کابوس

                                    
خواب میدیدم که طالب گشته‌ام
آدم جنگی و جالب گشته‌ام
خواب میدیدم که ریشم لر کده
کاکلم از لنگی من سر کده
واسکت من انتحاری گشته است
مردم از پیشم فراری گشته است
کوچ من در لابلای چادری
میخرامد مثل یک کبک دری
دخترم در خانه مانده روز وشب
میفرستد ناسزا از زیر لب
تی وی
و دی وی دی را بشکسته‌ام
سی دی را بابند تنبان بسته‌ام
خواب میدیدم که طالب گشته‌ام
برسر ناتو غالب گشته‌ام
لشکر ناتو ز دست من عذاب
من ز او و او ز من در اضطراب
گاه در هلمند گهی در پکتیا
گاه در غزنی گهی چار آسیا
چهل وپنج کشور به دنبالم روان
شخص «ترامپ» ز دستم در فغان
گاه برادر جان خطابم می‌کند
گاهی، تروریست حسابم می‌کند
خواب می‌دیدم «ترامپ» مرده است
«کرزی-غنی» از مرگش بسی افسرده است
طبق معمول گریه در چشمان او
گریه باشد جان او ایمان او
گریه‌های او مرا بیدار کرد
شام من با گریه خود زار کرد

(هارون یوسفی)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top