فرهنگ مبتذل

به‌احتمال قریب به‌یقین، شنیده‌اید که در جامعه ما، برخی آدم‌های کم‌سواد، جاهلِ خود بزرگ‌بین و کم‌اطلاع، فرهنگ غرب را فرهنگ مبتذل می‌خوانند. آنان، تنها دلیلی که برای ابتذال فرهنگ غرب اقامه می‌کنند؛ نحوه پوشش، نداشتن حجاب زنان و آزاد بودن و مختار بودن در برقراری ارتباط است که از آن تعبیر بهبرهنگی و لجام گسیختگی جنسی می‌کنند. آنان، از باقی دست‌آوردهای عظیم غرب که جامعه انسانی را در مسیر شکوفایی خیره‌کننده قرارداده‌است غافلند. به‌این ترتیب، این دسته افراد، نحوه پوشش غربی را مساوی با بی‌بندوباری جنسی می‌دانند. آزادی و مسلط بودن برسرنوشت خود که به‌معنای بلوغ و ریشه‌کن شدن دورویی، ظاهرگرایی و حیله‌‌گری است آن را نشانه انحراف تلقی می‌کنند. در حالی‌که نبود پوشش مناسب از منظر داوری کننده و آزاد بودن، مساوی با بی‌بندوباری نیست و پوشش یا چگونکی آن، علامت سلامت اخلاقی نیست. می‌شود، پوشش کامل نداشت؛ ولی از نظر اخلاق جنسی، سالم بود؛ می‌شود پوشش کامل داشت و چادری هم پوشید؛ ولی غرق در لجن‌زار بی‌عفتی و بی‌بندوباری بود و این بی‌عفتی را زیر پوشش حجاب، ریاکاری و نفاق پنهان کرد.

بدون تردید، جامعه ما از نظر عقده‌های جنسی، از نظر بی‌بندوباری‌های جنسی، از نظر تجاوز به‌حقوق افراد به‌لحاظ جنسی، اوضاع بسیار آشفته و اسفناکی دارد، که جوامع غربی، نه به‌گرد پای آن می‌رسند و نه به‌سمت این نوع انحطاط، کشیده می‌شوند. تنها چیزی که ما به آن‌ دل خوش می‌کنیم و می‌پنداریم که ما از منظر اخلاقی از جوامع غربی بهتریم، جدای از جلوه‌های پنهان‌کاری، ظاهرسازی و ظاهرالصلاحی چیزی دیگری وجود ندارد. ما با ماسک تظاهر، خود را خوب جلوه می‌دهیم و خود را می‌فریبیم؛ ولی در حقیقت، ما در باتلاق انحطاط دست‌وپا می‌زنیم. تمام این نابسامانی‌ها نیز از نبود آزادی سرچشمه می‌گیرد. در جامعه، هرقدر دایره آزادی محدود گردد، دایراه انحطاط، ابتذال و ریاکاری توسعه می‌یابد.

به‌قول سهراب، «چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید» آنگاه متوجه خواهید شد که فکر عملکرد و کلا، فرهنگ جامعه ما از نظر اخلاقی، چقدر مبتذل و منحط است.

با اندک دقتی می‌توان دریافت که در این جامعه‌، نگاه جنسی، نگاه حاکم و مسلط بر جامعه است که خود را با جلوه‌های مختلفی نشان می‌دهد.

در جامعه ما،نگاه به‌زن، یک نگاه جنسیتی است؛ نه نگاه انسانی. بسیاری از مردان، وقتی یک زن را می‌بینند یا با یک زن صحبت می‌کنند یا در مورد زن بحث می‌کنند؛ نمی توانند ذهن خود را از امور جنسی خالی کنند، زن را یک کالای جنسی نبینند و نگاه انسانی را جای‌گزین کنند. این‌که صورت زن باید پوشانده شود، در حالی‌که ریشه در شریعت ندارد، حاکی از نگاه جنسیتی و دیدن زن به‌عنوان یک کالا و برده جنسی است.

در جاده‌ها نگاه کنید، بسیاری از مردان افغانی، وقتی زنی را می‌بینند، نمی‌توانند از او چشم برکنند آن قدر به نگاه طمع‌ورزانه‌اش ادامه می‌دهنند، تا او به‌صورت فیزیکی از افق دیدش محو شود. مردانی را می‌بینید که از تمام دندانهایش فقط دو سه دندان زنگ‌زده و کثیفش باقی مانده‌است؛ حتما چند روزی هم حمام نکرده؛ ولی با چه نگاه شهوت‌آلودی به‌دخترانی نگاه می‌کنند که هم سن نواسه او هستند.

در فضای مجازی اگر یک دختر ماه‌سیما فقط «سلام» بنویسد می‌بینید که صداها لایک و دها کامنت می‌گیرد، برخی هم می‌نویسند: خیلی عالی، قلمت نویسا. در حالی‌که همین کاربر، به‌خودش زحمت یک سطر مطالعه را نمی‌دهد.

قضیه ملا لندی و دگروال لغمانی را همه خبر دارید؛ به همین دلیل چیزی در آن باره نمی‌گویم. دقیقا یادم نیست شاید پارسال همین موقع بود که سوء استفاده از بیوه‌های نیروهای نظامی هنگام پرداخت معاش‌های آنان منتشر شد. چند روز پیش، یک دانشجوی تماس گرفت و از احتمال مطرح بودن سوء استفاده‌های جنسی در استخدام قراردادی، در سفارت افغانستان در تهران سخن گفت. همین دو روز پیش بود که افتضاح و رسوایی فدراسیون فوتبال، روی خروجی خبرگزاری‌ها قرا گرفت. این موارد، تنها مشت نمونه خروار است و نشان می‌دهد که ما از منظر اخلاقی در چه جایگاهی قرارداریم.

پس پیش از گُنده‌گویی‌ها در مورد ابتذال فرهنگ غرب، پیش از دست‌بردن به‌ریش خود که الحمدالله ما که مسلمان هستیم و فرهنگ ما اسلامی است؛ پیش از آن که بگوییم ما که افغانیم و غیرت داریم؛ کمی با چشمان باز و تفکرد نقادانه، نگاهی به‌اندرون اندازیم، به جنبه‌های ابتذال و رسوایی‌های فرهنگ خود توجه کنیم و در عین حال چاره‌سنجی کنیم. نگاه جنسی، ابتذال، بهر‌ه‌برداری از ضعف و حق‌کشی‌ای که در این سرزمین حاکم است شاید در هیچ جای دنیا حاکم نباشد.

سید جواد سجادی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top