دوشنبه 08 جوزا 1396 برابر با 28 می 2017

منتشرشده در: فرهنگ وجامعه
آبدات تاریخی و میراث‌های فرهنگی شامل آثار باقی مانده از گذشتگان و اجداد بشر است که در طول سالیان متمادی از آنها بجا مانده و نشانگر حرکت و سیر طویل انسانها در ادوار مختلف و انسان‌ها با رسم و رواج و عنعنه‌های گوناگون بوده است. سیداحمد حیدری مدیر حفظ میراثهای فرهنگی ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت سرپل می‌گوید: سرپل دارای آبدات تاریخی و میراث‌های فرهنگی زیادی است که در اثر گذشت سال‌های متمادی و عدم توجه مقامهای مسوول، تخریب شده و یا هم با باد فراموشی سپرده شده است. او می‌گوید: در ولایت سرپل آبدات تاریخی با قدامت چندصد سال وجود دارد که اگر توجه جهانیان و باستان شناسان به آن جلب شود، سرپل از نگاه فرهنگ و قدامت آبدات تاریخی در جهان و بویژه افغانستان مشهور خواهد شد. اما از آنجایی که تا کنون کارهای که صورت گرفته از سوی مسوولین ذیصلاح به دیده قدر نگریسته نشده از همین لحاظ آثار و آبدات تاریخی که در سرپل وجود دارد با گذشت هر روز فرسوده تر شده و کم کم از ذهنها پاک شده وبه فراموشی سپرده می‌شود. وی در ادامه سخنان خود می‌گوید: ولایت سرپل دارای آبدات تاریخی با قدامت و پیشینه‌ی خوب تاریخی وجود دارد که باید مسوولین مربوط در حفظ و نگهداری آن تلاش نموده واز قدامت و کهن بودن این آثار که ثبت و راجستر شده ریاست اطلاعات و فرهنگ و وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ است حفاظت صورت بگیرد که شامل آبدات تاریخی با نام، زمان و موقعیت جغرافیایی ذیل است: قلعه تاریخی ترپچ، ساحه باستانی کافر قلعه، کافر قلعه انگشت شاه، باحصار سانچارک، ساحه باستانی لغمان، ساحه باستانی چهار سم روستای نگاله چرغان کوهستانات، خشت پل( پل جوزجان)، پل عارف بای، بالاحصار(قلعه قهقه)، قلعه کاموک و شاموک، بالاحصار سرپل، پل بلخاب، آرامگاه یحیی بن زید شهید(ع)، آرامگاه امام کلان، خواجه محمد خطیب، آرامگاه امام جعفر، آرامگاه سلطان محمد دیوبند قره شیخ، آرامگاه دخترشاه، مسجد خانقاه، مسجد حضرت خضر، مسجد عیدگاه، زیارت خواجه نهان، زیارت پسته مزار، میرسیدعلی آغا، روزون تپه، ذرتپه، سمهای قریه بره موغ، مغاره های کاریز، مغاره های هزار سم سبزه کلان، زیارت ابوعبید بن جراح، زیارت خواجه عبیدالله و تپه خاکی باستانی سبزه کلان از جمله مهم ترین مکان‌های تاریخی ومیراث‌های فرهنگی است که دارای قدامت و درازنای تاریخی می‌باشد. مدیر حفظ میراثهای فرهنگی ولایت سرپل می‌گوید: در صورت عدم توجه به مکان‌های تاریخی تمام مکان ها و آبدات تاریخی به مرور زمان از میان خواهد رفت ومردم را به بحران هویتی مواجه خواهد کرد، لذا از مقامهای مرکزی و مردم می‌خواهد که در حفظ و نگهداری آبدات تاریخی سعی و تلاش جدی نموده و از بقایای گذشته و نیاکان شان کوشا باشند. وی می‌گوید: ریاست اطلاعات و فرهنگ بخاطر ترمیم و نگهداری آبدات تاریخی برنامه‌هایی را روی دست دارد که نبود بودجه کافی و صلاحیت اجرایی با مشکل جدی مواجه هستند و از مقام های مرکزی می‌خواهد برای ترمیم و بازسازی آنها سعی لازم را انجام دهند. (اسحاق علی افشاری)
منتشرشده در: دین پژوهی

تمام ادیان بر روزه وخوبی های آن یادداشت داده اند، اینکه چگونه و چند مدت گرسنگی را تحمل کنند، یعنی روزه بگیرند معلوم نیست .در معنای فلسفی روزه گفته شده است که روزه برای تکامل جسم و جان است. همین است که قول معروف " عقل سلیم در بدن سالم " را به کار برده اند.

پیامبرخدا فرمایش کرده است که روزه بگیرید تا سلامتی شما تضمین شود. از دیدگاه طب سنتی و مدرن روزه فواید بی‌شماری دارد. صایمی‌ها برای احترام به کرة ماه سی روز را روزه می‌گرفتند. نا گفته نماند که فواید صحی یا پزشکی روزه تا سال 1900 میلادی برای بشر معلوم نبود . قبل از آن بشر با همان باورهای شان به روزه فواید می‌بخشیدند .همین طور مانویی‌ها ، برهمانی‌ها، بودای‌ها، و اهل کتاب ( یهود ونصاری) هر یک شان روزه را طبق قرار دادهای عقیدتی شان ادا می‌کردند. مثلا برهمانی‌ها در هند روزهای معین از فصول را روزه می‌گیرند.

         خلاصه اینکه روزه به معنای به فکر و یاد دیگران افتیدن تعبیر رفته است . جدای از اینکه ما به فکر دیگران می‌رویم، بل مهمترین اثر روزه بُعد تربیتی آن است . روزه روح آدمی را لطیف و ارادة انسان را قوی و غرایز او را تعطیل می‌کند. گفته آمدیم که روزه و نحوه‌های مختلف ادا کردن آن در تمام ادیان بوده است. حالا بر این می‌شویم که در  اسلام از چه زمان به این سو روزه مهم انگاشته شده  و فواییدی بر آن یادداشت داده شده است. چنانچه می‌دانیم، تاریخ روزه در اسلام به سالهای 6 هجری قمری می‌رسد. زمانی که پیامبر اکرم (ص) پس از صلح حدیبیه ، راهی‌ای مدینه شدند. ایشان در مدینه اعمال ماه رمضان و سپس شوال را بجا آورد. قران‌کریم می‌فرماید: ای افرادی که ایمان آورده اید، روزه برشما نوشته شد همان گونه که قبل از شما بود. نوشته شده تا پرهیزگار شوید.

