بیکاری؛ معضل بزرگ اجتماعی

بیکاری معضل بزرگ اجتماعی است که دامن‌گیر اکثریت جوانان ما شده است.جوانان ما برای ساختن آینده‌‌ی درخشان شان زحمت می‌کشند درس می‌خوانند تا از طریق درس و تحصیل بتوانند از فرصت‌های اشتغال زایی استفاده نمایند که متاسفانه اوضاع بحرانی جامعه این فرصت‌هارا کمتر در اختیار شان قرار می‌دهد.

بیکاری می تواند عوامل متعددی داشته باشد. از جمله 1 مشکل در نظام آموزشی کشور 2 چیره بودن روابط بر ضوابط 3 بی توجهی دولت برای اشتغال زایی و...

1: نظام آموزشی کشور دچار مشکلات و ضعف‌های زیادی است . خلاهای زیادی در روند این سیستم وجود دارد که متاسفانه دانش آموزان بعداز فراغت از مکتب و دانشگاه به آگاهی فکری که باید برسند، نمی‌رسند وحتی در بسا موارد خواندن و نوشتن شان نیز می لنگد،که این خود ضعف بزرگی برای این سیستم آموزشی است. همینطور که از دانشگاه هم فارغ می‌شوند به دلیل نداشتن ظرفیت فکری،توانایی و

تخصص بیکار می‌مانند.

2: چیره بودن روابط بر ضوابظ نیز از مشکلات عمده‌ای است که جوانان ما را دچار رنج و مشقت کرده است.جامعه‌‌ی ما متاسفانه در پی جلب و جذب استعداد‌ها نیست. اکثرا بر اساس پارت، آشنایی ،وسیله و واسطه مورد گزینش قرار می‌گیرند بدون اینکه در کار گماشته شده تخصص، ظرفیت و توانایی داشته باشند.این‌جاست که جوانان متخصصی که از لحاظ فکری غنی هستند، در بستر بیکاری به‌سر می‌برند.

3: بی توجهی دولت برای اشتغال زایی جوانان و فراهم نکردن فرصت‌های شغلی نیز از مشکلات عمده‌ای بیکاری است. اگر دولت به دنبال ساختن فابریکه‌ها در داخل کشور باشد به مرور زمان معضل بیکاری حل خواهد شد. چراکه کشور ما از لحاظ معادن و تولیدات زراعتی غنی است و اگر از این غنامندی به شکل درست استفاده شود، فرصت‌های شغلی بسیاری را برای جوانان فراهم می‌سازد، ولی متاسفانه دولت درین راستا توجه نداشته و از محصولات وارداتی که چند تاجر وارد می‌کند استفاده صورت می‌گیرد.

بیکاری پیامد‌های بسیارناگواری دارد. جوانان که نیروی عمده‌ای جامعه را تشکیل می‌دهند وقتی از داشته‌های فکری و توانایی شان استفاده صورت نگیرد، در آن جامعه پیش‌رفتی صورت نخواهد گرفت چرا که به یک حال باقی می‌ماند . بیکاری برای جوانان تحصیل کرده یک مشکل حاد است و این مشکل باعث تخریب روح و روان شان شده و به مرور اعتماد به نفس شان کاهش پیدا کرده ودچار امراض روحی شدید از جمله افسردگی می‌شوند. کم کم نیرو و قدرتی را که برای تلاش و کار دارند از دست می‌دهند. از لحاظ روحی دچار تغیر شده خشونت و دل تنگی‌های مفرط در وجود شان شکل می گیرد. به مرور زمان تبدیل به انسان‌های عقده‌یی و مضری می شوند که جامعه بار آنهارا بر دوش خواهد کشید. همچنان اکثریت شان به مواد مخدر روی می‌آورند و در نتیجه تبدیل به انسان‌های ناکار، معتاد و بد اخلاق شده و باعث فروپاشی خانواده‌های شان می شوند.

