پس منظر 8 سال وکالت نمایندگان

اگر به گذشته وکالت و کارکرد نمایندگان فعلی پارلمان نیم نگاهی انداخته شود، دیده می‌شود که در کار وکالت ناتوان بوده و یا هم در این مدت هشت سال، به اموری پرداخته‌اند که هیچ گونه بازخورد عام المنفعه نداشته و بر مبنای منافع ملی انجام نیافته است. کارکرد ضعیف این وکلا در عرصه انکشافی، قانون گذاری، وحدت اجتماعی و نداشتن استراتیژی دراز مدت سبب شده است که انواع و اقسام فساد در دستگاه‌های دولتی بیشتر گردیده و شایسته سالاری از بیخ و بن نابود گردد. در آستانۀ انتخابات پارلمانی، بررسی جایگاه و کارکرد شورای ملی در سال‌های اخیر ضرور و موجه به نظر می‌رسد. قانون اساسی، شورای ملی را عالیترین ارگان تقنینی و مظهر اراده ملت می داند. این تعبیر در بزرگترین سند ملی تسجیل شده است. اما با آن هم شورای ملی در عمل، نهایت ضعیف است. ضعف شورای ملی دیگر نه قابل کتمان است و نه با توجیه سیاسی قابل ترمیم است. یگانه دلیل ضعف برای هر نهادی، عدم پاسخگویی به انتظارات قانونی آن می باشد. پارلمان به انتظارات قانونی شهروندان نتوانسته است پاسخ بدهد. شورای ملی خانه ملت است. منزلت و اتوریته ملی، باید در خانه ملت تجلی پیدا کند. در افغانستان اما این گونه نیست. جایگاه پارلمان افغانستان به شدت تنزل یافته است. پارلمان بودجه ملی را به مصرف می رساند و اعضای آن از امتیازات عالی برخوردار است. اما کارکرد پارلمان برای شهروندان قانع کننده نیست. بنا براین هر شهروند حق دارد، نماینده اش را استیضاح کند. پارلمان باید در افکار عمومی استیضاح شود تا به شهروندان افغانستان وضاحت بدهد. زیرا پارلمان از صلاحیت و حق رأی اعتماد و عدم اعتماد بر خوردار است. با همین صلاحیت در برابر کارکرد قوه مجریه و قضائیه، حق نظارت دارد. این حق برای پارلمان مسؤلیت و تکلیف پدید می آورد. پارلمان از این حق و صلاحیت خود امتیاز می گیرد ولی مسؤلیت اساسی خودش را انجام نمی دهد. حقیقت اینست که شورای ملی تاکنون نه جایگاه و اتوریته اش را حفظ توانسته است و نه نقش خودش را در مسایل افغانستان ایفا کرده است. فقدان این دو اصل، انتظارات مردم را به نا امیدی سوق داده است. ضعف مدیریت هیأت رهبری و عدم احساس مسؤلیت در اعضای عمومی پارلمان، دو مشکل اساسی پارلمان اند که در طول سال های متمادی تداوم یافته اند. هیأت رهبری پارلمان، زمان زیادی را در منازعات درون سازمانی خود، سپری کرده است. اعضای عمومی پارلمان آن قدر در برابر وظیفه اش سهل انگار شده اند که اکثرا غیر حاضراند. این در حالی است که از تمام شهروندان افغانستان، تنها همین وکلای پارلمان از هر امتیازی برخورداراند و از هر گزندی هم مصئون و خاطرجمع اند. پارلمان افغانستان، علاوه بر نقش نظارتی، سلطه کامل بر پالیسی دولت باید داشته باشد. پالیسی داخلی دولت در قالب بودجه ملی قابل رؤیت است. پارلمان می تواند، برنامه های عمومی دولت را به یک روند استراتژیک سوق بدهد، اما این گونه نشده است.

جنگ و صلح، تبعیض و فساد، سال هاست که بعنوان مسئله ملی ذهن ها را درگیر کرده است. پارلمان به نمایندگی از ملت باید در این عرصه ها تبلور داشته باشد. تصمیم و سخن نهایی در مسایل کلان ملی باید از آدرس خانه ملت ابلاغ شود و حکومت آن را اجرا نماید. زیرا پارلمان مظهر اراده ملت است. اراده ملت آن گاه که در جامۀ قانون پدیدار شود هیچ کس را یارای ایستادن در برابر آن نیست.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top