   دانشمندان اسلامی در مورد فواید و خوبی‌های روزه کتاب‌ها ومقاله‌های بیش از حد نوشته اند. عالمان دینی روزانه به قدر توان در پیرامون روزه وفواید آن به مردم آگاهی می‌دهند. به خصوص سالانه با آمدن ماه مبارک رمضان حرف و حدیث‌های روزه ّ وفواید روحی و جسمی آن ،آن قدر بالاست حقا که همه پیرامون آن دریاگونه معلومات حاصل می‌نمایند و با عملی ساختن آن زندگی شان را سرشار از خوبی‌ها می‌سازند. ولی قابل مکث است که در این نبشة کوتاه نظر دانشمندان  غیر مسلمان (غربی) را نیز در مورد فواید روزه داشته باشیم که آنها نیز مانند دانشمندان اسلامی از این همه فواید خبری دارند یا نه!

   آنچه که قابل بحث است این  است که امروزه دانشمندان غربی همه تحقیقات شان عملی و تجربی است، ولی دانشمندان اسلامی با یک رویکردی سنتی و اعتقادی به مسایل نگاه می‌کنند. این مهم باعث می‌شود که در میان اندیشه‌های این دانشمندان تضادها رونما شود. از طرف دیگر دانشمندان غربی بیشتر مسایل را از دیدگاه طب مدرن مطرح می‌کنند ولی دانشمندان اسلامی بازهم نیم نگاهی به طب سنتی دارند که مملو از باورهایی است غیر تجربی و منطق گریز. به هر حال بعد از سال 1900 میلادی دانشمندان نظریه‌های تجربیی خوبی را در قسمت فواید روزه داده اند که به صورت اجمالی آورده می‌شود.

"دکتر الکسیس کارل " در کتاب " انسان، موجود ناشناخته" می‌نویسد:" با روزه‌داری ، قند خون در کبد می‌ریزد وچربی‌های که در زیر پوست ذخیره شده اند و پروتین‌های عضلات و غدد و سلولهای کبدی آزاد می‌شوند و به مصرف تغذیه می‌رسند. امروزه طب مدرن با دستگاه‌های مطمن شان این مسئله را حل کرده است و پزشکان به صورت اکثر به مریض‌های شان توصیه می‌کنند که برای جلوگیری از امراض مهلک رژیم غدایی  بگیرند.

از دیدگاه اعتقادی گفته آمدیم که روزه برای تزکیه روح انسانها است . عرفا نیز بر همین نظر هستند که با روزه می‌توان تمام سیاهی‌های روحی را فرار داد و شست وشو کرد. مشابه این ایده، دکتر ژان فرموزان می‌نویسد: " روش معالجه با روزه را ، به شست وشوی اعضایی بدن تعبیر می‌کند که در آغاز روزه داری ، زبان باردار است ، عرق بدن زیاد است، دهان بد بو است و گاه آب از بینی راه می‌رود که اینها علامت شروع شست وشوی کامل بدن است . تا هنوز از دیدگاه شرعیت این معلوم نشده است که روزه داران بخاطر اینکه به فواید روزه برسند در طول روز چند ساعت را گرسنه گردی کنند . ولی از نظریة دانشمندان غربی که بیشتر شان متخصص پزشکی هستند بر می‌آید که این مهم در صورتی بدست آمدنی است که افراد باید کوتاه مدت از خوردن و آشامیدن پرهیز کنند . اگر پرهیز از خوردن و آشامیدن به درازا بکشد شاید برای سیستم هاضمه مضر واقع شود . دکتر تومانیاس در مورد فواید بهداشتی روزه می‌نویسد:" فایدة بزرگ کم خوردن و پرهیز نمودن از غذاها در مدت کوتاه آن است که چون معده در طول مدت یازده ماه مرتب پر از غذا بوده، در مدت یک ماه روزه‌داری مواد غذای خود را دفع می‌کند و همین طور کبد که برای هضم غذا مجبور است دایما صفرایی خود را مصرف کند  ودر مدت سی روز ترشحات صفرایی را صرف حل کردن باقیمانده غذای جمع شده خواهد کرد. دستگاه هاضمه در نتیجه کم خوردن غذا ، اندکی فراغت حاصل نموده و رفع خستگی می‌کند .

   شاید این پرسش در ذهن روزه داران بیاید که اگر بدن مواد ذخیره شده را تمام کند، آن زمان باید از کجا مواد مورد نیاز را تهیه ببیند. گفتنی است که بدن انسان به صورت فطری تمام مواد مورد نیاز را ذخیره دارد. هرگاه این مواد کاهش بیابد وتمام شود بدن به کمبود مواد مورد نیاز دچار می‌شود که خطر آفرین است . این است که داکتر آلکسی سوفورین می‌گوید: جسم به هنگام روزه به جای غذا از مواد باقیمانده در بدن استفاده کرده  و آنها را مصرف می‌کند و بدین وسیله مواد کثیف و عفونی که در جسم است و ریشه و خمیرة بیمای‌ها از آنهاست، از بین می‌رود ، روزه سبب بهبود همه بیماری‌هاست .

     سرانجام اینکه روزه گرفتن برای انسانها از دیدگاه طب مدرن بی‌نهایت مفید است. اگر زمان روزه داری نظر به مواد ذخیره شده در بدن روزه دار تعیین شود . در غیر آن بدن به کمبود مواد مورد نیاز دچار می‌شود و احتمال اختلالات روانی و جسمی را در پی دارد. بر علاوة از فواید این چنینی، یگانه فایده روزه از دید انسانی این است که اغنیا از حال فقرا با خبر می‌شوند و انسانیت معنا پیدا می‌کند در غیر آن دهن بستن مفت و رایگان است .

منتشرشده در: دین پژوهی

 

یکی از ابعاد دین پژوهی که خداناگرایان بیش از خداباوران به آن توجه نموده اند، پاسخگویی دین به نیازهای روانی انسان است.

