خودگزینی یا دیگرگزینی؟

از نظرِ فیلسوفان و عارفان و بنیان‌گذارانِ ادیان و مذاهب و الهی‌دانان و فرزانگانِ تاریخ زندگیِ مطلوب یا زندگیِ آرمانی مهم‌ترین مسأله بوده ‌است. درست است که طرزِ مواجهه‌یِ این متفکّران با این مسأله خیلی با هم تفاوت ‌می‌کرده ‌است، ولی همه ‌شان معطوف بوده ‌اند به همین مسأله که زندگیِ مطلوب/آرمانی/ایده‌آل چه زندگی‌ای است. زندگیِ آرمانی ‌یعنی زندگی‌ای که چیزی برایِ آرزوکردن در آن زندگی باقی نمانَد. این سؤال، به گمانِ من، به نظرِ دقّی ‌یک سؤالِ فلسفی نیست. بلکه سؤالی است که هر کس باید به شهودِ خودش رجوع کند و ببیند که اگر زندگیِ او چه زندگی‌ای ‌می‌بود واقعاً چیزی برایِ آرزوکردن در آن زندگی نداشت، نقصی و عیبی در زندگیِ خود نمی‌دید، و به زندگیِ دیگری غبطه نمی‌خورد. این سه ویژگی، ‌یعنی آرزویِ دیگر نداشتن، عیب و نقص در زندگی ندیدن، و به زندگیِ غیرِ خود غبطه نخوردن، نشانه‌هایِ ‌یک زندگیِ آرمانی و ‌یک زندگیِ کمالِ مطلوب اند. طبعاً هر کس باید به شعورِ خودش رجوع کند و جواب این سوال را بدهد؛ ولی فیلسوفان در صدد برآمده ‌اند که جوابهایی را که ما آدمیان به این سؤال ‌می‌دهیم موردِ نقادی قرار دهند. بنابراین، در عینِ این که این مسأله، مسأله‌ای است که به شعورِ روان‌شناختیِ هر‌یک از ما بر‌‌می‌گردد، کمکی که فیلسوفان به ما می‌کنند این است که به ما نشان ‌می‌دهند که در تصوّری که از زندگیِ آرمانی داشته‌ایم اگر مداخله و تأملِ بیشتر کنیم چیزهایی از نوعِ کاستی می‌بینیم و هنوز عیب و نقص دارد، هنوز چیزی برایِ آرزوکردن در این زندگی هست، و هنوز می‌توان غبطه‌یِ زندگیِ دیگری را خورد.

حال، در عین این‌که جوابهایی که در طول تاریخ انسانها به این سؤال داده ‌اند شمارش و طبقه‌بندی‌شده ‌اند، ولی این جوابها موضوعِ بحثِ امروز نیست؛ امّا یک نکته هست و آن نکته این که اکثرِ کسانی که در طولِ تاریخ زندگیِ آرمانی خود را تصوّر کرده ‌اند لااقل ‌یکی از مؤلّفه‌هایِ زندگیِ آرمانی را اخلاقی‌بودنِ زندگی دانسته‌‌اند. اگر هم آن را یگانه مؤلّفه ندانسته ‌اند، که غالباَ هم ندانسته ‌اند، ولی لااقل این را گفته ‌اند که زندگیِ آرمانی در نظرِ ما زندگی‌ای است اخلاقی؛ ‌یعنی دلِ مان می‌خواهد که در آن ما درد و رنجِ غیرِلازم به هیچ‌کس وارد نکنیم. همین عدمِ تحمیلِ درد و رنجِ غیرِلازم به دیگری لبِّ زندگیِ اخلاقی است. گوهرِ زندگیِ اخلاقی این است که من درد و رنجِ غیرِلازم به دیگری تحمیل نکنم. حتی شرورترین انسانها هم اگر زندگیِ آرمانی‌ِ شان را بخواهند تصوّر کنند می‌گویند ای کاش زندگی‌ای می‌داشتم که همه‌یِ آن چیزهایی را که از راهِ ظلم به‌دست ‌آورده ‌ام در آن زندگی بدونِ ظلم به دست می‌آوردم. این نشان‌دهنده‌یِ آن نکته‌ای است که بسیاری از متفکّران در طولِ تاریخ از آن تعبیر می‌کردند به این که انسان طبیعتی اخلاقی دارد. این که ما اخلاقی زندگی نمی‌کنیم به این جهت است که به نظرِ مان می‌آید که اگر اخلاقی زندگی کنیم به بسیاری از خواهشهایِ دیگر مان نمی‌توانیم دست پیدا کنیم. وگرنه اگر به کسی بگویند همه‌یِ خواهشهایت در ‌یک زندگیِ ظالمانه و در ‌یک زندگیِ غیرِظالمانه درست به ‌یک اندازه برآورده می‌شود البتّه می‌گوید که خب پس بهتر است که زندگی ‌ام ظالمانه نباشد. چون چنین است همه‌یِ کسانی که درباره‌یِ زندگیِ آرمانی سخن گفته ‌اند، گفته ‌اند که لااقل ‌یکی از مؤلفه‌هایِ زندگیِ آرمانی، زندگیِ اخلاقی است.

