فن خبررسانی و اصول درست‌نویسی

چاله عمیقی به نام شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی و ارتباط‌جمعی مثل فیس‌بوک، روند اطلاع‌رسانی را متحول کردند و تغییر شگرفی در تبادل اطلاعات به وجود آوردند. در حقیقت، شبکه‌های اجتماعی که روی بستر فناوری و تکنولوژی به حرکت درآمدند، نظریه «مک لوهان» را در خصوص «دهکده جهانی»، به واقعیت تبدیل کردند. اگر تا دو دهه پیش، انتشار خبر در انحصار خبرگزاری‌ها و وظیفه خبررسانی در اختیار خبرنگاران بود اما با همگانی شدن ابزار اطلاع‌رسانی، هر حساب و اکانت شبکه‌های اجتماعی، به پایگاه خبری و هر صاحب حساب، به خبرنگار تبدیل شدند. البته با وجود مزایا و محاسن فراوانی که شبکه‌های اجتماعی دارند، این پدیده به چاله عمیقی نیز می‌ماند که با کمی بی‌دقتی، کاربران و خوانندگان خود را به قعر آن می‌فرستد. اطلاع‌رسانی و کسب خبر، حق کاربران شبکه‌های اجتماعی و مردم است اما هر خبرِ منتشرشده، درست نیست. طبق قراردادها و رفتارهای اجتماعی و بر اساس مراودات افراد در دنیای حقیقی، اصل بر حقیقت موضوعات است مگر این‌که خلاف آن ثابت شود اما در فضای مجازی، اصل بر عدم صحت خبر است مگر این‌که ادله و شواهد، دال بر صحت آن باشد. با این تعریف، کار کردن در فضای مجازی مشکل‌تر از دنیای حقیقی است. به عنوان نمونه: اخیراً خبری در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد که گویا وزارت امور زنان افغانستان قانونی را وضع کرده که بر اساس آن، هر مردی که بیشتر از ۱۴ثانیه به دختران و خانم‌ها نگاه کند، جریمه نقدی می‌شود. این خبر چنان فراگیر شد که بسیاری از اهل نظر و تحقیق نیز باور کردند درحالی‌که این خبر، از اساس غلط بود. اکنون سؤال این است که چه‌کار کنیم به دام شایعات و اخبار کذب در شبکه‌های اجتماعی گرفتار نشویم؟

پاسخ این سؤال، به توانایی، فراست و دانایی کاربران شبکه‌های اجتماعی بستگی دارد. کاربران، به هراندازه که توانا، باهوش و دانا باشند، به همان اندازه افتادن آنان در چاله شبکه‌های اجتماعی دشوار است. یک مثال می‌زنم تا شاید فهم موضوع آسان‌تر شود. موضوع را در سه خبر همگون طرح می‌کنم:

خبر اول: اطراف کره زمین، سنگ‌های کوچک و بزرگِ معلق و سرگردانی وجود دارند که به آن‌ها نسبت به اندازه‌شان، «سیارک» و یا «شهاب‌سنگ» می‌گویند.

خبر دوم: امشب اوج برخورد شهاب‌سنگ‌ها با جوی زمین است.

خبر سوم: یک سیارک در حال حرکت به‌ سوی ما است و به‌ زودی با زمین برخورد می‌کند.

توضیحات:

خبر اول، یک خبر عادی است و اگر خواننده‌ی این خبر، درباره نجوم و زمین اطلاعات اولیه داشته باشد، می‌داند که سنگ‌های فراوانی پیرامون زمین در فضا وجود دارند که حرکت برخی منظم و حرکت تعدادی غیرمنظم است. در واقع، فهم خوانندگان از موضوعات و محتوای خبرهای معمولی، به اطلاعات عمومی آن‌ها بستگی دارد.