یکی از پیش فرضهای پذیرش دین این است که برخی از نیازهای بنیادین آدمی جز با دین باوری برآورده نمی شود. امروزه کسان بسیاری با بهره گیری از دانشهای جدید، نیازهای اصیل انسانی را می‌کاوند و به پاسخ گویی این پرسش می‌پردازند که «آیا می‌توان از چنین نیازی سخن گفت؟» نویسنده در این مقاله به برخی از نیازهای روانی آدمی اشاره کرده و برای تبیین پاسخ گویی دین به این نیازها از سخنان امام علی علیه السلام بهره فراوان برده است.

یکی از ابعاد دین پژوهی که خداناگرایان بیش از خداباوران به آن توجه نموده اند، پاسخگویی دین به نیازهای روانی انسان است. ملحدان، با این پیش فرض که خدا و معارف وحیانی سرابی بیش نیست، به جست و جو درباره منشا پیدایش ادیان پرداخته و ترس و نادانی، عقده های روانی و عواملی از این دست را خاستگاه اعتقاد به موجودات فراطبیعی دانسته اند.

در واقع، این دین ستیزان نیمی از راه را درست پیموده و به حق، روح و روان آدمی را در پیوندی تنگاتنگ با دین و مذهب یافته اند; اما در ریشه یابی آن به خطا رفته و بر عواملی نادرست انگشت نهاده اند. دین وحیانی بدان سبب که با فطرت انسان هماهنگ است افزون بر سعادت اخروی، آرامش دنیوی را نیز تامین می کند و نیازهای اصیل روانی را به نیکوترین صورت برآورده می‌سازد.

  1. نجات از گرداب تنهایی

آدمیان هر اندازه که دیوارهای زمان و مکان را فرو ریزند و آرزوی زندگی در دهکده جهانی را دست یافتنی‌تر ببینند، گونه‌هایی از احساس تنهایی را با خود همراه دارند و در میان همنوعان خود دارویی برای آن نمی‌یابند. به گفته پل تیلیخ (۱۸۸۶ ۱۹۶۵ م) «پیشرفت فناوری هر چند فاصله های زمانی و مکانی را برداشته، اما بیگانگی دلها از یکدیگر به گونه شگفت انگیزی افزایش یافته است.» این احساس تنهایی که یکی از عوامل پیدایش افسردگی است، شکلهای گوناگون می‌یابد و در فراگیرترین حالت، در قالب این آگاهی جلوه گر می‌شود که دیگران هر اندازه نیروی خود را به کار بگیرند به دلیل نارسایی در علم و قدرت، از گشودن گره بسیاری از مشکلات من ناتوانند. در این موقعیت، اعتقاد به خدایی که در دانش و قدرت بی‌همتاست، آدمی را از گرداب تنهایی می‌رهاند و خلوت با پروردگار یکتا را شیرین ترین لحظه‌ها می‌گرداند. امام علی علیه السلام این حقیقت را چنین با خدا نجوا می‌کند:

خدایا! تو به دوستانت از همه انس گیرنده تری و برای آنان که به تو توکل کنند، از هر کس کاردان تر. بر نهانی هاشان بینایی و به درون هاشان آگاه و بر مقدار بینش آنان دانا. رازهاشان نزد تو آشکار است و دل هاشان در حسرت دیدار تو داغدار. اگر تنهایی و غربتشان به وحشت اندازد، یاد تو آنان را آرام سازد و اگر مصیبت ها بر آنان فرو بارد به تو پناه آرند و روی به درگاه تو دارند; چه این‌که می‌دانند سر رشته کارها به دست توست و از قضایی خیزد که پای بست توست.

  1. تامین عدالت و دادگری

یکی دیگر از نیازهای انسانی که جز در پرتو دین باوری برآورده نمی گردد، نیاز به عدالت و دادگری است. چه بسیارند ستم پیشگانی که در این دنیا تاوان جنایات خود را نمی پردازند و روزگار را به رفاه و خوشی می گذرانند و در نتیجه، بر اندوه ستمدیدگان می افزایند. افزون بر این، چه بسا مجازات های دنیوی با میزان جرم و جنایت تناسب ندارد و عدالت واقعی را برقرار نمی سازد; کسی که دستان خود را به خون هزاران نفر آلوده کرده و انبوه بی شماری را معلول و ناتوان ساخته است، چگونه می تواند مجازاتی در خور جنایت خویش دریافت دارد؟ ادیان الهی با تاکید بر زندگی پس از مرگ به این پرسش پاسخی روشن می دهند و در برابر هر ستمی عقوبتی در خور می نهند. به فرموده امام علی علیه السلام دنیا نه جایگاه پاداش مؤمنان است و نه محل عقاب کافران. از این رو، نه نیکان را شاید که بدان دل ببندند و نه بدکاران می توانند با سرگرم شدن به خوشیهای زودگذرش، از عذاب الهی برهند.

ان الله سبحانه لم یرضها ثوابا لاولیائه و لا عقابا لاعدائه. خدا دنیا را پاداشی نپسندید برای دوستانش و نه کیفری برای دشمنانش.

از دیدگاه مکتب علوی، خداوند در کمین ستمکاران است; و اگر چند روزی به آنان مهلت می دهد، دیری نخواهد پایید که به سزای کردارشان می رساند و داد مظلومان را از آنان می ستاند. البته این به معنای تشویق ستم پذیری و سازشکاری نیست; زیرا امام علی علیه السلام نه تنها سازش با ظلم را برنمی تابد، بلکه گفتن سخن حق نزد پیشوای ستمگر را از جهاد در راه خدا برتر می شمارد. با این حال، برای کسانی که از گرفتن حق خویش ناتوانند، هیچ چیز از این سخن تسلی بخش تر نیست که عدل الهی برای ظالمان، از ستمی که آنان بر ستمدیده روا داشته اند، بسیار شکننده تر است «یوم العدل علی الظالم اشد من یوم الجور علی المظلوم ».

