فيسبوك و طغيان توده‌ها


"
طغيان توده‌ها" اصطلاحي است از خوزه ارتگا اي گاست، فيلسوف اسپانيايي.
"
توده" بنا به تعريف او به كسي گفته مي‌شود كه براي خود بدون علل خاصي - در خوبي يا بدي - ارزش قائل نباشد، بلكه خود را همين طوري آدم متوسط بشمارد و از همين وضعيت خود راضي باشد و اگر متوجه شود كه شبيه جماعت است و هيچ امتيازي بر ديگران ندارد چندشش نشود.
"
طغيان توده‌ها" به تعبير او، يعني صدرنشيني ارزش‌هاي توده‌اي در جامعه و تسخير اجتماع در تمام سطوح.
چند سال قبل وقتي جوانان افغانستاني با فيسبوك آشنا شدند، اميدواري اين بود كه اين رسانه در آگاهي سياسي مردم ما تحول آفريده و نقش مثبتي در روند دموكراتيزاسيون كشور و توسعه سياسي ايفا كند و فرهنگ مسلط سياسي را به چالش بكشاند.
با همين اميدواري بود كه باري استاد برهان الدين رباني شهيد در همايشي خطاب به علما و روحانيان گفت: "امروز اگر شما پيش قدم نشده و جلو ناهنجاري‌هاي موجود را نگيريد، فردا حتما جوانان فيسبوكي به خيابان‌ها خواهند ريخت و جلو شان را خواهند گرفت." (نقل به مضمون). اما متاسفانه طوري كه ديده مي‌شود شبكه‌هاي مجازي در افغانستان نه تنها به رشد آگاهي سياسي مردم ما كمك نكردند، بل دچار وضعيتي شدند كه خوزه ارتگا اي گاست از آن به "طغيان توده‌ها" تعبير مي‌كند.
در شبكه‌هاي مجازي ما امروز ارزش حاكم، ارزش‌هاي "توده" است.
من مي خواهم چند جلوه و نمودي از اين وضعيت را نشان بدهم:
١) ابتذال پسندي؛ طوري كه ديده مي‌شود اغلب در فيسبوك مطالبي لايك بيش‌تر مي‌گيرد كه آميخته به فحش و دشنام باشد، و يا هم مرتبط با مسايل قومي.
كافي است همه روزه چند آدرسي را دشنام بدهيد تا لايك‌ها و پسندهاي تان افزايش پيدا كند.
٢) كوتاه نويسي؛ متن‌هاي دور و دراز، اغلب تحقيقات جامعي هستند كه آدمي را با همه ابعاد يك مساله آشنا مي‌سازند، اما در ميان كاربران فيسبوكي ما از كوتاه نويسي استقبال مي‌شود: تنبلي. تنبلي از ارزش‌هاي توده‌اي است.
٣) شايعه پسندي؛ فيسبوك در افغانستان شده محلي براي شايعه پراكني و نشر خبرهاي كاذب و دروغين. كافي است صبح زود يك خبر دروغ را نشر كنيد تا همه - بدون تحقيق - همرساني كنند.
٤) همرنگي با جماعت؛ يكي از ويژگي‌هاي "توده" همرنگي با جماعت است. يا به تعبير ديگر: وقتي مي‌بيند همرنگ ديگران است نه تنها چندشش نمي‌شود، بلكه خوشحال هم مي‌شود و حتا تلاش مي‌كند كه چنين باشد.
متاسفانه طوري كه در فيسبوك ديده مي‌شود اكثر كاربران ما روي خط افكار عامه راه مي‌روند. جوانان فيسبوكي ما اغلب به جاي هدايتگري و مطلع سازي افكار عامه، دنباله روي از آن را برگزيده اند. منتظر مي‌باشند كه ببينند كدام سوژه‌اي از سوي افكار عامه استقبال مي‌شود تا به آن بپردازند.
٥) از خودراضي بودن؛ جوان فيسبوكي ما بسيار از خودراضي است. همين كه يك متني را در فيسبوك نوشت، مي‌پندارد كه همه مسووليت‌هايش را به پايان رسانده و به "كمال مطلوب" دست يافته است.
٦) متاركه با كتاب؛ به گواهي همگان فيسبوك در افغانستان چنان سرگرمي‌اي براي جوانان ما شده كه فرصت كتابخواني را براي شان نمي‌گذارد. اطلاعاتي كه جوانان ما كسب مي‌كنند اغلب اطلاعات فيسبوكي اند، نه از يك كتاب. اطلاعات فيسبوكي بيشتر به "زباله‌هاي فكري" مي‌ماند كه دورانداختني اند.
....
اين سلسله، سر دراز دارد، اما به همين قدر اكتفا مي‌كنم. طغيان توده‌ها يا صدرنشيني توده‌ها در فيسبوك خيلي براي نسل ما خطرناك است. اين وضعيت باعث شده حتا كساني كه حرفي به گفتن نيز دارند، وقتي در فيسبوك مي‌نويسند "توده پسند" بنويسند.
من ادامه اين وضعيت را براي رشد آگاهي و توسعه سياسي در كشور خطرناك مي‌بينم.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top