«سر به زیر» و «ستم پذیر» !

مردمِ اين «شهرِ شلوغ» و «پر از درد و دروغ» ،

«سرمایه صداقت» را «نمایه حماقت» «می انگارند»

و «مَکّاری» را کارگشاتر از «دُرُستکاری» «می پندارند».

اینان «رشته راستی» و «فرشته درستی» را

نه با «حُسنِ تدبیر» که با «قُفل و زنجیر» بسته اند!!

در اینجا دروغ نه یک «گُزینه»،که «نهادینه» شده است.

شهروندان یا باید «دروغِ شرارت» را بپذیرند،

یا «یوغِ اسارت» را!

«ارزش ها وارونه» شده و «خیزش ها،واژگونه».

باید «گُرگ» باشی و «ستُرگ»،

و گر نه چون «گوسپند می دَرَندَت» و با «ریشخند می خورَندَت»!

و یا باید «کُلاهِ دیگران را برداری» یا «کُلاهت را برمی دارند»!

یا باید «به شُوکتت بنازی» و «با قُدرتت بتازی»،

و یا «سر به زیر» باشی و «ستم پذیر» !

گویی اینان «تا زِنده اند»،«تازَنده اند»!

...و چه سخت است در این شهر «آزادگی را پاس داشتن»

و «آزادگان را سپاس گزاشتن»!

شفیعی_مطهر

—---------------------------------

مَکّاری: حیله گری،فریب،فریبکاری

ستُرگ: بزرگ، عظیم،بزرگ جُثّه،تنومند،زورمند،خشمناک و گستاخ و ستیزنده

ریشخند: خندیدن به ریش کسی،چاپلوسی برای گول زدن و فریب دادن یا مسخره کردن

شوکت: قوه و قدرت،نیرومندی،جاه و جلال

تازیدن(تاختن) :تندرفتن،حمله بردن،به تاخت درآوردن اسب،(تازَنده: تاخت و تازکننده،حمله ور)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Go to top