  1. فرونشاندن عطش جاودانگی

میل به فناناپذیری و جاودانگی یکی از نیازهایی است که در اعماق جان انسان ریشه دارد و ترس از به پایان رسیدن زندگی، به شدت وی را می آزارد. آدمی تنها به زنده بودن نام و یاد خویش دلخوش نمی‌گردد، بلکه فطرتا در پی فناناپذیری روان خویش است، آلکسیس کارل می‌گوید:

مردم نه تنها در این جهان، بلکه در ورای قبر نیز به شدت خواستار زندگی اند و برای شان کافی نیست که فقط در آثار خود زنده بمانند. آن چه ما خواستار آنیم قبل از همه، بقای شخصی است و این که بعد از مرگ، عزیزان خود را ببینیم و در دنیایی از صلح و عدالت قدم بگذاریم.

کسانی که مرگ را پایان حیات انسان می‌شمارند، به پوچ انگاری می رسند و زیستن در این جهان را بی‌معنا می‌یابند. از این رو، خاستگاه نیاز انسان به جاودانگی، آرزوی رهیدن از فساد و تباهی است نه غرور و خودخواهی.

جست و جوی نام از غرور نیست، از بیم ابتر ماندن است. اگر در آرزوی همه چیز شدن هستیم، فقط از آن رو است که می خواهیم از هیچ بودن بگریزیم.  باری، ما آرزومند نجات دادن خاطره و یاد و نام خویشیم. این یاد و نام چقدر دوام دارد؟ حداکثر مادامی که بشر باقی می‌باشد. چه می شود اگر یاد و نام ما، در خدا بقا می‌یافت.

آری، تنها دین الهی است که با تاکید بر حیات جاویدان انسان و زندگی پس از مرگ، به این نیاز اصیل آدمی پاسخ می‌گوید و عطش جادوانه زیستن را فرو می‌نشاند. دانشمندان خداناگرا برای زدودن ترس از فناپذیری از دل آدمی بسیار کوشیده اند; اما توفیق چندانی نیافته و در سرکوب این گرایش ذاتی انسان، ناتوان مانده اند. در نگاه ادیان آسمانی، مرگ آغاز زندگی حقیقی است. این تفسیر از مرگ به زندگی معنا می بخشد و خداباوران را به استقبال عاشقانه از شهادت می کشاند. چنین است که امام علی علیه السلام می‌فرماید:

و الله لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه; به خدا سوگند، انس پسر ابوطالب به مرگ، بیش از دلبستگی کودک به پستان مادر خویش است.

در دیدگاه امیرمؤمنان، مرگ نه سر آغاز جدایی، بلکه زمینه ساز والاترین وصال است. از این رو، آنچه ناگواری های زندگی و زیستن با سست پیمانان را بر آن حضرت آسان می‌کند، شوق شهادت و لقای الهی است.

به خدا اگر آرزوی شهادتم به هنگام رویارویی با دشمن نبود، و دل نهادنم بر مرگ خویش نمی نمود، دوست داشتم یک روز با اینان به سر نبرم و هرگز دیدارشان نکنم.

  1. تقویت صبر و بردباری

نقش دین در بالا بردن قدرت تحمل مشکلات چنان است که برخی از جامعه شناسان این نکته را خاستگاه پیدایش ادیان دانسته، و بر آن شده اند که «دین اساسا پاسخی است به دشواری ها و بی عدالتی های زندگی و می کوشد تا این ناکامی ها را توجیه کند».

گوینده این سخن چون بسیاری دیگر از کسانی که دین را واکنشی در برابر نیازهای فردی و اجتماعی بشر می‌دانند و از بعد فراطبیعی آن غفلت می ورزند میان خاستگاه دین و پیامدهای آن فرق نمی‌نهد و در تحلیلی یکسونگرانه، دین را توجیهی برای ناکامی‌های زندگی می شمارد. با این همه، نمی‌توان این حقیقت را نادیده گرفت که هیچ چیز مانند دین نتوانسته است به آدمی در برابر سختیها پایداری بخشد و در بن بست ها روزنه امید بگشاید.

هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست

جز به خلوت‌گاه حق آرام نیست

انسان دین باور، پیروزی و شکست، رفاه و تنگدستی و نیکبختی و سیه روزی، همه را پذیرفتنی می یابد و بدون آن که از تلاش دست بردارد، به هر آن چه که جانان می پسندد، دلخوش است. به فرموده امیر مؤمنان علیه السلام، پرهیزگاران در تجارتی سودمند، دراین دنیا بر ناگواریها شکیب می ورزند تا آسایش جهان دیگر را به دست آورند:

صبروا ایاما قصیرهٔ اعقبتهم راحهٔ طویلهٔ، تجارهٔ مربحهٔ یسرها لهم ربهم . روزی چند را با شکیبایی به سر بردند که آسایشی دراز مدت را برای شان به دنبال آورد، تجارتی سودمند بود که پروردگارشان برای آنان فراهم کرد.

آسان انگاری سختیهای دنیوی به آن جا می رسد که وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شهادت امیر مؤمنان را پیش گویی می کند و از چگونگی صبرش می پرسد، این پاسخ را دریافت می دارد: «ای رسول خدا، نه جای شکیبایی کردن است، که جای مژده شنیدن و شکر گزاردن است ». و شاگرد و دست پرورده آن حضرت، زینب علیها السلام پس از واقعه کربلا، در پاسخ ابن زیاد که می پرسد: «کار خدا را با برادر و خویشاوندانت چگونه دیدی؟» جمله ای بر زبان راند که خداناباوران هرگز معنایش را در نمی یابند: «ما رایت الا جمیلا؛ جز نیکی و زیبایی ندیدم ».

