جنگ ارزگان و سکوت معنی‌دار حکومت

از رسانه‌های اجتماعی خبر شهادت چهل دونفر از هموطنان مظلوممان در ولسوالی ارزگان خاص را می‌شنویم که نشان از قتل عام وکشتار سیستماتیک شعیان افغانستان دارد. این موضوع تاریخ افغانستان و دوره سیاه عبدالرحمن را به یاد همگان می آورد. چرا در مقابل شعیان این گونه فجایع صورت میگیرد؟ به کدامین گناه فرزندان پاک این مردم را به این گونه قتل عام می‌کنند؟ تاریخ شعیان در افغانستان تا امروز، تاریخ کشتار و تبعید بوده است. گویا رنج‌های آن‌ها را پایانی نیست. تاریخ این خلق، از دو قرن گذشته به این طرف با شکنجه، تحقیر و نسل کشی همراه بوده اما پس از هر کشتار و تبعیدی، بازماندگان از میان خون و خاکستر برخاستند و برای بقای خود جنگیدند. تاریخ خونبار ارزگان که این روزها شاهد فعال شدن دوباره ماشین کشتار به دست طالبان و تایید ضمنی حکومت در آن هستیم، آینه تمام رنج‌های انسان شیعه است. ارزگان هم تاریخ سرکوب، قتل عام و اِعمال سیاست زمین سوخته است و هم یادمان مقاومت. اُرزگانیزه کردن مناطقی که خاستگاه و زادبوم خلق‌های گوناگون این سرزمین است، سیاست اصلیِ انحصارگراهاست. اکنون با توجه به وضعیت فروپاشی کامل و نابودی چشم اندازهایی که زمانی، روزنه‌های امیدی به سوی انسجام مبتنی بر "هویت ملی" در چارچوب سرزمینی، بر روی همگان می گشود، بر باد فنا رفته احساس می شود و گسل‌های هویتی شکاف‌های غیر قابل ترمیم پیدا کرده است. تفکر و تلاش برای یافتن آلترناتیوهای موثر و عملی پیش از پیش ضرورت پیدا کرده است. باید همه مردم شیعه چاره ای برای خود بیاندیشند که اگر فردا با سپاهیان سیاه کشتار وقتل به عناوین مختلف روبرو شوند چه کاری می‌توانند انجام دهند و چگونه از خود دفاع کنند؟! آمریکا و انگلیس و دیگر کشورهای غربی، از بازگشت یهودی‌ها به اورشلیم حمایت کردند و ادعای تاریخی این قوم را حق مسلم دانستند، در حالی‌که به لحاظ حقوقی حقانیت یهودی‌ها در تصاحب اروشلیم مورد تردید‌های فراوان است. ولی در افغانستان هیچ کشوری، از حق پایمال شده‌ای شیعیان و غصب بیشتر از نصف سرزمین این مردم، دفاع نکرده است و هیچ سخنی از برگشت زمین‌های غصب شده شیعیان در میان نیست. در حالیکه غصب و تصاحب سرزمین‌های شعیان از قندهار تا ارزگان و اجیرستان و جاهای دیگر یک واقعیت مسلم تاریخی است و در اسناد دولتی هم ثبت شده است و از این حادثه بیشتر از 130 سال هم نمی گذرد. شیعیان زمین و ملکیت‌های غصب شده‌شان را باید جدی بگیرند، و از نهادهای بین المللی و سازمان ملل متحد خواهان رسیدگی به این قضیه شوند. به خصوص که زمین‌های باقی مانده نیز به شدت در معرض تصاحب و زورگیری قباییل خود سر قرار دارد. و نیز نسل کشی عبدالرحمانی مدام و مستدام تا همین اکنون بی وفقه تداوم داشته است. دولت افغانستان علی رغم رویکرد و شیوه معمول که با نشر اعلامیه‌ای غایله را محکوم می‌کند، می‌باید در قبال از این دست حوادث ساکت و خنثی نباشد و جایگاه تماشاچی را اختیار نکند. مدت زیادی است که عربستان و دیگر کشورهای عربی با پول‌های هنگفت می‌خواهند تنور جنگ مذهبی را در افغانستان داغ نموده و از این طریق راه را برای فعالیت‌های بیشتر استخباراتی‌شان هموارتر سازنند. در این خصوص اسناد و شواهد زیادی وجود دارد. ریشه بیشتر منازعات داخلی افغانستان از همین آبشخور آب می‌خورد. اگر دولت افغانستان در این خصوص توجه جدی نکند، در دراز مدت دود این آتش در نخست به چشم حکومت افغانستان خواهد رفت.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top