" فقیرآباد" جهنم تر از جهنم!

  همه مان با این قول مردمی که گفته اند" باد آورده را باد می برد" آشنا هستیم  و می‌توانیم به صورت واضح معنا و تفسیر کنیم. این باد بر علاوه از آنکه خیلی از چیزها را مُفت و رایگان ازطرف‌های دیگر می‌آورد، اما خیلی از چیزها را از ریشه ویران و فراری نیز می‌کند. به این مهم که باد ویران کننده است توجه جدی نشده است. از سوی دیگر، این باد افراد را آنچنان سرد و بی حس می‌کند که جیب راست شان را با جیب چپ شان تفاوت کرده نمی‌توانند.

همین که جامعه جهانی آمد، پول‌های هنگفت را نیز با خودشان آورد. در آن زمان مردم فکر می‌کردند که با این دالرهای هنگفت می‌شود برای شان آرمان شهرهای رنگی ساخت، اما این خواب‌ها را نیز باد برد؛ زیرا آن همه پول‌ها را که باد آورده بود نیز باد برد. معمولا باد تمام آشغال‌های زیر دستش را به حفره‌های عمیق می‌اندازد و توده‌های رنگارنگ را تولید می‌کند. سرمایه‌های جهانی نیز در جیب‌های مشخص و عمیق فرو رفت و نهایت آن ساختمان‌های رنگارنگ در کشورهای اروپای و عربی گردید.

دولت موقت و انتقالی به رهبری آقای کرزی هم فقیر بود و هم بی‌نهایت غنی. فقیر از این دیدگاه که کشور سال‌های متمادی را در جنگ غرق بود و کاد‌رهای مسلکی را در خود نداشت و تعدادی هم که بود برای نجات جان‌شان رهسپار کشورهای دور و همسایه شده بودند. فقدان کادرهای مسلکی ایجاب می‌کرد تا پول‌های فراوان غرق شود؛ زیرا هیج کس توان و درک مصرف درست آن را نداشت. غنی از این جهت که جامعه جهانی با آنکه پول بیش از تصور آروده بود، قول نیز داده بود که افغانستان ویران شده را آباد می‌کند. از طرف دیگر، این را نیز فراموش کرده بودند که در این خاک جیب‌های تشنه و ناسیر فراوان است، فرصت پیدا کنند همه را به یغما می‌برند که چینن نیز شده است و خواهد شد.

خود چاقی

با آرام شدن اوضاع کشور، مردم دهات و کوهپایه‌های کشور شوق شهر و زندگی کردن در جاده‌های صاف و نرم کردند. سیلی از مردم کوچیدند و در حاشیه‌های بزرگ شهرها مسکن گزین شدند. این روال کم کم جمعیت شهرها را چند چندان ساخت. بدون شک جمعیت فراوان نیازمند تهیه امکانات زندگی شهریست که می‌بایست شهردار و نفر اول دولت به آن رسیدگی جدی می‌نمود. با آنکه دولت مرکزی در سال 2003 میلادی برنامه همبستگی ملی را برای انکشاف شهر و دهات افغانستان روی دست گرفته و بودجه‌های مشخص را نیز برای بازسازی و توسعه زیرساختهای شهری تخصیص داده بود. اینکه چه مقدار هزینه برای هرولایت آنهم در بخش انکشاف شهری در نظر گرفته است، حرف جداست. چیزی که بسیار مهم است عدالت در تطبیق این پروژه‌های انکشافی است.

اگر خودمان را به نادانی نزنیم، همه می‌فهمیم که در قسمت تطبیق پروژه‌های انکشافی عدالت وجود نداشته و ندارد، بلکه بر اساس شناخت‌ها، خویش خوری‌ها و منفعت‌های شخصی تمام پروژه‌ها به صورت نا متوازن تطبیق شده است. حتا رییس جمهور غنی طی نشستی با وکلا و سران مردمی در کابل گفت:" فساد، ظلم و بی‌عدالتی در شهر کابل به یک فرهنگ مبدل شده است" این در حالی بود که آقای غنی شهردار کابل را مخاطب قرارداده بود و از او انتقاد می‌کرد. وی علاوه نمود که شهرداری کابل مطابق به نیازمندی‌های مردم کابل عیار نشده است و نیازمند اصلاحات جدی است. پس اگر در کابل فساد و بی‌عدالتی فرهنگ است، در بلخ و سرپل و ... چه واویلاست!!!