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

منتشرشده در: دین پژوهی

 

سلام دادن به کودکان

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) علاوه بر بزرگ سالان، همیشه به کودکان سلام می‌کرد. در روایتی از انس آمده است: ما در حال بازی بودیم که پیامبر(ص) از کنار ما گذشت و گفت: «السلام علیکم یا صبیان»؛ سلام بچه ها!
امام رضا(ع) از پدران خود نقل می‌کند که پیامبر(ص)فرمود: از پنج چیز تا هنگام مرگ دست برنمی‌دارم: روی زمین با بردگان غذا خوردن، بر الاغ بی‌پالان سوار شدن، بز را با دست خود دوشیدن، لباس پشمینه پوشیدن و به کودکان سلام کردن تا اینکه پس از من سنّت شود.
در هر صورت، سلام کردن آثار فراوان اجتماعی و اخلاقی دارد. سلام، درود و تحیّتی پر برکت و پاکیزه است از سوی خداوند پر برکت، که آثار خوب و مفیدی در زندگی اجتماعی انسان دارد. سلام پاکیزه است؛ زیرا با طبع انسان، سازگار است و نفوس انسانی، آن را می‌پسندند، مردم آن را خوش دارند و با آن احساس آرامش می‌کنند.
بازی کردن با کودکان
در سنین کودکی، بازی برای تقویت حواس پنج گانه، کنترل اعضا و هماهنگی بین آنها نقش اساسی ایفا می‌کند. کودک عواطف خود را به افرادی که در بازی او شرکت می‌کنند نشان می‌دهد، ترس‌ها و تردیدهای خود را بیرون می‌ریزد و محبتها را تجربه می‌کند. افزون بر آن، کودک بر اثر تغذیه، دارای نیروی فراوانی است که باید به گونه‌ای مصرف شود؛ اگر این نیرو از راه بازی به مصرف نرسد، کودک دچار بیماری‌های روحی و روانی می‌گردد. از سوی دیگر، همنوا شدن با کودکان و شرکت در بازی آنان، نوعی شخصیت دادن و احترام به کودکان به شمار می‌آید. پیامبر خدا (ص) همواره با فرزندان خویش و حتی گاهی با کودکان اصحاب، بازی می‌کرد.
جابر انصاری می‌گوید: نزد رسول خدا رفتم، در حالی که حسن و حسین را بر پشت خود سوار کرده بود و چهار دست و پا راه می‌رفت و می‌گفت: شتر شما چه شتر خوبی است و شما چه سواران خوبی هستید!
امام صادق(ع) نقل می‌کند: شبی پیامبر به منزل حضرت فاطمه(ع)وارد شد و حسن و حسین(ع) با او بودند. پیامبر(ص)به آنها فرمود: برخیزید و با هم کشتی بگیرید! فاطمه، که برای کاری بیرون از منزل رفته بود، وارد شد و مشاهده کرد که پیامبر(ص)می‌فرماید: حسن عجله کن! حسین را محکم بگیر. حضرت فاطمه(ع) تعجب کرد و عرض کرد: آیا بزرگ‌تر را بر ضد کوچک‌تر تشویق می‌کنید؟! پیامبر فرمود: دخترم! آیا راضی نیستی من حسن را تشویق کنم، در حالی که برادرم جبرئیل حسین را تشویق می‌کند.

روزی رسول خدا با عده‌ای به سوی مهمانی می‌رفت و حسین(ع)با کودکان بازی می‌کرد. پیامبر(ص) می‌خواست او را بگیرد، ولی او به این طرف و آن طرف می‌دوید و پیامبر نیز به دنبالش می‌دوید. حضرت او را به خنده می‌انداخت تا اینکه او را گرفت و بغل نمود و لبها را بر لبهای او نهاد و او را بوسید و فرمود: حسین از من است و من از حسینم، خداوند دوست دارد کسی را که حسین را دوست بدارد.

منتشرشده در: فرهنگ وجامعه

ماه برکت زِ آسمان می‌آید

صوت خوش قرآن و اذان می‌آید

تبریک به مؤمنینِ عاشق‌پیشه

تبریک، بهار رمضان می‌آید

روزه یکی از ارکان اسلام و مسلمانی است و نقش مهمی در تحول و تکامل معنوی مومنان دارد. به همین خاطر پیامبر اعظم (ص) و ائمه اطهار(ع) به استقبال ماه رمضان که ماه ضیافت الهی و ایام روزه است، می‌رفتند و برای آمادگی هرچه بیشتر برای لبیک گفتن به ضیافت الهی، آداب و مراسمی داشتند. از جمله آن که نقل شده است، پیامبر اکرم در آخرین جمعه ماه شعبان در اهمیت رمضان سخن گفتند و فرمودند: ای مردم! رمضان ماهی است که در آن به میهمانی خدا دعوت شده‌اید و در آن از اهل کرامت خدا قرار داده شده‌اید، نفس‌هایتان در آن تسبیح و خوابتان در آن عبادت است، ...

آن گاه به جایگاه روزه داران در قیامت اشاره کردند و فرمودند: چون روز قیامت شود منادی ندا می‌دهد: کجایند میهمانان خدا؟ پس روزه داران را می‌آورند... آنان را بر مرکب‌هایی عالی از نور سوار می‌کنند و در حالی که تاج کرامت بر سر آنان است، آنها را به بهشت می‌برند. همین اهمیت آداب استقبال از رمضان نزد معصومان و مقربان الهی است که نزد مردم، نیز آدابی هم چون غبارروبی مساجد، روزه پیشواز و استهلال شکل گرفته است.

در روایات آمده است که تلاوت یک آیه در ماه رمضان معادل ختم قرآن در ماه‌های دیگر فضیلت دارد. ائمه اطهار(ع) رمضان را که ماه نزول قرآن است، به عنوان جشن آغاز نزول نعمت الهی قرآن برای هدایت مسلمانان مطرح می‌کردند و می‌فرمودند که مسلمانان ماه رمضان را به عنوان یک موسم عبادی تلقی کنند. وی با اشاره به این که علاوه بر توصیه ائمه اطهار(ع) به تلاوت قرآن در ماه رمضان، آن حضرات بر عبادات دیگری نیز تاکید داشتند، می‌افزاید: افزایش کمی و کیفی نماز از دیگر تاکیدات ائمه اطهار(ع) برای این ماه است.ائمه اطهار(ع) تاکید کرده‌اند: مسلمانان به ویژه در ماه رمضان کیفیت نماز را بالا ببرند؛ در نماز خواندن عجله نکنند و نماز را با طمأنینه بخوانند و هر چه می‌توانند رکوع و سجود را تام و تمام ادا کنند. حتی تاکید فرموده اند که طول سجود و رکوع باعث تخفیف گناهان از کمرها و گرده‌های شما خواهد شد.