در شرایط امروز جامعه‌ی ما، نیمی از جوانان تحصیل کرده و فعال ما رو به مهاجرت آوردند و برای گذران زندگی شان مجبور شدند تا به کشورهای دیگر پناه ببرند که دلیل عمده‌ای مهاجرت شان بیکاری بوده است. ناامنی و شرایط بحرانی جامعه باعث شده که بسیاری از فرصت‌های کاری را جوانان ما از دست بدهند و خانه نشین گردند. درکشور ما متاسفانه فقرو بیکاری به اوج رسیده است.مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و ناامنی‌های اخیر دلایل عمده‌ا‌ی است که چنین معضلی را به وجود آورده و پررنگ تر کرده است. چنانچه زیر بنای یک کشور را اقتصاد آن تشکیل می دهد، و همه‌ی ابعاد ان بر محور اقتصاد می‌چرخد، وقتی اقتصاد در آن کشور دچار ضعف و فقر باشد، از مابقی ابعاد آن کشور انتظار پیش‌رفت و موفقیت نمی توان داشت. چراکه ضعف اقتصاد بر همه چیزها سایه می اندازد. کشوری که از لحاظ اقتصادی و مالی دچار مشکل باشد دیگر فرصتی برای رشد ادبیات و هنر، رشد صنعت و تجارت، رشد بقیه کارها و فعالیت ها نمی‌ماند. این‌جاست که بدبختی و فلاکت دامن‌گیر جامعه و مردم آن می‌شود. جوانان ما از روی بیکاری و فقر تن به کارهای خلاف می‌دهند، و یا دست به عمل شوم حودکشی می زنند. در حقیقت فقر و بیکاری دلیل همه ی نابسامانی های اجتماعی و خانوادگی است.که ریشه‌ی زندگی را می خشکاند. در بسیاری از موارد فرصت‌های تعلیمی و تحصیلی را نیز از جوانان و نوجوانان ما می‌گیرد و آنها مجبور هستند برای زنده ماندن خود و خانواده‌های شان به دنبال نان بروند. در افغانستان کودکان و نوجوانان کارگری که بوت رنگ می‌کنند، و یا به دنبال جمع کردن زباله ها و پلاستیک هستند از درصد بسیار بالایی برخوردار است که آینده‌ی شان نیز مانند امروز شان تاریک خواهد بود چرا که از لحاظ رشد فکری دانش و تحصیل محروم هستند، با مطالعه و خواندن کتاب بیگانه. و تمام دغدغه‌ی شان پیداکردن لقمه‌ی نان است. بیکاری تنها دامن‌گیر مردان این جامعه نیست، بلکه زنان نیز از این معضل رنج می برند. زنان تحصیل یافته نیز بعداز فراغت از دانشگاه سرگردان به دنبال کاری هستند تا بتوانند خودکفا باشند، از درس و دانشی که آموخته اند استفاده نمایند که متاسفانه چنین نمی‌شود. اگر فرصت‌های اشتغال زایی برای جوانان میسر شود بدون شک که استعدادهای درخشانی وجود دارد تا باعث کاهش مشکلات جامعه گردد. اگر روابط بر ضوابط چیره نشود و کار را به اهل کار بسپارند شاهد پیش‌رفت چشم گیری در جامعه خواهیم شد. و اگر تغییرات مثبتی در سیستم آموزشی و معارف به وجود بیاید بدون شک که شاهد استعدادها و خلاقیت ها و کشف اندیشه‌های مبتکر خواهیم بود. در آن صورت زمینه‌ی کار و اشتغال زایی برای جوانان نیز فراهم خواهد شد. بیکاری و فقر به مرور زمان از جامعه و خانواده ها رخت برخواهد بست. بیکاری و فقر باعث در بدری انسانها شده و پیامدهای شوم و ناگواری را به همراه دارد. به امید روزی که این معضل بزرگ از جامعه‌ی ما رخت بربندد، تا جوانان ما بر اساس تخصص و توانایی جذب کار شوند و برای رفع مشکلات جامعه تلاش نمایند، اعتیاد جوانان مارا به سمت نابودی نکشاند. و زمینه‌ی رشد و بالندگی را برای شان فراهم سازد. بیکاری مرگ تدریجی است که زندگی را بر جوانان حرام می‌سازد به امید رهایی از این مشکل بزرگی که امروز سد راه اکثریت جوانان شده است.

مژگان فرامنش

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top