کانون فرهنگی وهفته نامه عصر نو

حج در اسلام


براي رسيدن به احکام حج و برنامه هاي آن, لازم است که در مورد خانه خدا (کعبه) و وجوب حج از نظر آيات و نقش حضرت ابراهيم (ع) و اسماعيل (ع) در برنامه هاي حج و ساختن خانه مطالبي عرض گردد.
حج در لغت به معناي قصد و در اصطلاح به مجموعه اي از اعمالي اطلاق مي شود که زائرين خانه خدا، در ماههاي حج (شوال، ذي القعده، ذي الحجه) انجام مي دهند.
قرآن کريم: « و آنگاه که ابراهيم و اسماعيل پايه های خانه (کعبه) را بالا بردند، (گفتند:) پروردگارا! از ما بپذير چون تو شنوا و دانا هستي » سوره بقره آيه 137
قرآن کريم: «به تحقيق ما دگرگوني صورتت را به طرف آسمان مي بينيم، پس هر آينه به تو حتما عطا خواهيم کرد قبله اي را که به آن راضي باشي پس بگردان رويت را (از مسجد اقصي) به طرف مسجد الحرام و هر جا باشيد پس به سوي مسجدالحرام روي بگردانيد ...» بقره آيه 144
قرآن کريم: «همانا اولين خانه اي از براي مردم، خانه اي است که در مکه قرار دارد، خانه اي که با برکت بوده و هدايت از براي جهانيان است. در آن، نشانه هاي روشن (خدا شناسي)، مقام ابراهيم است و کسي که داخل آن خانه شود در امان مي باشد و از براي خدا بر مردم است که خانه ( خانه خدا) را حج نمايند، کساني که استطاعت و توانايي (آمدن) به سوي آن را دارند پس همانا خداوند بي نياز از جهانيان است » آل عمران 96 و 97


بانگ حضرت ابراهيم به انجام فريضه حج
قرآن کريم: « و در ميان مردم به انجام فريضه حج بانگ در ده، که مردم نزد تو آيند در حالي که پياده و يا بر شتران لاغري سوارند و از راه دور مي آيند تا شاهد منافع خويش بوده و خدا را در روزهاي معلوم ياد نمايند ...»

قرآن کريم: « حج و عمره را براي خدا به انجام رسانيد ...» بقره آيه 196
قرآن کريم: « همانا صفا و مروه از شعائر و نشانه هاي خداوند است » بقره آيه 158
قرآن کريم: «گفت (حضرت ابراهيم): اي فرزند من! در خواب ديدم که همانا تو را مي کشم (مامور به کشتن تو شده ام ) پس نگاه کن ( در اين امر دقت کن ) چه مي بيني؟ (راي تو در چه قرار ميگيرد) گفت (اسماعيل): اي پدر من! بجا آور آنچه را که مامور شده اي، بزودي مرا از صابران خواهي يافت. پس چون او را با پيشاني به خاک (خوابانيد) و او را صدا زديم: اي ابراهيم! به تحقيق که خوابت را راست کردي (و به خوابت عمل نمودي) به درستي ما اينچنين نيکوکاران را پاداش ميدهيم. به درستي که اين، هر آينه آزمايش روشن و آشکار است و هديه داديم او را (اسماعيل را ) به ذبح عظيمي » صافات 102 تا 107
قرآن کريم: « و آنگاه که خانه (کعبه) را محل ثواب و امنيت قرار داديم و از مقام ابراهيم براي نماز جا بگيريد و به سوي ابراهيم و اسماعيل پيمان بستيم که خانه ام را براي طواف کنندگان و افراد مقيم در آن و رکوع کنندگان و سجده کنندگان، پاکيزه سازيد » بقره آيه 125
« موضوع ديگري که توجه به آن در اينجا لازم است اين است که آيه ( ان اول بيت و ضع للناس ..) مي گويد: «نخستين خانه اي بوده که براي مردم ساخته شده است » روشن است، منظور نخستين خانه عبادت و پرستش است. بنابراين هيچ مانعي ندارد که بپذيريم قبل از آن، خانه هاي مسکوني ديگري در روي زمين وجود داشته است» تفسير نمونه ج3 ص 24
 