از قدیم در بین خانواده‌های مسلمان رسم بوده است که روز آخر ماه شعبان را که یوم الشک نامیده می‌شود، روزه می‌گرفتند تا اگر روز اول رمضان بود، به وظیفه خود عمل کرده باشند و اگر نبود خود را برای ورود به رمضان آماده می‌کردند. حتی برخی ۲ یا۳ روز زودتر از رمضان با روزه به استقبال این ماه می‌رفتند. این رسم در بین بیشتر خانواده‌های مسلمان تاکنون نیز مرسوم است .

منتشرشده در: فرهنگ وجامعه


1- انسان توسعه یافته، انسانی است که به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. به وظایف خودعمل می‌کند و حقوق خود را مطالبه می‌نماید.
2- انسان توسعه یافته، اعتماد بنفس منطقی دارد. به توانایی‌های انسانی‌اش باور دارد، خودش را محیط بر مسائل زندگی‌اش می‌داند و می‌فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است. می‌داند که در درون انسان، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می‌تواند همۀ مشکلات را با تعقل و تدبیر، حل و فصل کند.
3- انسان توسعه یافته، مهربان و آرام است. خوب گوش می‌کند. خوب فکر می‌کند. با عجله سخن نمی‌گوید. وقتی با او برخورد می‌کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می‌کند.
4- انسان توسعه یافته، از نیاز به نمایش، عبور کرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی‌کند و از چاپلوسی دیگران مشمئز می‌شود.
5- انسان توسعه یافته، روحیۀ مشارکت‌پذیری، هم‌فکری و همکاری با دیگران دارد. به تفکر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسیم کار را می‌فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و کاملاً باور دارد که عقل کل نیست.
6- انسان توسعه یافته، جوپذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیانبار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی‌گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزیه و تحلیل می‌گیرد و بعد تصمیم می‌گیرد.
7- انسان توسعه یافته، روحیۀ همزیستی مسالمت‌آمیز با جامعه دارد، با خودش سازگار و با محیط زندگی‌اش هماهنگ است، محیط زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.
8- انسان توسعه یافته، به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهمیت می‌دهد. ورزش می‌کند، تفریح می‌کند و به واقع زندگی می‌کند. نوع لباس پوشیدنش، روش گفتاری‌اش، منش کرداری‌اش و حتی نوع نگاه و چهره اش بگونه‌ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.
9- انسان توسعه یافته، اجازه می‌دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند، بیشتر بشنود تا بگوید.
10- انسان توسعه یافته، کتاب می‌خواند، "انسان توسعه یافته" کتاب می‌خواند، "انسان توسعه یافته" باز هم کتاب می‌خواند.
11- انسان توسعه یافته، برای کل جامعه و آینده آن تلاش می‌کند و نه صرفا برای باند، گروه، همفکران و یا اقوام‌خود.
12- انسان توسعه یافته، مرعوب مقامات اداری و حکومتی نیست. می‌داند که این مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.
13- انسان توسعه یافته، با حیوانات مهربان است و به محیط زیست خود اهمیت می‌دهد.
14- انسان توسعه یافته، بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می‌کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی‌پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی‌سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهاد‌های دولتی را ترک می‌کند.
15- انسان توسعه یافته، قانونمند است، به قانون احترام می‌گذارد. هرگز قانون شکنی نمی‌کند.

منتشرشده در: فرهنگ وجامعه

 

فاشیسم: عبارت از روش حکومتی است که به حد افراط حالت استبدادی و انقلابی دارد. در این مسلک فرهنگ و فکر و عمل و نیز کلیه شئونات مذهبی و اجتماعی و حیاتی ملت تحت کنترل شدید دولت است. فاشیستهای آلمان تحت رهبری (هیتلر) بر این پندار بودند که نژاد ژرمن ما فوق نژادهای دیگر بوده و باید بر تمام جهان و یا کلیه همسایگان خود تسلط و ارجحیت داشته باشد. فاشیسم ایتالیا به رهبری (موسولینی) نیز خواب دوره قدیم امپراطوری روم را می‌دید و هدف آنها احیاء شوکت و عظمت روم قدیم بود. در آئین فاشیسم، جنگ بر حق بوده و ملت باید همیشه آماده پیکار باشد. فاشیسم معتقد به نبوغ پیشوا بوده و رهبر را حتی به درجه خدایی رسانده است.    

به طور کلی  می‌توان گفت: فاشیسم رژیمهای استوار بر دیکتاتوری، ترور و خشونت است.

فن سالاری (تکنو کراسی): حکومتی که درآن دانشمندان، مهندسان، کارشناسان اقتصادی، قدرت حاکمه را تشکیل دهند، تکنو کراسها در حوزه تصمیم‌گیری اقتصادی و سیاسی موثر هستند.

پلورالیسم: باور به کثرت و استقلال گروههای سیاسی و اجتماعی و ... .

لیبرالیسم: مجموعه روشها و سیاستهای که هدف آن آزادی هر چه بیشتر برای فرد است.

پوپولیسم: مکتبی است در آمریکای لاتین، یعنی حکومتی که توده های مردم در آن سهم بیشتری دارند.

دوالیسم: یعنی داشتن تفکرات دوگانه، کسانی که تفکر دوگانگی دارند؛ مثل زرتشت که به روشنایی و سیاهی معتقد بود.

پارلمانتاریسم: یعنی نوعی حکومت که رئیس دولت از بین اکثریت نمایندگان که بیشترین کرسیها را در اختیار دارند انتخاب می‌شوند.

آلترناتیو: یعنی بی‌رقیب بودن، بی رقیب بودن در حوزه سیاسی و حکومت، از نظر لغوی هم یعنی جانشین یا رقیب.

ژورنالیست: یعنی اندیشه غیرعلمی داشتن، اندیشه‌ای که مبنای علمی ندارد. اندیشه روزنامه‌نگاری یک اندیش ژورنالیستی است که جنبه علمی ندارد.

توتالیتاریسم: یعنی تقدم منافع جمع بر منافع و مصلحت فرد. رژیمی مبتنی بر حاکمیت فرد و استبدادی.

دولت‌گرایی: یعنی تمام منابع در دست دولت متمرکز شود.

امپریالیسم: به حکومتی اطلاق می‌شود که هدف آن استثمار ملتها و تشکیل یک امپرا طوری عظیم باشد.

