راهبرد های آموزشی ویژه‌ی آموزگاران

یکی ازپرچالش ترین مسوولیت‌ها درعصرکنونی آموزگاری می‌باشد، زیرا رسالت آموزگاران برعلاوه آموزش و پرورش دانش‌آموزان، راهنمایی آنها درتمامی بخش‌هایی زندگی (اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی) نیز می‌باشد و تلاش‌های جدی را از آموزگاران می‌خواهد و بارگرانی از مسوولیت‌ها را بدوش شان می‌گذارد.

امروزه آنچه در برنامه ریزی‌های آموزشی قابل تامل است، تنوع و نوآوری در بخش‌های مختلف آموزشی می‌باشد، زیرا جنگ‌های تحمیلی و نزاع های دورنی ده‌ها سال نظام معارف افغانستان به عقب رانده و اکثریت آموزگاران محترم از دانش ترتبیتی لازم در امر آموزش وپرورش برخوردار نبوده و از یافته‌های جدید دانش مسلکی و مهارت های معلمی بی اطلاع اند، ساده‌ترین راهی جبران گذشته، تدریس در سطوح مختلف می‌باشد، و رسیدن به‌چنین راهبردی، نیازمند آموزگاران مسلکی است تا در قدم نخست از دانش‌آموزان شناخت دقیق بر اساس داده‌های علم روانشناسی داشته باشد. معمولا دانش آموزان دارای استعداد و توانمندی‌های متنوع می‌باشند که سرمایه های ذهنی و دماغی کشور ها را شکل می‌دهند، و شناخت دقیق از این موضوع منجر به رشد شخصیت مطلوب در دانش آموزان می‌شود و این راهبرد آموزشی وقتی قابل کاربست دارد که این موارد را در نهادهای آموزشی به‌کار بیندیم.

1-شناخت و مطالعه دقیق از توانمندی های ویژه دانش آموزان،

2-   روابط حسنه و مستدام با خانواده های دانش آموزان،

3- معاشرت آموزگاران با دانش آموزان،

4- ایجاد انگیزش و شناخت انگیزه‌های دانش آموزان،

5- درک نیازمندی های دانش آموزان،

6- دقت وارزش دادن به‌پرسش های دانش آموزان،

7- پاسخ های مناسب و قابل فهم،

8- درک واقعی دنیای کودکانه‌ی ونوجوانانه‌ی دانش آموزان،

9- ایجاد گروه‌های آموزشی و کار گروهی و نظارت از گروه‌ها

10- ایجاد فضای گفت‌وگو و مباحثه جهت ریزش باران فکری.

باید اذعان نمایم که یادگیری، با محض تدریس و حضور به‌صنف، برگزاری جلسات درسی، تکرار مفاهیم و حفظ آن به‌صورت طوطی‌وار قابل حصول نیست و با انجام این امور مسولیت‌های آموزگاران نیز محقق نمی شود، بلکه جهت یادگیری ایده‌آل همواره تلاش شود تا جو صنف محل طرح مباحث و گفت‌وگو باشد، فرصت نقد دیدگاه فراهم شود و جریان تدریس فعال و پویا باشد، و فضای برای طرح پرسش از سوی دانش‌آموزان باز باشد، تا آنچه برای‌شان مبهم است، مطرح و تجارب آموزشی خود را بیان کنند،

این پرسش‌ها امروزه در یادگیری فوق العاده بااهمیت است

آیا مطالب درسی رابطی به زندگی روزمره دانش آموزان دارد یاخیر؟

اگر مطالب درسی کار بردی است، محل کاربست آن چگونه ممکن است ؟

دقیقاً دانش‌آموزان نیاز دارنند تا هدایات مشخص داده شود، و همچنین نمراتی که از طریق ارزشیابی بدست می‌آورند، خیلی اهمیت دارد، اخذ نمرات عالی انگیزه‌های آنها را بالا برده و آماده‌ی انجام فعالیت‌های درسی به‌مراتب جدی‌تر می‌سازد. آموزگاران جوان قبل از شروع هر مضمون درسی، اهداف درسی شان را مشخص کنند و از مهارت‌های مهم تدریس برخوردار باشند، تا در ارایه‌ی مطالب درسی ابتکار و نو آوری داشته باشند. این جمله معروف را هیچ‌گاه آموزگاران و استادان فراموش نکنند: « .. وقت جمع انرژی مساوی به‌آموختن است .» در واقع فرصت‌های آموزشی برای دانش‌آموزان حکم زندگی را دارد، و به‌هدر دادن فرصت‌های آموزشی آنها هیچ‌گونه توجیه ارزشی و اخلاقی ندارد، باید از فرصت‌های موجود، بطور جدی استفاده شود و برای دانش آموزان تفهیم شود تا چگونه اوقات خود را مدیریت نمایند، و همچنین آموزگاران وقت خود را در تدریس مدیریت نمایند،زیرا مدیریت فرصت یک مهارت فوق العاده است که رعایت آن منجر به‌ آموزش می‌شود، نیز از لحاظ روانی از دانش‌آموزان توقعات بلند داشته باشیم تا نتایج بهتررا بدست بیاوریم، یکی از وظایف عمده‌ی آموزگاران و استادان شناسی استعدادها وتوانایی های آنها است، چون راه های مختلفی برای آموزش وجود دارد ازهمین جهت است که الفی کهن یکی از کارشناسان آموزش و پرورش می‌گوید:«.. تدریس خود را به‌سویه‌های مختلف ارایه دهید ..»

پروانه ثبات؛ متخصص نصاب تعلیمی وزارت معارف

آخرین ویرایش در پنج شنبه, 15 قوس 1397 ساعت 09:50

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top