دوشنبه 08 جوزا 1396 برابر با 28 می 2017

سرنوشت جنگ به دست مردم!

 

با فرارسیدن فصل بهار و آب شدن برف‌های زمستانی، طالبان بر طبل جنگ می‌کوبند و شیپور جنگ را به صدا می‌آورند. در بهار سال گذشته عملیات منصوری را اعلام کردند و ناامنی‌ها و کشتارهای فجیع و غیرانسانی را فراگیر ساختند. در بهار سال جاری آتش عملیات عمری را که منسوب به رهبرشان ملا محمدعمر بود روشن کردند. هرچند در سال 95 زمستان نیز آتش جنگ خاموش نشد و طالبان و داعش میدان جنگ را ترک نکردند.

پس آن‌که طالبان عملیات عمری را در بهار سال جاری کلید زدند، یک بار دیگر ناامنی‌ها در سراسر کشور تشدید شد و جنگ خصوصا در ولایات شمال شعله کشید. طالبان حملات وسیع خود را در ولایات شمال و شمال شرق متمرکز کردند. جنگ در سرپل، فاریاب، بلخ، جوزجان، بغلان، کندز، بدخشان، تخار و تمام ولایات شمال به صورت وحشتناکی فراگیر شد. در این میان به نظر می‌رسید طالبان ولایات شمال را به دو دسته تقسیم کرده بودند؛ ولایاتی که هدف جنگ در آن‌ها مصروف کردن نیروهای امنیتی بود و ولایاتی که جنگ با هدف سقوط این ولایات انجام می‌شد؛ مانند کندز، بغلان؛ بدخشان و سرپل. طالبان تصمیم گرفتند که در همین آغاز سال و با اعلام عملیات عمری بالای چهار ولایت چنان فشار بیاورند که دست کم یکی از آن‌ها سقوط کند و از تحت سلطه حکومت بیرون شود.

محاسبه سیاسی طالبان این بود که با آمدن حکمتیار و داغ شدن نزاع‌های سیاسی و سرگرمی جناح و جناح‌بازی و بالا رفتن گراف قوم‌گرایی و اختلافات برخاسته از آن، میدان جنگ به فراموشی سپرده شده و به یاد کسی نخواهد آمد. در این وضعیت نیروهای امنیتی نیز انگیزه‌های خود را از دست داده دیگر تمایلی برای جنگ و دادن جان نخواهند داشت. طالبان می‌توانند از این فرصت طلایی استفاده ‌کنند. اما آن‌چه که اتفاق افتاد برخلاف تحلیل و پیش‌بینی طالبان بود؛ با این‌که رهبران حکومت وحدت ملی به زدوبندهای سیاسی و اقتصادی مصروف بودند و آمدن حکمتیار خود یک بلای دیگری شده است؛ با این‌هم نیروهای امنیتی، جنرالان و سربازان پولیس و اردو با همت و تلاش خود، خواب طالبان را دگرگونه تعبیر کردند.

اندک پیشروی‌های طالبان را که در روزهای اول صورت گرفته بود، ناکام گذاشتند و نه تنها مناطق تصرف شده را پس گرفتند، بلکه تلفات بسیار زیادی به جنگ‌جویان طالب وارد کردند.

عاملی که در این جنگ‌ها بسیار مؤثر بوده و هست نیروهای مردمی یا خیزش‌های مردمی است. در ولایت‌های سرپل، بغلان و بدخشان نیروهای مردمی به میدان آمدند و در پهلوی نیروهای امنیتی خود قرار گرفتند و شرایط جنگ را به نفع نیروهای دولتی تغییر دادند.

در گذشته نیز با آمدن مردم به میدان، طالبان جز فرار راهی نداشتند؛ شعار مردم هم این است که می‌گویند ما کاری به ناکارامدی دولت نداریم؛ ما مجبور هستیم از جان و مال و ناموس خود در برابر تهاجم طالبان و نیروهای خارجی همراه‌شان دفاع کنیم. در سال‌های گذشته نیز این حقیقت بارها به اثبات رسیده بود که هرگاه و هرجای که نیروهای مردمی به میدان آمدند، طالبان را از صحنه بیرون و شکست را برآن‌ها تحمیل کردند.

مردم انگیزه‌های بسیاری برای مقابله با گروه‌های مخالف دارند. مردم، حکومت پنج ساله طالبان را دیدند و رفتار وحشیانه داعش را در سوریه و عراق و در جنوب کشور خودمان دیده‌اند. نمی‌خواهند آن روزهای سیاه باردیگر تکرار شود. به خاطر همین انگیزه‌هاست که طالبان تاب جنگ با مردم را ندارند. زور مردم، زور خداست. این یک تجربه بسیار ارزشمند در جنگ افغانستان است. لازم است دولت از این تجربه استفاده کند. رابطه خود را با مردم بهبود بخشد، با فساد مبارزه کند، از اختلافات درون حکومتی بکاهند و برای توده‌های مردم حرمت بیش‌تری بگذارند. با این اقدامات بسیار ساده و کم هزینه، مردم به صحنه می‌آیند و در پهلوی دولت خود ایستاد می‌شوند و از جان و مال و ناموس خود دفاع می‌کنند.

بدون تردید آمدن نیروهای امریکایی کارساز نیست؛ 150 هزار امریکایی بودند و باعث تقویت طالبان شدند و رفتند. حال می‌خواهند دوباره برگردند؛ بی معنی و بی‌فایده. به جای آمدن خارجی‌ها، دولت باید از مردم خود استفاده کند. مردم را به میدان طالبان و داعش بفرستند، بدون تردید مردم برنده جنگ خواهند بود و شکست طالبان قطعی خواهد بود. به نظر می‌رسد این بهترین گزینه و راه حل جنگ افغانستان می‌باشد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top