاينده در دستگاه‌هاي دولتي، مافيايي.شدن اقتصاد، ترس از تروريسم و امنيتي‌شدن همه ابعاد زندگي روزمره، پاي‌مال.شدن حقوق مدني و صنفي (به همان شيوه‌هاي مورد علاقه خانم تاچر و آقاي ريگان)، 9 ساعت کار در روز زير دست يک احمق خرشانس به قصد کسب چند صد دلار بيشتر و خريد و "مصرف" کالاهاي "نواي" که مصرف شان به عوض نمونه‌هاي قبلي، فقط موجب افزايش حس تهوع و دل‌زدگي مي‌شود (دست‌کم در آناني که هنوز کاملاً ديوانه نشده‌اند)، و درگير شدن در چندين جنگ ناتمام يا قريب‌الوقوع براي مردمان ظاهراً خوش.اقبال بلاد مغرب‌زمين وچند کشور شرق آسيا که زودتر از همه ما به پايان خوش تاريخ رسيدند.
گرسنگي شديد و روزافزون در نتيجه افزايش قيمت مواد غذايي (به لطف نوسانات اقتصاد آزاد و همچنين به لطف تلاش براي کاستن از آلودگي هوا با کاشتن نيشکر به عوض گندم و توليد سوخت گياهي
که خود يکي از "جذاب‌ترين" نمونه‌هاي مکر تاريخ است و آدمي نمي‌داند برايش بخندد يا گريه کند)، قحطي و خشک‌سالي و سيل و توفان ناشي از تخريب محيط زيست (که مسؤول اصلي‌اش سرمايه‌داري مصرف‌گراي آمريکايي-غربي است)، انواع جنگ و کشتار و تجاوز و نسل‌کشي از بالکان تا کلمبيا، افزايش فقر و بي‌سوادي (که قرار بود تا يک دهه ديگر به کلي محو شود)، صور گوناگون دخالت‌هاي آشکار و پنهان و زد و بندهاي سياسي و رواج انواع و اقسام عوام‌فريبي، تداوم بحران‌هاي منطقه‌اي و حالت نه جنگ نه صلح و ستيز دولت‌ها و ابردولت‌ها، شيوع و بازگشت بسياري از بيماري‌هاي مهلک، کشتار همسايگان بدبخت‌تر از خود به بهانه تفاوت‌هاي ديني و قومي، روزي 14 ساعت کار براي بچه‌هاي زير 14 سال، و رییس‌جمهورهاي عدالت‌پرور مادام‌العمر براي مردمان کشورهاي رو به توسعه و در حال توسعه و نيمه توسعه‌يافته - که خيلي‌هاشان براي رفتن به غرب و رسيدن به پايان تاريخ لَه لَه مي‌زنند و اکثريت شان سنگ امثال بن لادن را به سينه مي‌زنند و "معتقد"اند همه اين بدبختي‌ها نتيجه دور ماندن از فرهنگ مبتذل و رسوای غرب است و براي خالي کردن بغض شان پس از کتک زدن زنان يا دختران خويش در خيال‌بافي‌هاي انباشته از نفرت درباره قلع و قمع کفار فرو مي‌روند.
پايان خوش تاريخ بر همگان مبارک باد

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

محتوای بیشتر در این بخش:

Go to top