سیمای عدالتِ بلخ در فقیرآباد

انکشاف و توسعه متوازن در یک کشور ضمن اینکه یکی از پیش نیازهای اساسی برای توسعه همه جانبه است، روندی است که عدالت اجتماعی و انصاف الهی را به تمثیل می‌رود. هرچند مقام‌های بلند کرسی، بارها شعار انکشاف متوازن را داده اند، ولی در عمل چون باد بوده است که رفته است. سالانه در حین تصویب بودجه مالی انتقاد‌های زیاد مبنی بر غیر متوازن بودن برنامه‌های انکشافی سر داده می‌شود، ولی مقام‌های مسوول انگار گوش برای گوش دادند ندارند و آسوده پشت گوش می‌کنند مردم را. چند روز قبل اعضای مجلس سنا انتقادهای تند در قسمت طرح بودجه سال مالی داشتند. آنان اعتراض داشتند که در طرح بودجه سال مالی آینده توازن در پروژه‌های انکشافی ولایات کشور در نظر گرفته نشده است.

     عبدالرحیم حسنیار، سناتور ولایت غزنی گفت:" 30 در صد از بودجه که برای پروژه‌های انکشافی در غزنی در نظر گرفته شده، پروژه جدید است و متباقی پروژه‌های انتقالی هستند که از سال‌های گذشته باقی مانده اند. پروژه‌های سال گذشته که تکمیل نشده نیز در پروژه‌های سال آینده گنجانیده شده که خود عوام فریبی آشکار است". این انتقاد مشت نمونه خروار است. در تمام ولایت چنین وضع حاکم است و افراد مشخص در ساحه‌های مشخص بازسازی، انکشاف سازی می‌کند.

      گفته می‌شود که در بلخ دو میلیون نفر زندگی می‌کنند. انبوهی از مردم در حاشیه‌های شهر مزارشریف مسکن گزین هستند. این مردم در طول این سال‌های پول و سرمایه از برنامه‌های انکشافی محروم بوده اند وتا هنوز به همان خیال شان که در جاده‌های صاف و لشم راه بروند، نرسیده اند. از این جمله منطقه ایست به نام فقیرآباد. ساکنان این محل در شرقِ بهشتِ خودساخته زندگی می‌کنند که  با هوای خوش آن بهشت( پروژه خالد بن ولید) زنده اند. این منطقه با آنکه بیشترین نفوس را داراست ولی تا هنوز صاحب یک متر سرک معیاری و دیگر برنامه‌های انکشافی نشده اند. داد و بیداد مردم با‌رها بلند شده است و هیچ شکی نیست که در گوش مقام‌های مسوول نرسیده باشد. این نابرابری می‌تواند دو دلیل عمده و محکم داشته باشد.

چرا "فقیرآباد" فقیر مانده است؟

این مسئله چون آفتاب روشن است که دزدان زمین در تمام کشور حاکم هستند و تمام پروژه‌های رهایشی و غیره مال آنهاست. شکی در کارنیست که فقیرآباد توسط مافیای زمین و زورمندان مسلح غصب شده بود و برای مردم به فروش رسانده بودند. ساخت خانه‌های غیر معیاری و نا منظم، حکایت این ادعا را می‌کند که در قسمت طرح ساخت این منطقه، شهرداری بلخ هیچ نقشی نداشته است. پس معلوم است که منافع مردم در جیب افراد غاصب فرو می‌رود و مردم از برنامه‌های انکشافی محروم. از احتمال به دور نیست که پروژه خالد بن ولید را کسی توزیع کرده باشد که هم در دولت زور دارد و هم منافع خودش فراوان است. از طرف دیگر، فقیرآباد تنها از یک زورمند نیست، بل از چندین زورآور است که همه دانند. حتا در میان یک تعداد شان جنگ مسلحانه نیز صورت گرفته است که باز همه دانند. این چندین زور منافع شان را می‌پالند و دولت نیز در مقابل خواست آنها جواب ندارد. بنابراین، مردمِ فقیر آباد فقیر مانده اند.

  دو دیگر، تبعیض‌های قومی وتباری پدیده‌ای است که در دولت موجود بیداد می‌کند. اینکه ریاست نظم عامه تبار مشخص را در مکتوب رسمی مورد تبعیض علنی قرار می‌دهد، پس آسان حرف است که تبعیض در تمام زمینه‌ها موجود است و هیچ گریزی نیست. فقیرآبادی‌ها همه مربوط به قوم خاص هستند که در طول تاریخ مورد غضب دولت‌ها قرار گرفته اند. گمان می‌کنم مسوولین دولتی با خوانش این متن تند می‌شوند و دلایل متفاوت ارایه می‌کنند. اما این را پذیرفته نمیتوانند که آشکا را قوم پرست هستند و بی‌عدالت. هیچ کسی ادعا نمی‌تواند که نژادگرا نیست. هرکه ادعا کرد دروغ شاخدار گفته است.

     بی عدالتی و انکشاف نامتوازن از سرمایه‌های دولتی پیامدهای ناگوار و خاموش در پی دارد. مقام‌های مسوول منتظر باشند که چه وقت ریشه شان را مردم می‌زنند. باید همه را به یک چشم دید. 

     

      

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top