امّا سخن بر سرِ این است که زندگیِ اخلاقی ‌یعنی چه؟ باید به این صورت ابتدا کنم که ‌یک بحث از قدیم در روان‌شناسی و در علم‌النّفس و اساساً در فلسفه وجود داشته ‌است و آن این که آیا انسان چنان ساخته شده است که فقط در پیِ منافعِ شخصِ خودش است یا انسان چنان ساخته شده است که گاهی در فکرِ منافعِ شخصِ خودش است و گاهی در فکرِ منافعِ موجودات یا انسانهایِ دیگری غیر از شخصِ خودش است؟ این ‌یک اختلافِ نظر بسیار عمیق در طولِ تاریخ بوده است. بعضی از متفکّران معتقد بودند انسان چنان ساخته شده است که در زندگی فقط و فقط، بخواهد یا نخواهد، بداند یا نداند، آگاهانه و ناآگاهانه، خواسته و ناخواسته، در همه چیز به فکرِ منافعِ شخصِ خودش است و اندیشه‌ای غیر از تعقیبِ منافعِ شخصِ خودش ندارد و هر چه بکند بالمآل و در تحلیلِ نهایی‌می‌شود نشان داد که ردِّ پایِ منافعِ خود را داشته تعقیب ‌می‌کرده ‌است. اما متفکّرانی هم پیدا می‌شدند که می‌گفتند انسان ساختارِ جسمانی، ذهنی، و روانی ‌اش چنان است که هم می‌تواند در زندگی ‌اش به دنبالِ منافعِ شخصِ خودش باشد و هم می‌تواند به دنبالِ منافعِ دیگران باشد. این بحث، بحثی است روان‌شناختی و هنوز به اخلاق ربطی پیدا نکرده ‌است. چون سوال سؤالِ روان‌شناختی است؛ ‌یعنی ‌می‌خواهیم بگوییم این ساختار چه اقتضایی دارد.

اگر شما به این سؤال جوابِ اوّل را بدهید و بگویید انسان چنان ساخته شده ‌است که فقط در فکرِ منافعِ خودش ‌می‌تواند باشد آن‌وقت در این صورت یا اخلاق نابود خواهد شد و دیگر اخلاق معنا نخواهد داشت، یا اخلاقی باید پدید بیاید که بتواند نشان دهد که اخلاقی‌زیستن بالمآل به نفعِ خودت است و چون بالمآل و سرانجام به نفعِ خودِ تو است پس اخلاقی زندگی کن. اما اگر جوابِ دوم را به سؤال بدهید ‌یعنی بگویید که انسان چنان ساخته شده ‌است که هم ‌می‌تواند در فکرِ منافعِ شخصیِ خودش باشد و هم در فکرِ منافعِ دیگران، آن‌وقت اخلاق البتّه از میان نخواهد رفت؛ امّا دو نوع اخلاق پدید ‌می‌آید: دسته‌یِ اوّل، مکتبهایِ اخلاقی، نظامهایِ اخلاقی، و نظریّه‌هایِ اخلاقی‌ای است که می‌گویند اخلاقی‌زیستن ات با همان به‌دنبالِ منافعِ خودت بودن هم تأمین ‌می‌شود و نیازی نیست که برایِ اخلاقی‌زیستن به فکرِ منافعِ دیگران هم باشی و اگر بخواهی اخلاقی زندگی کنی باید دستِ بر قضا به فکرِ خودت باشی و انسان وقتی به فکرِ خودش است اخلاقی زندگی ‌می‌کند. دسته‌یِ دوم هم نظامهایِ اخلاقی، مکتبهایِ اخلاقی، و نظریّه‌هایِ اخلاقی‌ای است که می‌گویند اگر می‌خواهی اخلاقی زندگی کنی باید به فکرِ منافعِ دیگران باشی و اخلاق وقتی اِعمال ‌می‌شود و تو وقتی زندگیِ اخلاقی داری که در فکرِ منافعِ دیگران باشی.

واقعیت این است که انسان چنان ساخته شده است که هم می‌تواند خودگزین باشد و هم می‌تواند دیگرگزین باشد و به لحاظِ ساختارِ مجبور به خودگزینی نیست؛ و اما اخلاقی‌بودن فقط به این است که آد‌می ‌دیگرگزینی ‌اش را دنبال کند و تا وقتی آد‌می ‌خودگزین است اخلاقی نیست. نه این که ضدِّ اخلاقی است؛ اخلاقی نیست؛ یعنی به دنبالِ خوشی است، نه به دنبالِ خوبی؛ و خوبی ‌یعنی اخلاقی بودن. اگر من به دنبالِ منافعِ شخصیِ خودم باشم جنایتی مرتکب نشده ‌ام؛ اما هنوز پا به قلمروِ اخلاق نگذاشته‌ام و در واقع به دنبالِ یک مؤلفه‌یِ دیگرِ زندگیِ مطلوب ام و آن مؤلفه‌یِ خوشی زندگی ‌ام است. اگر می‌خواهم مؤلفه‌یِ خوبیِ زندگی، ‌یعنی اخلاقی‌بودنِ زندگی، تأمین شود چاره‌ای جز این نیست که دیگرگزین باشم. پس اخلاقی‌بودن فقط با دیگرگزینی امکان دارد، و تو با خودگزینی اخلاقی نیستی. کانت هم معتقد بود، و اوّلین متفکری بود، که به جدّ دفاع کرد از این که انسان تا در قلمروِ خودگزینی است در قلمروِ خوشی است و اگر میخواهد واردِ قلمروِ خوبی شود چاره‌ای جز این نیست که دیگرگزین باشد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top