ابسولوتیسم: ابسولو به معنی مطلق و مقصود از ابسولوتیسم حکومت و ریاست یکنفر شخص مطلق العنان بر جامعه است.

منتشرشده در: فرهنگ وجامعه

 

فكر كردن به محدوديت‏ها قبل از اقدام به عمل

يكي از نوابغ تاريخ با عمل خود اين تفكر زائد را بي‏اعتبار كرد كه براي رسيدن به موفقيت بايد از امكانات برخوردار بود. گاندي با ايماني كه به موفقيت داشت توانست كاري انجام دهد كه براي هميشه نام او را در تاريخ بشر زنده نگاه خواهد داشت. او در مقايسه با همه هم‏عصران خود از قدرت بالقوه بيشتري برخوردار بود و اين در حالي بود كه او از مباني ظاهري قدرت مانند پول، ابزار جنگي، سرباز و... هيچ بهره‏اي نداشت. او توانست بذر ايمان را در ذهن 200ميليون انسان بكارد و آنها را عليه دشمن بسيج كند و باعث استقلال كشورش گردد. او فراموش نكرده بود كه لزوماً هميشه قوي‏ترين‏ها يا ثروت‏مندترين‏ها پيروز نمي‏شوند. پيروز كسي است كه فكر مي‏كند مي‌تواند پيروز شود.

باز كردن ذهن به روي هر نوع فكر

ذهن انسان مانند كندوي زنبور است. هيچ زنبور آلوده‏اي حق ورود به كندو را ندارد و هنگام ورود توسط نگهبانان كندو كشته مي‏شود. اگر شما هم مي‏خواهيد طعم ثروت و موفقيت را بچشيد، بايد كندوي مغز خود را با افكار شاد و سالم پر كنيد تا بتوانيد احساس نشاط و شادابي را از آن به درون زندگي‏تان منتقل كنيد. متأسفانه كندوي مغز انسان هيچ نگهباني ندارد كه مانع از ورود افكار آلوده به ذهن شوند. شما براي انتخاب افكارتان حق انتخاب داريد؛ ولي فراموش نكنيد كه ضمير ناخودآگاه انسان تفاوتي ميان انديشه‏هاي مخرب و سازنده قائل نيست. هرچه به او بدهيد، با آن تغذيه مي‏شود. همه چيز به اين بستگي دارد كه به چه افكاري اجازه ورود به ذهن مي‏دهيد. زمان آن رسيده است كه ويزاي اقامت افكار منفي را در ذهنتان باطل كنيد و آنها را از ذهن خود خارج كنيد. به ياد داشته باشيد كه افكار انسان قدرتي معادل نيروي برق دارند. اگر از نيروي برق درست استفاده كنيد، مي‏تواند باعث پيشرفت صنعت گردد؛ در حالي كه در صورت كاربرد غلط، مي‏تواند جانتان را از شما بگيرد.

باور به شانس بد

ذهن نيمه‏هوشيار، انديشه‏هاي منفي يا مخرب را درست به همان شكل انديشه‏هاي سازنده به عمل تبديل مي‏كند. اين همان پديده غريبي است كه ميليون‏ها نفر آن را تجربه كرده‏اند و بسياري آن را بدبياري يا بدشانسي مي‏دانند. اين در حالي است كه كسي بدشانس آفريده نمي‏شود. ميليون‏ها نفر از مردم كره زمين گمان مي‏كنند محكوم به فقر و شكست و ناكامي هستند. احساس مي‏كنند نيرويي بر آنها حاكم است كه مانع از ابتكار عمل آنها مي‏شود. اين در حالي است كه خود اين اشخاص باعث بدبياري خود هستند، زيرا ذهن خود را تحت تأثير باورهاي منفي قرار داده‏اند. احساس دلسردي و نااميدي تمام وجودشان را پر كرده است و احساس مي‏كنند كه در اين دنيا هيچ چيز اميدبخشي براي آنها وجود ندارد و آنها همان كساني هستند كه محكومان ابدي سرنوشت هستند كه هيچ چيز از خودشان نداشته و مجبورند دوران محكوميت زندگي خود را در زندان دنيا سپري كنند! فيلسوفان و دانشمندان بسياري در طول تاريخ تلاش كردند به انسان بياموزند درمان مشكلات انسان از طريق تغيير ذهنيت او امكان‏پذير است؛ اما انسان‏هاي كمي موفق شدند صداي آنها را بشنوند و به گفتار آنان عمل كنند.

منتشرشده در: دین پژوهی

 

در روایات آمده است که پیامبر اکرم ماه شعبان را به روزه و عبادت می‌گذراندند و روزه این ماه را به ماه مبارک رمضان وصل می‌کردند و می‌فرمودند شعبان ماه من است و رمضان ماه خداست..
خوان رحمت الهی در ماه رمضان گسترده است و استفاده از آن بستگی به ظرفیتی است که با اعمالمان در خودمان ایجاد کرده‌ایم؛ که خدا بخیل نیست، منتهی به هرکس همان قدر می‌دهد که ظرفیتش است وگرنه خود این دادنِ خدا می‌شود وزر و وبال برای بنده.
به همین جهت است که برای کسانی که در این مدت نتوانسته اند از فرصت‌ها استفاده کنند و ظرفیت‌هاشان را افزایش دهند، دو ماه بزرگ و سرشار از نعمت را قرار می‌دهند تا بتوانند آماده ماه مبارک شوند.
اما اگر کسی تاکنون نتوانست از این دو ماه استفاده کند، سفارش شده در آستانه ضیافت الله این دعا را بخواند:
«اللهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفرلنا فیما بقی منه»
«خدایا اگر در آنچه از ماه شعبان گذشته ما را نیامرزیدی، در آنچه از این ماه باقی مانده ما را ببخش.»
تا با این دعا آمرزیده شود و آماده ورود به ماه مبارک شود؛ که امام رضا (ع) فرمود: خداوند به احترام و عظمت ماه مبارک رمضان بنده‌های بسیاری را در ماه شعبان از آتش جهنم آزاد می‌گرداند.
در روایتی، امام رضا (ع) در جمعه آخر ماه مبارک شعبان خطاب به اباصلت اعمالی را که برای آماده شدن و استقبال از ماه مبارک رمضان شایسته است انسان آن را انجام دهد، چنین برشمرده است:

1-      زیاد دعا کردن ؛
2- زیاد استغفار کردن؛
3- زیاد تلاوت قرآن کردن؛
4- توبه از گناهان؛

طبق روایت امام رضا(ع) چهار عمل مذکور باعث می شود انسان با اخلاص وارد ماه مبارک رمضان شود.
5- ادای تمام امانتهایی که به گردن انسان است؛
6- بیرون ریختن تمام کینه‌هایی که از مومنین در قلب انسان وجود دارد؛
7- ریشه کن کردن گناهان از دل؛
8- تقوای الهی پیشه کردن؛
9- توکل بر خدا در امور پنهان و آشکار؛
10- زیاد خواندن این دعا: اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِیمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ.»

