روایت مهربانی

پیامبر اسلام چنان مشی روزگار كرد که دل از اصحابش ربود. ياران نزدیکش تا مدت‌ها مست وجود او بودند و در محافل خود، ذكر محاسن پيامبر(ص) می‌‌كردند و بر حسرت تابعين می‌افزودند. اصحاب نزديک آن حضرت اما يكی پس از ديگری رخت از جهان بر می‌بستند و به جانب حق می‌شتافتند.

در همين زمانه، بلاد اسلامی روز به روز بزرگ‌تر می‌شد و ذكر احوالات سيد عرب بر دل ديار غير عرب می‌نشست و ساكنين آن سامانه را به تعظيم وا می‌داشت. معدود اصحابی كه همچنان در قيد حيات بودند، مهم‌ترين مرجع در بیان احوالات پیامبر به حساب می‌آمدند. سيره‌نويسان بر آن شدند تا شرح احوالات پيامبر(ص) را به تحرير درآورند و عطش مسلمين را فرونشانند.

راويان كوشيدند تا از كوچک‌ترين حالات رفته بر سيد نيز خبری به دست دهند. اوصاف ظاهری حضرت را هم از قلم نيانداختند و به تصنيف شمايل‌نگاری‌هايی همت گماردند. پراكنده‌گويی‌های زیادی به نگارش درآمد.

در این میان محمد بن اسحاق بن یسار مُطَلّبی (150-58ق)؛ کتابی نگاشت تا آشفته‌نويسی‌ها را پايان دهد. از آن پس سيره ابن اسحاق به عنوان الگویی تمام‌عيار مورد استناد مورخان بعدی همچون ابن‌هشام، طبری، ابن‌کثیر و ابن‌شهاب زهری قرار گرفت.

نخستین سیره‌ها رنگ و بوی جنگی و نظامی داشت و غلبه نیز با نقل وقایع دوره مدینه بود. چون تدوین‌کنندگان این سیره‌ها متأثر از صحابه دوره مدینه بودند، سیره‌ها مدنی بود تا مکی. در این میان شیعیان که اقلیت مطرود نظام سیاسی وقت بودند، سیره‌نگاری را از کانال امامان خود پیگیری می‌کردند و چندان میانه‌ای با سیره‌های مشهور نداشتند. هرچند ابن اسحاق از سوی برخی علمای سنی متهم می‌شد که با نقل فراوان فضایل امام علی(ع) به سیره‌نگاری خود رنگ و بوی شیعی داده است.

اما سيره‌نويسی شيعيان به گونه‌ای بود كه ابتدا می‌كوشيدند تا سلسله سند روایت را به امام معصوم(ع) برسانند. همچنین بررسی سيره پيامبر(ص) با حاشيه و توضيحاتی در باب عقاید شيعه همراه می‌شده است. لذا بسياری از كتب سيره در جهان تشيع مباحثی كلامی و اعتقادی را نيز به خود می‌ديده است.

اگرچه در دوره خلیفه دوم با اعلام محوریت قرآن، هرگونه نقل روایت از پیامبر اسلام ممنوع اعلام شد و مورد برخورد حکومتی قرار گرفت، اما این سانسور به تدریج شکسته شد و حتی مخالفت‌ها و کارشکنی‌های بنی‌امیه نیز راه به جایی نبرد. با این حال باید در نظر داشت که وجود پاره‌ای تعصبات قومی و قبيله‌ای در سیره‌نگاری‌های نخستین که متأثر از روح حاکم بر دوره بنی‌امیه بود، مورخان و عالمان پسینی را به فکر تصحیح و نقد منابع نخستین انداخت.

داستان زندگانی و اثرگذاری بی‌نظیر پيامبر اسلام(ص) در جهان غرب نیز دنبال شد. مواجهه اروپاييان با پيامبر اسلام به فتح بخش‌هایی از اروپا به دست مسلمانان عصر بنی‌امیه می‌رسد. از همان‌جا بود که اسلام به عنوان یک دشمن جدی برای اروپا مطرح شد. جنگ‌های صلیبی نیز بر عمق و شدت این نزاع و کینه افزود. از همان هزار سال پیش اروپایی‌ها پیامبر اسلام را دشمن جدی دین و فرهنگ خود می‌دیدند و از ایراد هرگونه اتهام اخلاقی و فکری به حضرت محمد(ص) ابایی نداشتند. حتی ولتر؛ فیلسوف و نویسنده برجسته‌ عصر روشنگری نمايشنامه‌ای عليه پيامبر اسلام نگاشت و در فرانسه به روی صحنه برد.

اسلام‌هراسی امروز غرب یک پیشینه خون‌بار و خشن هزار ساله دارد و پیامبر اسلام نیز در صدر قربانیان اتهام‌زنی‌های غیر اخلاقی و غیر مستند بسیاری از فلاسفه و نویسندگان غربی قرار داشته است؛ عداوتی که انگیزه سیاسی و قدرت‌طلبانه داشت و در جهان امروز قالب تازه‌ای به خود گرفته است. کتاب «آیات شیطانی» و کاریکاتورهای موهن مطبوعات غربی علیه پیغمبر اکرم را در راستای همین روند هزار ساله باید دید. اینجاست که جهان اسلام رسالت مهمی در ارائه تصویری صحیح و مستند از پیامبر بزرگ خود بر دوش دارد.

سید اسحاق شجاعی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

محتوای بیشتر در این بخش:

Go to top