واژه حج
« واژه حج در اصل به معني قصد است و به همين جهت به جاده و راه «محجه (بر وزن موده) گفته مي شود. زيرا انسان را به مقصد مي رساند و به دليل و برهان «حجت» مي گويند، زيرا مقصود را در بحث روشن مي سازد. اما اين نکته که اين مراسم مخصوص را «حج» ناميده اند، براي اين است که به هنگام حرکت براي شرکت در اين مراسم، قصد زيارت خانه خدا مي کنند و به همين دليل در آيه فوق « وللله علي الناس حج البيت ...» حج اضافه به (بيت) (خانه کعبه ) شده است » تفسير نمونه ج3 ص 25و 26
« نخست از نقاط معيني که ميقات نام دارد، احرام مي بندند، يعني متعهد مي شوند که يک سلسله کارها که بر محرم حرام است را ترک کنند. جامه احرام که دو قطعه لباس ندوخته است را بر تن مي کنند و لبيک گويان به سمت خانه خدا مي روند. نخست هفت بار، دور خانه خدا طواف مي کنند و آنگاه در محلي که به نام « مقام ابراهيم» معروف است، دو رکعت نماز به جا مي آورند و بعد در ميان دو کوه « صفا و مروه » هفت مرتبه رفت و آمد مي نمايند و بعد از آن با چيدن کمي از مو يا ناخن خود، از احرام خارج مي شوند و براي مراسم حج از مکه احرام بسته و روز نهم ذي الحجه به عرفات که بياباني است در چهار فرسخي مکه مي روند و آن روز را از ظهر تا غروب آفتاب در آنجا مي مانند و پس از غروب آفتاب، به سوي مشعر الحرام که در حدود دو فرسخ و نيمي (مکه) قرار دارد، کوچ مي کنند. شب را تا صبح در آن وادي مقدس بتوته مي نمايند و هنگام طلوع آفتاب، از آن سرزمين به «مني» که در نزديکي آن قرار دارد، حرکت مي کنند و در همان روز که روز عيد قربان است به ستون مخصوص که نام آن « جمره عقبه » است، هفت سنگ مي زنند پس از آن قرباني مي کنند و با تراشيدن سر، از احرام بيرون مي آيند و همان روز يا بعد از آن به مکه باز مي گردند و طواف خانه خدا و نماز طواف و سعي «صفا » و «مروه» و « طواف نساء» و نماز طواف نساء به جا مي آورند و در روزهاي يازدهم و دوازدهم به سه ستون مخصوص در «مني» که «جمرات» نام دارد، يکي پس از ديگري، هفت بار، سنگ مي زنند و شب هاي يازدهم و دوازدهم در سرزمين «مني» مي مانند. پس به اين ترتيب مراسم حج را که هر کدام زنده کننده يک خاطره تاريخي است و کنايات و اشاراتي به مسايل مربوط به تهذيب نفس و فلسفه هاي اجتماعي است، انجام مي دهند که فلسفه هر کدام، در آيات مناسب، تشريح خواهد شد » تفسير نمونه ج2س63


فسلفه وجوب حج
« مسافرت مسلمانان از نقاط مختلف دنيا به سوي خانه خدا و تشکيل آن کنگره عظيم اسلامي مي تواند، پايه اساسي براي يک جهش اقتصادي عمومي، در جوامع اسلامي گردد. به اين ترتيب که مغزهاي متفکر اقتصادي مسلمين پس از مراسم حج يا قبل از آن، دور هم بنشينند و با همفکري و همکاري، پايه محکمي، براي اقتصاد جوامع اسلامي بريزند و با مبادلات صحيح تجارتي، آن چنان اقتصاد نيرومندي به وجود آورند که از دشمنان و بيگانگان، بي نياز گردند. بنابراين معاملات و مبادلات خود يکي از وسايل تقويت جامعه اسلامي، در برابر دشمنان اسلام است. زيرا مي دانيم، هيچ ملتي، بدون داشتن اقتصاد نيرومند، استقلال کامل نخواهد داشت. ولي بديهي است، فعاليت تجارتي بايد تحت الشعاع جنبه هاي عبادي و اخلاقي حج باشد. نه حاکم و مقدم بر آنها و خوشبختانه مسلمانان وقت کافي، قبل يا بعد از اعمال حج براي اين کار دارند.
«هشام بن حکم» ميگويد: « از امام صادق (ع) پرسيدم : چرا خدا مردم را به انجام حج و طواف خانه خود فرمان داده است؟ فرمود :... آنان را به عمل حج دستور داد که اطاعت دين و مصالح دنياي آنان را در بر دارد و در مراسم حج، مسلمانان از مشرق و مغرب گردهم جمع مي شوند تا با يکديگر آشنا گردند و براي اينکه هر ملتي از تجارت ها و فراورده هاي اقتصادي ملت هاي ديگر، استفاده کنند و به خاطر اينکه مسافران و حمل و نقل کنندگان در اين سفر، با کرايه دادن و سيله هاي نقليه خود بهره ببرند (و براي اينکه به آثار و اخبار پيامبر (ص) آشنا گردند و اين آثار همچنان زنده بماند و در دست فراموشي سپرده نشود) و اگر بنا باشد، هر ملتي فقط به امور زندگي محيط خود اکتفا کنند, هلاک مي گردند. شهرها ويران مي شود و استفاده ها و منافع تجارتي, از بين مي رود» تفسير نمونه ج2ص73

 

  نظرات و پیشنهادات تان رابه ما ایمیل کنید info@asrenow.com و asr_e_naw@yahoo.com