خبر دوم، یک خبر عادی اما درعین‌حال، یک خبر هیجانی نیز است. بازهم اگر خواننده‌ی چنین خبری، اطلاعات ابتدایی درباره ماورای زمین و شهاب‌سنگ‌ها داشته باشد، موضوع خبر، برای او قابل فهم است زیرا می‌داند که کره زمین، در حرکت انتقالی پس از یک سال، از محلی در فضا عبور می‌کند که باقی‌مانده‌های دنباله‌دار «سوئیفت تاتل» سرگردان هستند. وقتی قطعات این دنباله‌دار در بیست و دوم اسد هر سال با جوی زمین برخورد می‌کنند، ما شاهد شهاب‌باران آسمان هستیم که به آن بارش شهابی «برساوشی» نیز گفته می‌شود. فهم مطلب خبر دوم نیز بیشتر متکی به اطلاعات عمومی خوانندگان است. اما خبر سوم، یک خبر عادی و معمولی نیست تا به راحتی پذیرفته شود. کسی که از علم نجوم آگاهی داشته باشد، می‌داند که برخورد سیارک با زمین، در هر چند میلیون سال، یک‌بار اتفاق می‌افتد و مانند برخورد شهاب‌سنگ نیست که هر شب یا هر چند شب شاهد برخورد آن با جوی زمین باشیم. لذا خواننده‌ای که دارای اطلاعات کافی باشد، دو خبر اول را به راحتی می‌پذیرد اما درباره خبر سوم تأمل و دقت می‌کند. اینجاست که علاوه بر دانایی و توانایی، فراست و هوش نیز به سراغ خواننده می‌آید تا خبر را درست تجزیه‌ و تحلیل کند. هوش خواننده که مبتنی بر اطلاعات عمومی او است، به خواننده می‌گوید که شانس برخورد سیارک با زمین بسیار بسیار اندک است و نباید به آن اعتنا کرد.

اخبار روزمره به خصوص اخبار اجتماعی نیز از همین قانون، پیروی می‌کنند که نخست مبتنی بر اطلاعات عمومی هستند اما تجزیه و تحلیل آن‌ها، به هوش و ذکاوت خوانندگان بستگی دارد. بازهم مثال می‌زنم:

خبر اول: مجلس نمایندگان افغانستان قانون منع آزار و اذیت زنان و کودکان را تصویب کرد.

خبر دوم: در کُد جزایی افغانستان، برای فعل بچه‌بازی، جزا تعیین شد.

خبر سوم: وزارت امور زنان افغانستان قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن، هر مردی که بیش از ۱۴ثانیه به خانم‌ها نگاه کند، جریمه می‌شود.

توضیحات:

خبر اول عادی و معمولی و خبر دوم نیز عادی اما کمی مهم است که مورد بحث ما نیست. سخن اصلی روی خبر سوم است. با این‌ که بعید نیست در افغانستان قانونی وضع شود که نادر و شگفت‌انگیز باشد مثل جریمه شدن به خاطر نگاه کردن اما چنین قانونی عادی و معمولی نیست و نباید زود باور کرد. اینجاست که علاوه بر توانایی و دانایی، هوش نیز به سراغ خواننده می‌آید تا خبر جریمه شدن بیشتر از «۱۴ثانیه نگاه به خانم» را تجزیه‌ و تحلیل کند. اگر خواننده‌ی ‌این خبر، اندکی از قوانین بین‌المللی جزا، اطلاعات و معلومات داشته باشد، می‌داند که در هیچ جای دنیا چنین قانونی وجود ندارد تا مردان را به خاطر چند ثانیه نگاه به زنان، جریمه کند مگر این‌که فعل و اقدامی از مرد سر بزند. بنابراین، در افغانستان هم می‌تواند چنین قانونی وضع نشده باشد تا مردان را پس از ۱۴ثانیه نگاه به زنان، جریمه کند؛ همان‌گونه که وزارت امور زنان نیز در اطلاعیه‌ای، این خبر را شایعه دانست. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که ریشه این شایعه از کجا گرفته شده است؟ در سال ۲۰۱۶ اظهارات یک مقام ارشد منطقه «کرالا» در هند در مورد این‌که مردان نباید بیش از ۱۴ثانیه به یک زن نگاه کنند، واکنش‌های زیادی در رسانه‌های اجتماعی هند برانگیخت. او در اظهاراتی که همراه با احساسات بود، گفت:"مردانی که بیش از ۱۴ثانیه به یک زن نگاه کنند مرتکب اقدامی غیرقانونی شده‌اند و ممکن است زندانی شوند." این خبر، بیشتر به یک فکاهی و جُک شبیه بود تا واقعیت اما همین فکاهی پس از دو سال، به سراغ کاربران شبکه‌های اجتماعی افغانستان آمد و بسیاری‌ها باور کردند. خلاصه کلام این‌که بخش بیشتر اخبار شبکه‌های اجتماعی از این دسته است که از نگاه ارزش خبری، دارای نواقص فراوانی هستند. بنابراین، اگر فراست، هوش و دانایی کاربران، ضعیف باشد، به راحتی به دام این گونه اخبار می‌افتند و اینجاست که تقلید «کورکورانه» شروع می‌شود و چرخه «کاپی‌کردن» به حرکت درمی‌آید. امیدوارم که مطلب حاضر، به کسی برنخورد بلکه هدف از نگارش آن، یادآوری از یک نکته مهم در امر خبررسانی بود.

محمد مرادی

Go to top