کانون فرهنگی وهفته نامه عصر نو


نقد بي حرمتي هاي يك اسلام ستيز


حجت الاسلام محمد محقق بلخي ( قسمت پانزدهم)
يكي از سايتهاي دين ستيز غربي نوشته موهن و پر از اتهامي را عليه قرآن، پيامبر و ارزشهاي زن مسلمان تحت عنوان آيات زن ستيزي در قرآن به نمايش گذاشته است. هويت نويسنده مشكوك و مجهول است. ولي يكي از عوامل نادان، آن نوشته را كه نوشته اي است غير مسئولانه و بدور از اخلاق ژورناليستي، در دانشگاه بلخ تكثير نموده است كه اين عمل ضد انساني و ضد اسلامي، عكس العمل سريع دانشجويان با غيرت را واداشت تا در يك تظاهرات عمومي به اين نوع اهانتها و لجن پراكني هاي دست نشاندگان اجانب اعتراض كنند. نويسنده اصلي اين ورق پاره، فردي بي هويت و گمنامي است كه خود را آرش بي خدا معرفي كرده و در آن از سر تا پا جهالت و كينه توزي شديد و موهن خود عليه پيامبر، قرآن و حتي عربها و مسلمين را به نمايش گذاشته است. روش بي ادبانه و هتاكيهاي مجرمانه وي نشان ميدهد كه وي يا يهودي ، يا از دست پرودگان سازمانهاي مربوط به آنان ميباشد. چون آنان بيشتر، از اتهام و دروغ وروشهاي، تحريف گرانه بهره مي گيرند.

