طالبان بی‌پدر و آی‌اس‌آی بی‌پسر شد

مولانا سمیع‌الحق پدر معنوی گروه طالبان، در شهر راولپندی توسط افراد ناشناس به گونه مرموز به قتل رسید. سمیع‌الحق از چهره‌های با نفوذ پاکستانی بود که در میان طالبان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود. او مسئول مدرسه حقانیه در پاکستان بود که یکی از پایگاه‌های اساسی تولید نیرو برای شبکه حقانی به حساب می‌آید. سمیع‌الحق در میان بسیاری از افغان‌ها به دلیل حمایت همیشگی‌اش از گروه طالبان افغان و مشروع دانستن جنگ آنها علیه دولت افغانستان منفور بود. گفته می‌شود شماری از نخستین اعضای گروه طالبان افغان پیش از آمدن به افغانستان در مدرسه حقانیه دانش‌آموز بودند و به همین دلیل او را "پدر معنوی طالبان" می‌خوانند. در مورد ترور بنیان‌گذار مدرسۀ حقانیه، گزارش‌های ضد ونقیضی وجود دارند، برخی از رسانه‌های خارجی گزارش‌ دادند، افراد ناشناس که مجهز با سلاح بودند، موتر عامل وی را هدف قرار داده؛ اما شماری دیگر از منابع خبری به نقل از افراد نزدیک به او خبر می‌دهند که وی در منزل مسکونی‌اش با ضربات چاقو به قتل رسیده‌است. از آن‌ جایی که مولانا سمیع‌ الحق، یکی از چهره‌های پرنفوذ سیاسی و مذهبی در پاکستان نیز بود، خبر قتل وی با واکنشهای گوناگون مقام‌های آن کشور و رهبری گروه طالبان افغان روبرو شده است. پس از کشته شدن مولوی سمیع الحق پدر طالبان، خبر ترور عبدالله گل پسر جنرال حمید گل، رییس اسبق شبکه استخباراتی پاکستان آی اس آی نیز اعلان شد. این دو رویداد بی ارتباط به هم نیستند. این که مولوی سمیع و عبدالله گل هر دو از آن جمله افراد بودند که طرفدار صلحِ طالبان با حکومت افغانستان نبودند. در حالی‌که متباقی افراد شبکه استخباراتی پاکستان و متنفذین تندرو زیر بار فشار آمریکا خواهان برقرای صلح میان طالبان و حکومت افغانستان هستند. کشته شدن این دو می‌تواند در نخست موجب تقویت روحیه صلح طلبی در میان اعضای برجسته طالبان پاکستانی گردیده و در قدم دوم موجب اعتماد سازی میان پاکستان و آمریکا گردد. از سوی هم شماری از تحلیل‌گران به این باور هستند که بین مرگ جنرال رازق در قندهار و ترور مولانا سمیع الحق در راولپندی نیز ارتباط وجود دارد. اگر طالبان جنرال رازق را بدون مشوره حکومت کابل و آمریکایی‌ها، به دستور پاکستان کشته باشند؛ ترور سمیع الحق پاسخ استخبارات آمریکا و امنیت ملی افغانستان به شهادت جنرال رازق است. اگر چنین باشد ترور پدر معنوی طالبان اقدام نیک بوده، به طالبان و پاکستانی‌ها این پیام را می‌رساند که هیچ اقدام شان بی‌پاسخ نمی‌ماند. فرض دوم این است که اگر ترور جنرال رازق و سمیع الحق یک تفاهم استخباراتی بین پاکستان و افغانستان باشد، باز هم این کار پیام واضح دارد: هر دوکشور می‌خواهند با برآورده‌شدن خواسته‌های همدیگر و با ایجاد باورمندی، تنش‌زدایی کنند. سمیع الحق پدر معنوی طالبان، دشمن صلح و ثبات در افغانستان و جنرال رازق هم فرمانده مقتدر جنوب و چهره‌ی به شدت پاکستان ستیز بود. اگر فرضیه اول درست باشد، مرگ سمیع الحق انتقام خون جنرال رازق باشد، این اقدام بی‌پیشینه است و افغانستان برای مهار کردن مزدوران پاکستان و پایان جنگ در افغانستان عمل قاطعانه و در خور ستایش انجام داده است. اگر فرض دوم درست باشد و مرگ جنرال رازق و سمیع الحق با تفاهم هر دو کشور انجام شده باشد، در این معامله استخباراتی، افغانستان ضرر کرده است. زیرا پاکستانی‌ها به راحتی با یک ملا تندرو دیگر جای سمیع الحق را پر می‌کنند اما جانب افغانستان بدیلی برای جنرال رازق پیدا نخواهد کرد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top