معلم روز ندارد؟!

۱۳ میزان مصادف بود با روز معلم و از آن در سراسر افغانستان تجلیل شد. شاگردان در توصیف معلم شعر حواندند و هرکس به قدر توان کادویی برای معلم هدیه کردند و سخنرانان هم از تلاش و زحمات معلم قدردانی کردند. چیزی که اما در این میان ناگفته ماند، جلوه‌‌های تلخ روزگار معلم، حقوق اندک و جایگاه فراموش شده آن بود که کسی از آن سخن نگفت و هیچ انگشتی به سوی آن اشاره نرفت. معلم را اگر مبلغ دانایی بدانیم، چراغ افروز روشنایی در شبستان زندگی اند که جهان ناخوانده قابل خوانش میسازد و عبور از دشت جهالت به سوی چمنزار دانایی امکان پذیر میشود. از همین رو معلم آموزگار دانایی است و روزگار تلخ معلم از روزگار تلخ دانایی سخن میگوید.

سرنوشت تلخ معلم در افغانستان قصه پرداز سرنوشت تلخ دانایی و معرفت در این سرزمین است که جلوههای غمانگیز آن غُربت اندیشه، رکود فرهنگ و افسردگی خیال آدمی را به نمایش میگذارد. معلم بودن در این سرزمین پنجه در پنجه فقر انداختن و فقیر زیستن است و در چنین تلخکامی از بلندای آروزهای ناشکفته در خیابان های متروک فراموشی افتادن است که نه در قانون جایگاه دارد و نه در اجتماع پایگاه.

معلم بودن در افغانستان زمزمه تلخ غمهای نانوشته دانش آموزان پا برهنه و شکم گرسنه اند که بانوشتن بابا بر ورق پاره تلخ سرنوشت شان لبخند غم را با پوشه ی شادی می آفرینند و با نوشتن نان در شکم گرسنه شان احساس سیری می آفریننند. به عبارت دیگر معلم بودن در این سرزمین تلاوت سوره ای اندوه در خطوط پیشانی و برگ های صورت هزاران طفلی یتیم است که تاهنوز ترجمه و تاویل نشده است.

چنین است روزگار معلم در این سرزمین که تا حالا هیچ چشمی بر غربت تلخ این صنف غریب تر نشده است و برای بهتر شدن وضعیت معشیت آن کسی سخن نگفته. روزگار آشفته معلم در واقع روزگار آشفته معارف در افغانستان را بر می تاباند که از همین رو هرگونه دگردیسی معطوف به رفاه را در روزگار معلم، گشایش روزنه های امیدواری در معارف می توان تعبیر کرد. لذا این واقعیت را باید پذیرفت که تا روزگار معلم بهتر نشود، امتیازات معلم به رسمیت شناخته نشود، فرایند آموزش و پرورش در افغانستان همچنان آشفته و پریشان به پیش خواهد رفت و حاصل آن تلخساریهای بیشتری خواهد بود که شعله های بی رحم آن بر خرمن سرنوشت مردم این سرزمین شراره می زند. در چنین وضعیتی من مانده ام که روز معلم را تبریک بگویم یا تعزیت؟

همانگونه که آموزگاران وضعیت اسفبار دارند، روزگار معارف کشور نیز متاثر از آن است. طوریکه نه مکتب معیاری داشته باشیم و نه دانش آموز واقعی!

بر اساس ارقام وزارت معارف افغانستان در حال حاضر سه و نیم میلیون کودک واجد شرایط مکتب در افغانستان، از رفتن به مکتب محروم اند. علاوه بر این مکتبهای فعال نیز با مشکلات جدی چون نبود استادان مسلکی، لوازم درسی، ساختمانها، موجودیت فساد و غیره روبهرو اند. چنانچه خود رئیس جمهور غنی در مراسم آغاز سال تعلیمی ۱۳۹۷ هـ ش اظهار داشت که بیشتر از نصف معلمین در کشور معیارهای تدریس را تکمیل کرده نمیتوانند.

مشکلات مختلف در این عرصه، کیفیت معارف را به گونۀ جدی متاثر ساخته است. شاگردانی که بعد از تکمیل دورۀ ثانوی وارد پوهنتونها میشوند، تعدادی قابل ملاحظۀ شان حتی در نوشتن و املاء نیز به صورت جدی با مشکل روبهرو میباشند.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top