جایی تو خالی است هنوز...

تاریخ افغانستان فراز ونشیبهای زیادی دارد، در لابلای حوادث افراد زیادی پیدا شده اند که نام زرین از خود در تاریخ بجا گذاشته‌اند. دورۀ معاصر نیز شاهد حوادث وقهرمانیهای مختلف بوده است. اما شهید "سید مصطفی کاظمی" از ویژگی‌های بارزی برخوردار است. کاظمی کسی بود که در شرایطی دشوارتر و و محدودتر از امروز رشد کرد، وی توانست در مدت کوتاهی قله‌های بلند ایثار و مردانگی را فتح نماید، مانند پرندۀ سبکبال فضای آلوده تعلقات را شکافته و تا بیکران انسانیت اوج بگیرد.

مسئولیت پذیری،ملی اندیشی، دینداری، گذر از لاک‌های قومی- مذهبی- زبانی، درک و تحلیل اوضاع، شجاعت و قدرت بیان و... از ویژگی‌های شهید کاظمی بود. خصوصیاتی که روز به روز سبب بیشتر شدن مسئولیت‌ و شهرتش می‌شد. کسانی که وجود کاظمی را مانند خاری در چشم و سدی برای اهداف ناپاک خود می‌دیدند، اوج گرفتن این شهباز تیز پرواز را تاب نیاورده و در صدد شکارش برآمدند. به گفته "آقای یونس قانونی" شهید کاظمی از همان رجال قلیل و با ارزش کشور بود که در دوران قلت‌الرجالی بروز کرد و خوش درخشید.

به همین خاطر در 15 عقرب 1386 با پنج عضو دیگر پارلمان و بیش از 100 شهروند بی گناه دیگر ناجوانمردانه در ولایت بغلان به شهادت رسید.

سید مصطفی کاظمی در سال 1338 خورشیدی در در ولسوالی سرخ پارسای ولایت پروان دیده به جهان گشود، مکتب ابتدایی را در زادگاه، دوره لیسه را در کابل و تحصیلات عالی را در بخش علوم اجتماعی ایران فراگرفت. در زمان جهاد به عنوان عضو شورای رهبری حزب پاسداران جهاد اسلامی به رهبری استاد محمد اکبری ایفای وظیفه کرد، با تشکیل حزب وحدت و سپس انشعاب آن؛ در کنار اکبری ماند. در دولت شهید ربانی نیز عضو شورای عالی رهبری دولت بود. در سالهای حاکمیت طالبان بعنوان یکی ازاعضای کلیدی جبهه متحد شمال درکنار شهید احمد شاه مسعود و سایر فرماندهان مقاومت بود.

با سقوط طالبان، بعنوان یکی ازامضا کنندگان جلسه بن، دراین نشست شرکت نمود. طرح‌ها و ایده‌هایش در نشست بن مورد قبول و احترام دو طرف این جلسه یعنی جبهه شمال و ائتلاف روم بود. بعنوان وزیر تجارت و صنایع در دوره موقت، انتقالی و مدت کوتاهی از دوره اول ریاست‌جمهوری حامدکرزی مجموعاً سه سال در این سمت ایفای وظیفه کرد. با اینکه دانش آموخته مسلکی این وزارت نبود، ولی با توانمندی، تلاش و تعهدی که داشت توانست کارهای مثبتی در این بخش انجام دهد. تلاش و پشتکار در وزارت تجارت از او، فردی متخصص و آگاه به مسایل اقتصادی ساخت و بعنوان کارشناس زبده اقتصادی کشور نظریه پردازی می‌کرد. ایجاد ادارۀ پشتیبانی از سرمایه گذاری(آیسا)، طرح بهره‌گیری از بندر چابهار ایران بعنوان بدیل بنادر پاکستان که بعد از شهادتش عملی شد، از ایده‌های کاظمی است. حمید الله فاروقی، شهید کاظمی را بنیانگذار تجارت نوین،   تشبثات خصوصی، و مشوق و زمینه ساز سرمایه گذاری در کشور می‌داند کسی که توانست در مدت کوتاهی مناسبات تجارتی افغانستان را با جهان برقرار نماید و دروازه‌های بازار جهانی را به روی افغانستان باز کند. سرمایه گذاران کشور هنوز هم از شهید کاظمی به نیکی یاد کرده و او را پدر اقتصاد بازار آزاد لقب می‌دهند. در قدم بعدی او برنامه خود کفایی اقتصادی و رشد اقتصاد داخلی را روی دست گرفته بود و برای عملی کردن آن شهر به شهر افغانستان را سفر کرد، ولی مانعش شدند، و در راه رسیدن به این هدف جانش را از دست داد.

