مسخرگی!

 

زان روز که فرمان شما مسخره گردید

آن وعده و پیمان شما مسخره گردید

بعد از دو سه ماه چیغ و سخنرانی بیجا

آن چیغس و هذیان شما مسخره گردید

عادل به قفس رفت و ستمکرده رها شد

پالیسیِ زندان شما مسخره گردید

با کرتیِ بی قولِ جوابچاییِ کمرنگ

نکتایی و تنبان شما مسخره گردید

تا تکیه به تنظیم و «دّل» و سمت نمودید

هلمند و بدخشان شما مسخره گردید

با مردم خود وعده‌ی بیجا بنمودید

آن یاوه سرایانِ شما مسخره گردید

در زیر پلِ سوخته بینید چه حال است!

بیچاره جوانان شما مسخره گردید

با تسبیح صد دانه و نا باوریِ تان

باور چه که ایمان شما مسخره گردید

اخراج پناهنده به تصمیم شما شد

جور آمدِ پنهان شما مسخره گردید

بر هر طرف شهر شعارست و منارست

چاراهی و «میدان» شما مسخره گردید

یارآ! چی بگویم به شما انگک و بنگک

هویت افغان شما مسخره گردید

(هارون یوسفی)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

محتوای بیشتر در این بخش:

Go to top