با اين كه اين نوشته موهن و غير علمي، قابليت نقد را ندارد، اما چون او، به جاي طرح و نقد علمي موضوع،؛ اقدام به اتهامات و دشنام هاي نا بخردانه ضد انساني به مقدسات صدها ميليون انسان، كرامت، دين و اعتقادات آنان نموده است، نبايد آن را بي پاسخ گذاشت، كه باز هم هدف اصلي ما از طرح اين مباحث، تبيين رهيافت و نگاه منطقي و عادلانه اسلام به حقوق و هويت زنان و نقد حقوق بشر غربي است كه وي با آن عليه ارزشهاي الهي و اصول ماندگار انساني دين، تمسك نموده است. اتهامات و بر خود مغرضانه وي به اسلام كه آن را منهدم كننده تمدن بشري ميخواند، از مقدمه و چند سطر نوشته هاي نا شيانه اش نيز لمس ميشود، كه در مجموع به اهداف ضد انساني و اسلامي وي و اربابان كينه توز اش ميتوان پي برد.
وي تحت عنوان فوق، چنين مي نويسد: و آن زماني كه اعراب هنوز خود را نمي شناختند، و آن عصري كه اعراب در مغاره ها مصروف سوسمار خواري و زنده به گور كردن دختران بودند، اسلام به عنوان دين ظهور كرد و محمد (ص) ناجي اين دين براي مدني ساختن اعراب خود را پيغمبر آسماني خواند و هر چه كه داشت و هر چه كه مي خواست انجام بدهد انجام داد. تا اينكه انسان كشت، دزدي نمود، راه را براي عبور و مروري كاروان ها گرفت، تمدن بشري را از بين برد، افتخار گذشته انساني را با خاك يكي نمود و... اسلام را دين انصاف و برابري بر آنها معرفي نمود.
وي اعراب را سوسمار خوار ميخواند در حالي كه هم اكنون غربيان متمدن هر چيز و بد تر از سوسمار، خوك، سگ، پيشك، موش، خرچنگ، مار، قورباقه و ميمون و حتي گوشت انسان را ميخورند كه چند وقت پيش يك آلماني و آمريكايي با كشتن انسانها و مخصوصاً زنان مورد تجاوز خود شان، گوشت آنان را با نگهداري در يخچال خورده بودند!! ولي مسلمانها تنها از گوشتهاي پاك كه خون و كثافات بدن شان، ريخته و شسته ميشود، را ميخورند.
وي همچنين با اهانت، تهمت و حرمت شكني خاص به پيام آور اخلاق، معرفت، رحمت و پروش دهنده شرافت، حجاب و عفت چيزي نسبت ميدهد كه قبلاً هم كيشان يهودي اش به پيامبران معصوم الهي نسبت داده بودند!
وي ادامه ميدهد عصري كه دين محمد (ص) در عربستان و جامعه باديه نشيني اين سرزمين به عنوان دين آسماني ظهور كرده در شرق تمدن بزرگ آريانا و در غرب تمدن بزرگ روم و حكومت هاي متمدني در اين سرزمين حاكميت داشت كه اسلام به خواست انسان هاي آن عصر اين نواحي نمي توانست پاسخ گويد، چه رسد به نياز انسان امروز، چرا كه دين انسان هاي بي فرهنگ و سوسمار خور و باديه نشين آن بود. يعني دقيقاً در عصري كه ما در آريانا بزرگترين كتابخانه جهان را داشتيم و از لحاظ تمدني با فرهنگ عرب بگفته زمين تا آسمان در تفاوت قرار داشتيم. در اين جا به اختصار بايد اشاره نمود، اين مغرض نادان، اگر چند صفحه از كتابهاي تاريخ ويل دورانت، گوستاولوبن و جرجي زيدان مسيحي و را خوانده بود و يا اعتراف آنان بر خدمت قرآن به تمدن بشري و غربي را ديده بود، اين چنين جهل و حماقت خويش آشكار نمي كرد.
وي ادامه ميدهد « اسلام ديني ساخته شده آسماني نواقص و كاستي هاي فراواني دارد. اما در اين تحقيق بنده به شرح آن مسايل مي پردازم كه در جهان معضله بزرگ امروز خلق كرده است» وي در ادامه اين مقدمه مينويسد:اين تحقيق كه در قرآن كتاب آسماني ها انجام شده است، كوشش نموده ام تا نقاب از چهره پوشيده اسلام بر دارم و اين چهره استثماري را به همگان به معرفي بگريم. آنچه كه در اين تحقيق مي خوانيد همه گفته هاي است كه در قرآن به عنوان آيه هاي آسماني ذكر شده است و در پاي آن بنده برداشت خود را نيز به عنوان تفسير نگاشته ام و اميدوارم كه راهي باشد كه زنان مسلمان جهان و بالخصوص زنان افغانستان را از زير اين بار خرافات اسلامي و آسماني بيرون و بزرگترين افتخار بنده خواهد بود.
بالاخره در پاسخ اين حرمت شكن، كه با ناشيگري و نگارش لرزان و پر از اشتباهات املايي و محتوايي اش، خود را نويسنده و اهل پژوهش نيز معرفي ميكند بايد گفت:
مگسا! عرصه سيمرغ نه جولانگه توست
عرض خود ميبري و زحمت ماميداري
وي در قسمتي از ياوه سرائي هايش نيز چنين ادامه ميدهد:
اسلامگرايان همراه در طول تاريخ توسط انسان گرايان و خرد گرايان محكوم به زن ستيزي و زير پا گذاشتن حقوق مسلم زنان شده اند. در اين برگ نشان داده خواهد شد كه در بسياري از موارد اين زن سيتزي اسلام گرايان بر خواسته از آموزه هاي زن ستيزي قرآن شان است. مي پردازيم به گوشه از اين نابرابري زنان با مردان در قرآن آسماني اسلام.
وي در ابتدا به آيه 228 سوره بقره (و به تعبير خودش ماده گاو) اشاره كرده چنين ميگويد: در اين آيه از برتري مردان بر زنان تاكيد شده است چون اديان در دوران مرد سالاري شكل گرفته اند.
ما در جواب وي به اختصار ميگوييم: اگر مراد شما از اديان همين پروتانتيسم توراتي و بد ريخت آمريكايي است؟ ميتواند تابع سياست و دنياي مادي باشد. اما اگر مراد شما دين به معناي واقعي آن است، آن دين نه تنها تابع محيط و خواسته هاي انسانها نيست كه در جهت تغيير و براي رفع نيازهاي قانوني آنان مي باشد.
اما در مورد اين ادعا كه مردان، نسبت به زنان درجه بالاتر دارند، اين به معناي برتري ارزشي و انساني نيست، بلكه به جهت مسئوليت مردان در برابر كانون خانواده، وزن (و برتري صنفي) ميباشد. لذا در اين مورد برخي مفسرين، آن را چنين تفسير كرده اند: مردان در نتيجه رعايت بيشتر حقوق زنان و كوتاه آمدن در رابطه با حقوق خويش به سود آنان، اين برتري را دارند.