سازمان ملل روزه سکوتش را شکست (بجای سلام اول)

سرانجام سازمان‌ملل پس از دو روز سکوت، تأیید کرد که در حمله هوایی نظامیان آمریکایی به ولایت هلمند، ۲۳ غیرنظامی از جمله ۸ زن و ۱۰ کودک جان باخته‌اند. این حمله ددمنشانه، نیمه‌شب چهارشنبه گذشته به تعدادی از منازل مسکونی در منطقه «گرمسیر» ولایت هلمند آغاز شد که ساعت‌ها ادامه داشت. دردی که از این اقدام وحشیانه نظامیان آمریکایی، بر پیکر انسانیت نشست، فراتر از اظهار همدردی است اما با این وجود نوشتن چند سطر، شاید مرهمی برای زخم وجدان نگارنده و تلنگری به سایر انسان‌های عدالتخواه و آزاده، باشد. دقیقاً ۴۸ ساعت پیش، ۲۳ انسان بی‌گناه که هیچ نقشی در جنگ نداشتند، از نعمت زندگی محروم شدند و سر بر بالین تیره خاک نهادند اما تاکنون بسیاری از مدعیان عدالتخواهی و حقوق بشری در سکوت بسر می‌برند. قربانیان این فاجعه، پشتون بودند، همان قومیتی که تروریست‌ها نیز متعلق به همان قوم هستند اما طبق یک قاعده منطقی که می‌گوید؛ هر جنایتکار، انسان است اما هر انسان، جنایتکار نیست، لذا نمی‌توان همه پشتون‌ها را به خاطر طالبان، جنایتکار خواند. بله، درست است که تروریست‌ها پشتون‌اند اما هر پشتون تروریست نیست. همان اصلی که درباره کشور آمریکا نیز صدق می‌کند؛ درست است که سربازان آمریکایی جنایتکار هستند اما هر آمریکایی جنایتکار نیست. از سوی دیگر، درست است که تروریست‌ها جنایت می‌کنند و روزانه جان ده‌ها انسان بی‌گناه را می‌گیرند اما این هرگز دلیل نمی‌شود که در برابر جنایت نظامیان آمریکایی سکوت کرد.

سخن دیگر این که با اظهار همدردی نمی‌توان جان باختگان فاجعه گرمسیر را زنده کرد اما با بلند کردن صدای عدالتخواهی در محکومیت این فاجعه، می‌توان از فجایعی مشابه آن جلوگیری و وجدان‌های خفته را بیدار کرد. همان وجدان‌های که درد انسانیت را نیز فقط و فقط در قومیت و منطقه خودشان جستجو می‌کنند در حالی که آلام انسانیت، فراتر از دین، مذهب، زبان، نژاد، قوم و منطقه است. خون انسان‌ها از یکدیگر رنگین‌تر نیست بلکه این وجدان‌های کدر و انسان‌های غدر است که به کشتن زنان و کودکان هم رنگ قومی و منطقه‌ای می‌دهند. انگار انسانیت در کشوری مثل افغانستان مرده است که حتی درد انسانیت را هم باید در مزبله‌های قومیت پیدا کرد. کلام آخر این که هیچ واژه‌ای امروز در افغانستان به اندازه «قوم»، بدبوتر و به اندازه «قومیت»، متعفن‌تر نیست و تا زمانی که دامنه این کلمات نامیمون از جامعه افغانستان برچیده نشود، درد انسانیت هم درک نخواهد شد. این در حالی است که نزد انسان‌های دردمند و با وجدان، درد بدن‌های قطعه‌قطعه شده‌ی کودکان گرمسیری، به منزله سوز گلوی بریده شده‌ی «تبسم» است.

محمد مرادی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top