نقش رقابت‌های جهانی در جنگ و صلح افغانستان

 

وزارت خارجه می‌‌گويد: نشست گروه تماس سازمان همکاری‌‌های شانگهای روز چهارشنبه در روسیه برگزار می‌‌شود و در اين نشست معاونان وزارت‌های امور خارجه هشت کشور عضو سازمان همکاری‌‌های شانگهای به اضافه افغانستان شركت خواهند كرد.
رياست این نشست را افغانستان و روسيه بر عهده خواهند داشت.
صبغت صبا؛ معاون سخنگوی وزارت امور خارجه، گفت: «مواردی که قرار است ما آن‌جا دنبال کنیم، یکی به عهده گرفتن ریاست مشترک شانگهای از سوی افغانستان، لابی کردن برای به دست آوردن عضویت دایمی افغانستان در شانگهای، همکاری‌ های امنیتی و اقتصادی و همکاری برای گفتگوهای صلح است.»
نشست گروه تماس سازمان همکاری‌ های شانگهای در حالی برگزار می‌ شود که قرار است تا یک هفتۀ دیگر مذاکرات صلح افغانستان و پاکستان با حضور چین و امریکا در عمان و سه ماه پس از آن نیز نشست پروسه کابل در کابل برگزار شود.
از آن‌جایی که این نشست، با موضوع صلح افغانستان و با میزبانی و ریاست مشترک افغانستان و روسیه برگزار می‌شود، بی‌تردید، می‌توان از آن به عنوان تلاش تازه مسکو به منظور تقویت حضور و نقش خود در آینده سیاسی افغانستان تعبیر کرد.
با نزدیک شدن روسیه به طالبان، حضور مؤثر و محوری این کشور در هرگونه فرایند سیاسی صلح آمیز برای آینده افغانستان، غیر قابل انکار و اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسد و این نشست‌ها نیز حتی اگر هیچ دستاورد و پیامد ملموسی برای صلح و سیاست افغانستان نداشته باشند، دست کم از این کارکرد و ظرفیت برخوردار خواهند بود که جایگاه روسیه در تعیین آینده سیاسی افغانستان را در میان سایر بازیگران مؤثر و محوری این روند، تثبیت کند.
در این میان، البته سایر قدرت‌های شرکت کننده در نشست مسکو از جمله چین نیز اهداف مشابهی را دنبال می‌کنند.
در پی اعلام استراتژي جدید امریکا در قبال افغانستان و جنوب آسیا، نشست مسکو را می‌توان نوعی حرکت واکنشی قدرتهای شرقی ارزیابی کرد که هدف از آن، ایجاد و برقراری سهم و نقشی متعادل و متوازن برای بازیگران بزرگ شرق و غرب در بازی‌های مورد نظر برای تعیین آینده افغانستان می‌باشد.
روسیه، چین، ایران، هند و ترکیه در کنار برخی دیگر از بازیگران همسو با محور شرق، از دیرباز به این سو، تلاش می‌کنند که به یکجانبه‌گرایی و سلطه تمام عیار و بلامنازع غرب به رهبری امریکا در حوزه سیاست و امنیت افغانستان، پایان دهند و با ایجاد قطب‌های جایگزین و غیر قابل انکار قدرت از یکسو و تلاش برای رخنه در نیروهای درگیر در جنگ و صلح افغانستان از جانب دیگر، به این مهم دست پیدا کنند.
اعلام راهبرد جدید ترامپ در مورد افغانستان و جنوب آسیا که احتمال فاصله گرفتن اسلام آباد از کابل و واشنگتن را بیش از پیش، تقویت کرده است نیز محرکی تازه برای این هدف، فراهم کرده و به این ترتیب، نشست مسکو می‌تواند نوعی ارزیابی ظرفیت‌ها و سنجش امکان‌های موجود برای مهار یکجانبه‌گرایی غرب در افغانستان به حساب بیاید.
برای افغانستان اما این نشست، دست کم به اندازه اعلام رؤوس اساسی استراتژي ترامپ می‌تواند حایز اهمیت، مؤثر و سرنوشت ساز باشد.
کابل با مشارکت فعال در این روندها از یکسو می‌تواند توان و قدرت بازیگری خود در عرصه دیپلماسی صلح را محک بزند و از سوی دیگر، با برقراری ارتباط نزدیک‌تر با قطب‌های شرقی و غربی و بازیگران قدرتمند عرصه صلح و جنگ افغانستان، از منافع استراتژیک خود، هوشمندانه صیانت کند و اجازه ندهد که این روندها به رویارویی و تقابل راهبردی شرق و غرب بر سر افغانستان منجر شود و افغانستان به جای آنکه به نقطه تلاقی و اتصال سازنده دو بلوک تبدیل گردد، قربانی رقابت‌های نیابتی و جنگ‌های برتری جویانه بلوک‌های بین المللی قدرت شود.
کابل باید استقلال و وارستگی خود از بلوک‌های شرق و غرب را بر پایه یک سیاست منسجم، مستقل و ملی، در این روندها محک بزند و با ایجاد موازنه میان اهداف منطقی و منافع مشروع بازیگران منطقه‌ای و بین المللی، آینده مبتنی بر صلح، عدالت و همکاری سازنده شرق و غرب را برای افغانستان، تأمین کند.
این مهم، تنها از مسیر دنبال کردن یک سیاست مستقل و مبتنی بر منافع ملی قابل دستیابی است؛ در شرایطی که کابل با احتراز از ارتکاب اشتباهات تاریخی دولت‌های گذشته، به صورت یک‌جانبه به شرق یا غرب، متمایل نشود و مرعوب قدرت و سلطه امریکا یا روسیه قرار نگیرد.
 
(عبدالمتین فرهمند- جمهور)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top