منتشرشده در: دین پژوهی

بانو کرن آرمستر آنگ، در کتاب خواندنی خود زیر عنوان خداشناسی از ابراهیم تا کنون، می‌گوید: «از خداوند می‌شود نمادی ساخت که با تعصبات‌مان بستیزد و وادارمان کند که نقص‌های خود را ببینیم و نیز می‌توان آن را جوری به کار گرفت که به تنفر خودپرستانه مان صحه بگذارد و از آن امر مطلق بسازد ». به همین اساس، کثیری از مسلمانان، از غفاریت و مهربانی و لطف خداوند، فهمی برای خود ساخته و پرداخته اند که با بیدادگری‌ها و تجاوزکاری‌های شان می‌سازد و به همین دلیل بی‌خیال همه چیز گناه می‌کنند و به حیثیت و حقوق دیگران تجاوز می‌نمایند و بعداً می‌گویند: خداوند بخشنده و مهربان است و در حق ما لطف خواهد نمود و ما را مورد مرحمت خود قرار خواهد داد. این عده از مسلمانان به سادگی، انواع ظلم و بی‌عدالتی را در حق انسانهای دیگر مرتکب می‌شوند و جان شان را می‌گیرند و مال شان را به تاراج می‌برند و آبروی شان را به باد می‌دهند و غرورشان را به زمین می‌زنند و بعد می‌روند توبه می‌کنند و خداوند را به غفاریت و مهربانی می‌خوانند و گمان می‌برند که خداوند آنها را خواهد بخشید و همه چیز را رو به راه خواهد نمود.

درست است که خداوند بی‌نهایت بخشنده و مهربان و لطیف است و این هم درست است که یک مؤمن حقیقی، باید به مهربانی و نازنینی و بزرگی خداوند ایمان و امید داشته باشد و مدام از خداوند مغفرت بخواهد و آمرزش بطلبد، اما این نکته را هم نباید فراموش کند که خداوند تنها خدای او و خانواده او و قوم او نیست، بلکه خدای تمام انسانها هم است و بخشش و مهربانی و لطف خداوند تنها شامل حال او و خانواده او و قوم او نمی‌شود، بلکه شامل حال تمام انسانها نیز می‌شود و تنها او نیست که چشم به درگاه خداوند دوخته باشد و مغفرت و مرحمت و لطف او را بطلبد و امید ببرد، بلکه تمام انسانهای مؤمن مغفرت و مرحمت و لطف او را می‌طلبند و امید می‌برند. خداوند در حقیقت خدای همه است و به شخصیت و فردیت همه توجه دارد. خداوند بت شخصی و خانوادگی و قومی شخص/ اشخاص خاصی نیست که فقط به آنها توجه کند و از جنایات آنها بگذرد و گناهان آنها را ببخشد و دعای آنها را بشنود و توبه آنها را اجابت نماید.

بنابراین، می‌توان از کسانی که ظلم می‌کنند و به کرامت و حقوق دیگران تجاوز می‌نمایند و بعداً به غفاریت و رحمانیت و رحیمیت خداوند استناد و اتکا می‌نمایند، سوال نمود که اگر خداوند خدای همه است و بخشش و مهربانی و لطف او شامل حال همه می‌شود، پس بخشش و مهربانی و لطف خداوند، در حق انسانهای که حیثیت و حقوق شان نقض شده است و مورد ظلم قرار گرفته اند چیست؟ لطف خداوند در حق شما ظالم‌ها این است که از جرم و جنایت تان بگذرد و شما را ببخشد، اما لطف این خداوند بزرگ در حق آن انسانی که تو به حریم او تجاوز نمودی و حقوقش را پامال کردی چیست؟ فرض نمایید که آقای A بر حقوق آقای B تجاوز می نماید و کرامت و حیثیت اش را زیر پا می‌کند و خداوند رحمان و رحیم هم خدای هردوی اینها است و بر هیچ کدامش تبعیض روا نمی‌دارد. در این فرض شاید بتوان گفت که لطف خداوند در حق آقای A این است که ظلم او را نادیده بگیرد و او را ببخشد، اما سوال این است که لطف خداوند در حق آقای B که مورد ظلم آقای A قرار گرفته است چیست؟ آیا می‌توان گفت که لطف خداوند در حق آن مظلوم بیچاره این است که از کسی که به او ظلم کرده است بگذرد و او را ببخشد؟ آخر این چه نوع لطفی و توجهی به یک مظلوم است؟ این چه نوع دستگیری از یک مظلوم است؟

آری خداوند بی‌نهایت بخشنده و مهربان و لطیف است، اما این خداوند خدای همه است و مهربانی و لطف او شامل حال تمام انسانها است. علاوه براین، این خداوند عادل و حکیم و قاضی هم است، این خداوند خدای اخلاقی هم است، این خداوند از ظلم و ظالمان بیزار است و بل یار و یاور مظلومان است. این نکته را نیز فراموش نکنیم که اگر ظالمان و بیدادگران با قلبی سیاه و دلی سنگ مانند، از خداوند مغفرت می‌خواهند، مظلومان با قلبی شکسته و دلی بریان و چشمی گریان و حیثیتی از دست رفته و غروری تکه پاره شده از خداوند لطف و مهربانی و عدالت می‌خواهند. و تو خود دانی که خداوند با کی خواهد بود.

صفحه1 از64
Go to top