بعد از وداع با وزات تجارت بعنوان نماینده مردم کابل وارد پارلمان گردید. به زودی بعنوان عضو مهم و مطرح مجلس به سمت ریاست کمیتۀ اقتصاد ملی این نهاد گماشته شد. همزمان حزب اقتدار ملی افغانستان را تاسیس و بعنوان رهبر این حزب انتخاب گردید. اما توانایی او بیشتر ازاین بود، به همین خاطر در تشکیل جبهه ملی(اپوزسیون دولت حامدکرزی) نقش اساسی داشت، وبعنوان رئیس کمیسیون سیاسی و سخنگوی این جبهه برای رسیدن به اهداف بزرگش تلاش می‌کرد. بررسی کارکردهای سالهای اخیر حیات شهید کاظمی نشان می‌دهد که دراین سالها او بیشتر برای ایجاد ثبات سیاسی در کشور تلاش می‌کرد. افکار و برنامه‌هایش همه شمول بود و همیشه ملی می‌اندیشید، به همین خاطر تیم یاران پارلمانی‌اش افرادی نخبه ومتعهد، ولی از اقوام متفاوت و از مناطق مختلف افغانستان بودند، آنها با شهید کاظمی هم‌نظر و همراه بودند. هر شش تن شان هم یکجا به شهادت رسیدند.

ویژگی ها

شاید بیشتر رجال سیاسی توان فهمیدن آسیب‌های جامعه را دارند، ولی کمتر کسی است که راهکار و راه‌حل مشکل را بداند، و کاظمی کسی بود که هم درد را تشخیص می‌داد و هم راه درمانش را پیشنهاد می‌کرد. سالهای جهاد، مقاومت و کار در وزارت وپارلمان و از همه مهمتر صداقت و نیت خیرش او را به متخصصی توانمند و نظریه پردازی قوی تبدیل کرده بود.

رهبران زیادی بوده و هستند که قدرت و امکانات فراوانی دارند ولی گیرماندن در قید قوم، زبان، سمت و مذهب آنان را در یک نقطۀ خاص کشور محصور کرده است.اما ویژگی شهید کاظمی گذشتن از حصار‌های قومی- زبانی- سمتی ومذهبی بود. او صادقانه و با دل و جان تلاش می‌کرد و خود را در قید ملاحظات بی‌ارزش محصور نمی‌ساخت، ایدۀ مردم گرایی داشت و بر مشارکت مردم در همه امور تاکید می ورزید. به همین خاطر همه حرفش مورد قبول و شخصیتش مورد احترام بود. کاظمی متعلق به یک منطقه و یک قوم نبود بلکه، چهرۀ ملی مربوط به تمام کشور بود، و بی‌دلیل نیست که لقب معمار وحدت‌ملی را برایش داده‌اند.

