عزل نور؛ عوامل داخلی و خارجی

 

برکناری عطامحمد نور از سمت ولایت بلخ توسط رئیس جمهور، می‌تواند عوامل گوناگونی داشته باشد؛ از جمله مذاکرات ناکام آقای نور با رئیس جمهور که منجر به صدور مکتوب استعفای او شده است؛ مصالحه عبدالله عبدالله با اشرف غنی؛ نقض آشکار و پشت پا زدن علنی تیم اشرف غنی نسبت به توافق‌نامه تشکیل حکومت وحدت ملی و دیگر عوامل خرد و بزرگ. در این‌جا ما به دو عامل مهم دیگر می‌پردازیم که در برکناری آقای نور توسط غنی می‌توانند عوامل اساسی محسوب شوند و تاکنون کمتر بدان‌ها توجه شده است.

عامل اولی که می‌تواند در این اقدام رئیس جمهور بسیار موثر باشد نزدیک شدن به انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری است. هردو انتخابات در سرنوشت و آینده کشور بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است. از یک طرف دولت تحت فشار مردم و جامعه بین المللی نمی‌تواند انتخابات را برگزار نکند؛ از جانب دیگر با ناکامی چهار ساله به این نتیجه رسیده که چانس کامیابی‌اش در انتخابات بسیار اندک است. مردم، اشرف غنی و تیم او را در این چند سال به خوبی شناختند. آن‌ها حتی روی حکومت فاسد و ناکام کرزی را نیز سپید کردند و حالا مردم دوره کرزی را آرزو می‌کنند.

تنها راه حلی که برای اشرف غنی و تیمش در انتخابات باقی می‌ماند از صحنه بیرون کردن رقبای سیاسی است. با توجه به این‌که عبدالله امتحان خود را پس داده و در دو دور انتخابات ریاست جمهوری، نتیجه انتخابات را به رقیب واگذار کرده و در این چهار سال نیز در پست ریاست اجرائیه ناکامی و ناتوانی خود را به اثبات رسانده است، بدون تردید نمی‌تواند رقیبی برای اشرف غنی به حساب بیاید. اکنون چشم‌ها به سوی عطامحمد نور به عنوان چهره مطرح، فعال، جسور و امتحان پس داده دوخته شده که به میدان اشرف غنی بیاید و با توجه به ناکامی‌های اشرف غنی در این چهار سال احتمال برنده شدن آقای نور در انتخابات ریاست جمهوری احتمال قریب به یقین است.

اشرف غنی و تیمش می‌خواهند دست مهم‌ترین رقیب خود را از امکانات دولتی و جایگاه رسمی کوتاه کنند تا در انتخابات نتوانند قوی و موثر بازی کنند. غنی می‌خواهد با آوردن یک والی طرفدار خود در بلخ که حکم مرکزیت نُه ولایت شمال را دارد، نه تنها نفوذ و جایگاه رقیبان خود را در شمال تضعیف کند؛ بلکه تلاش می‌کند آرای مردم شمال را در صندوق خود بریزد.

دومین عامل مهمی که در برکناری آقای نور مهم است جناح‌بندی کلان منطقه‌ای است. سال‌هایی زیادی است که روسیه از خواب زمستانی برخاسته و در اوکراین و سوریه و جاهای دیگر، یکه‌تازی امریکا و غرب را به چالش کشیده است. حالا در خاورمیانه و بلکه در کل جهان دو جناح مشخص شده است. امریکا، اسرائیل، کشورهای غربی و بسیاری از کشورهای عربی یک قطب؛ روسیه، چین، ایران، عراق و سوریه با محور مقاومت قطب دیگر است.

در افغانستان تسلط سیاسی و نظامی با قطب اول است و این قطب از جناح اشرف غنی حمایت می‌کند. ناتو و امریکا پشت سر دولت غنی ایستاده و کشورهای هم‌سو مانند پاکستان و عربستان نیز از سیاست‌های ایالات متحده امریکا در افغانستان پیروی می‌کنند.

جبهه متحد شمال از زمان حکومت طالبان و در قالب ائتلافی از احمدشاه مسعود، جنرال دوستم و شهید مزاری توسط قطب دیگر؛ یعنی روسیه و ایران پشتیبانی می‌شد و تلاش‌های این کشورها در حمایت‌‌شان از جبهه شمال بود که سرانجام این گروه را به پیروزی رساند.

اکنون نیز دو جناح موجود در افغانستان با حامیان سنتی خود رابطه دارند و به احتمال زیاد از طرف آن‌ها کمک و تشویق می‌شوند. هرچند دولت کنونی هیچ ربطی به طالبان ندارد؛ اما برخی پیوندهای سنتی بین این دولت و طالبان دست کم در چشم حامیان خارجی‌شان انکار کردنی نیست.

از این طرف عطامحمد نور، جنرال دوستم و محمد محقق که ممثل جبهه متحد شمال هستند و چندی پیش ائتلاف ملی نجات را در ترکیه تشکیل دادند، مهم‌ترین جناح رقیب دولت اند و با قطب دیگر قدرت در جهان رابطه نیک دارند.

دسیسه بر ضد جنرال دوستم و تبعید او به ترکیه، ایجاد جنجال به خاطر سخنرانی محمد محقق برضد داعش در ایران و حالا برکناری آقای نور بدون تردید از یک منبع برنامه‌ریزی و اجرا می‌شود. این برنامه‌ها از نظر جناح داخلی، تصفیه رقبای سیاسی و قومی و بیرون کردن عناصر تأثیرگذار از میدان و انحصاری کردن قدرت است و از نظر قطب بیرونی ضربه زدن به قطب دیگر و پایان دادن به نفوذ روسیه و ایران در افغانستان محسوب می‌گردد. تضعیف جبهه متحد شمال که مهم‌ترین مانع نفوذ گروه‌های تروریستی در این منطقه مهم است، چه بسا که سرانجام به حضور بیشتر گروه‌های تروریستی در شمال منجر گردد.

پس جدایی از عوامل خرد و ریز، دو عامل مهمِ نزدیک شدن به انتخابات و قطب‌بندی‌های جهانی در برکناری عطامحمد نور از ولایت بلخ، تبعید دوستم و غوغا برای محقق مهم ارزیابی می‌شود؛ اما شخصیت‌های یادشده به خصوص آقای نور از پایگاه و جایگاه بلندی در میان مردم برخوردار است. به همین علت هم بیرون کردن آن‌ها از میدان رقابت کاری غیرممکن است. در وضعیت جنگی و ناامنی کنونی افغانستان، این‌گونه اقدامات نسنجیده و تشنج‌آفرین از جانب دولت به هیچ وجه به صلاح کشور و مردم نیست و کشور را به سوی ناامنی و جنگ‌های بیش‌تری خواهد برد. لازم است دولت مردان در انتخابات و در ارتباطات بیرونی خود قاعده بازی را بپذیرند و در چوکات آن به رقابت‌های سیاسی ادامه دهند.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top