او در صدد یافتن نقطه ضعف‌های دولت بود؛ نه به منظور تضعیف آن، بلکه جهت رفع این نواقص، بخصوص مشکلات اقتصادی که دامنگیر دولت شده بود و امروز به یک معضل بزرگ تبدیل شده است. او می‌خواست راه بیرون رفت مشکلات را پیدا کند و تحول اقتصادی در کشور ایجاد کند. دراین آشفته بازار سیاست، امروزه رجال، بیشتر در صدد تامین منافع خود، ودر بهترین وجه تامین منافع حزب و قوم خود هستند و کمتر کسی به فکر مبارزه با مشکلات ملی است. او به همین هدف تیم کمیسیون اقتصادی پارلمان را تشکیل و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های این کمیسیون و ریاست کمیسیون سیاسی جبهۀملی برای حل مشکلات تلاش می‌کرد. در سال 1386 بخاطر تحقق اهدافش سلسله سفرهایی به سراسر افغانستان را روی دست گرفت. هدف او رفتن به مناطق دارای ظرفیت تولید و رشد اقتصادی و شکوفا ساختن اقتصاد آن مناطق بود. تشویق مردم و سرمایه گذاران به تولید داخلی، ایجاد فابریکات جدید، راه اندازی مجدد فابریکات قدیمی و ایجاد چرخشی نوین در اقتصاد کشور از برنامه‌های کاری کمیته اقتصاد ملی مجلس بود. اعضای کمیته به ولایات هرات، قندهار، ننگرهارو پروان سفر نموده و وارد ولایات حاصل‌خیز شمال شده بودند و قرار بود به چند ولایت سفر کند، به همین منظور بغلان اولین ولایت بود.شهید کاظمی در سالهای اخیر بیشتر با دو مافیای قدرت و اقتصاد درگیر بود، برنامه‌هایی که اجرا می‌کرد بیشتر فعالیت‌های غیر ملی آنها را تحت الشعاع قرار می‌داد، پشت تریبون هم با شجاعت انتقاد می‌کرد. به همین خاطر او را در اسرع وقت از سرراه خود برداشتند.

امروز که یازده سال از آن حادثه خونین می‌گذرد هنوز سرنوشت دوسیۀ حادثۀ بغلان سر به سکوت باقی‌مانده و دولت تا بحال حرف قانع کننده‌ای در این مورد نزده است. حضور نیافتن مقامات ارشد ولایت بغلان به شمول والی و قومندان امنیه، در مراسم استقبال از هیأت پارلمان و غفلت آشکار در تامین امنیت، سوالاتی است که هنوز هم جواب نیافته‌اند.

امروز که مشکلات شدت یافته، اما دو مشکل عمده بیشتر رنج آور است: "بدامنی و اقتصاد نابسامان"، درواقع بد اقتصادی تاثیر ناگواری بالای بدامنی هم دارد. اگر امروز افغانستان اقتصاد پویا می‌داشت و زمینه اشتغال برای جوانان فراهم می‌بود، نیاز نبود نزدیک به 300 هزار جوان تحصیل‌کرده عازم اروپا وکشورهای دیگر شوند. اگر زراعت، تجارت و صنعت افغانستان به سوی تولید و خود کفایی پیش می‌رفت، جوان افغان مجبور نبود بخاطر پول اندک در صفوف هراس افکنان جذب شود و در نا امن ساختن کشورش سهیم شود.

آری امروز بیشتر از هر زمان دیگری جای شهید کاظمی و سایر شهدا خالیست، نبودشان احساس می‌شود، امروز اگر آنان می‌بودند بهتر از دیگران می‌توانستند کشور را از بحران کنونی نجات بدهند، امثال شهید کاظمی علاوه از طرح و ایده‌های جدید و چاره ساز، از محبوبیت مردمی نیز برخودار بوده و در امور ملی مانند آوردن صلح که امروزه همه در تلاش آنند، توان‌مندی و موثریت خود را داشتند.

ولی افسوس که کوته نظران فقط به فکر منافع خوداند و بخاطر رسیدن به مقاصدشان حاضرند هر کسی را از بین ببرند. متاسفانه هنوز که هنوز است این روند ادامه دارد. ملت شاهد بود که بعد از کاظمی، برهان الدین ربانی، جنرال داوود، جنرال عبدالرازق و دهها چهرۀ با ارزش دیگر را هم از میان برداشتند.

امروزه مسئولیت افغانها زنده نگه داشتن یاد شهدا، ادامه دادن راه‌شان و تلاش برای دست یابی به اهداف والای آنان است. همان اهدافی که بخاطر رسیدن به آن شهید شدند.

سیدظاهر عادلی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top