تلخ وشیرین

تلخ وشیرین (555)

منتشرشده در: تلخ وشیرین
  بر در ملک پارلمان آمد راست پرسي بلاي جان آمد يکي از بلخ و ديگر از کابل به نماينده گي مان آمد آنکه کشت و ببست و ویران کرد جاي زندان به پارلمان آمد با تيمم به دست خون آلود پارلمان گفته نغمه خوان آمد رأي با ميلهء تفنگ گرفت گرگ ديوانه چون شبان آمد آن که راکت به خانه‌ها مي‌زد چه شد اين گونه مهربان آمد آنکه با طالبان به دعوی بود دست در دست طالبان آمد زين…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  یکی از من پرسید مفهوم انقلاب در ادبیات سیاسی یعنی چی؟ ذهنم بد رقم درگیر یک مفهوم کلان شد، واقعیت این است که انقلاب‌های زیادی در کشور صورت گرفته که بیشتر این انقلاب‌ها به‌خاطر شکم و همسایه شکم رخ داده است. وقتی من به همان یکی که خودش را از نوابغ سیاسی جهان حساب می‌کرد بحث شکم را وارد ادبیات سیاسی معاصر افغانستان مطرح کردم، طرف مقابل هم نزدیک بود چیزی به‌نام شکمبه را که متعلق به اینجانب بود…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  در شگفتم از چــه رو با ما لجــش تا ایــن حــد اسـت آه مــن هــم گــر نگیـــرد، مــادرم آهـــش بــد اســت او گـره‌ها می زنـد، بـا چنـــگ و دنــدان مانـده، مـــن در میـــــان ناکســــــان گـویـنــد او ســــر آمد اســـت بر نگشــته هــر که مشــکل دارد و پیــش وی اســت گوئیــا یکســـویه اسـت این راه و در وی ممتـد اسـت بــس تمــام مشـــکلاتم دســـت آن ناکــــس فـــــتاد ســینه ام تاول زد از بــس روی آن دســت رد اســـت شاید این…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  اکنون نه رد و نشانی از وی در کابل است و نه هم در دیگر ولایات. از طریق ماهواره‌ و بالون‌های هوایی نیز دوستان هرچه تلاش کردند نشانی از وی به دست نیاوردند. مشخصاتش را در گوگل هم که سرچ کردیم فورا در جواب گفت که هو اس هی who is he)) مردی که دستار سیاه به سر و ریش بلند و سپید دارد پس از آن‌که مورد سوء قصد موفقانه و ناگهانی لنگه‌ی کفش قرار گرفت، اکنون نه…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  خانم‌ها اصولا در مورد سن و سال شان بسیار حساس هستند. یعنی جانشان را بگیری سن و سالشان را نپرسی، وقتی هم بحث از سن و سال می‌شود حداقل ده سال سن شان را کم‌تر می‌گویند. مثلا زنی که سی سال عمر کرده باشد برایتان خواهد گفت من بیست ساله هستم؛ اگر روابطش با شما بهتر باشد و یا مجبور است به واقعیت‌ها اعتراف کند پنج سال دیگر را هم به شما تخفیف می‌دهد و می‌شود بیست و پنج…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  اشرف غنی: جناب حکمتیار صایب نظر خودت در مورد پاکستان چی است، به نظرت پاکستان خوب است یا بد است؟ حکمتیار: وخت‌هایی که مه به پاکستان بودم یک کشور خوب است، از همو قوارش فامیده میشه خاندانی مردم استن، به بغل گوش ما است،940 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد و نام خدا 173 میلیون و نهصد هزار جمعیت دارد که بخیر تا شش ماه دیگه یک میلیون دیگه متولد می‌شوند... اشرف غنی: نظر شما چی است استاد سیاف؛ پاکستانی…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  دعا کنید که در افغانستان دو خصوصیت نداشته باشید؛ یکی مقبولی و دیگری مشهوری. مات و مبهوت ماندم، حیران استم، در غم ماندم که پیشتر به کدام دوست و رفیق برسم. یک روز رخصتی اما هزار و یک دعوت. یکی به سونا دعوت می‌کند، یکی به کباب چوپان برگ رستورانت، یکی به سیاحت در پغمان، یکی کلید موترش را می‌دهد، یکی به چکر قرغه دعوتت می‌کند، یکی به خرید در شهرنو، یکی به رفتن به پارک شهر و به…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  وطن ز فتنۀ قـومـی خـراب می گردد روان مــردم میهــن عــذاب می گردد وطـن به ورطۀ فقر و فساد می پوسد هلاک خنجـر قهـر و عتاب می گردد فساد و رشوه کند فلج دست دولت را فقط به چور و چپاول شتاب می‌گردد بـه چنگ تـیـره شـب ظلـم مافـیا مردم زرنج ودرد و تباهی بخواب می‌گردد امید مـردم غمناک و خـسته و مأیـوس به دشت داغ ضلالت سراب می‌گردد کـسی بـه مـردم ما پـاسـخی نـداد نـداد همیشـه پرسش ما…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  دعوای شان که چون شبِ یلدا دراز شد زان دم یکی یکی به پی امتیاز شد غافل از این که بر سر هر کوچه و گذر داعش رسید و فاجعه‌ی جانگداز شد در هر طرف که می‌نگری دَم دَم و دَم است تنبان ما ز وحشت آن٬ بی‌نماز شد شاگرد کله پز به سفارت رسید و لیک: استادِ فلسفه و ریاضی خباز شد گیتار بهر او که نوایش حرام بود تنبور را گرفته و مشغول ساز شد آن کیسه…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  جمعه خان همدرد در حالیکه پنالتی بوت سید عبدالواحد دادشانی را به سوی حکمتیار مورد انتقاد قرار میداد گفته است که: ما می‌دانیم این شوت از کجا صورت گرفته است، به همین خاطر ما با آن کجا می‌دانیم چکار کنیم... سخنگوی حزب اسلامی نیز گفته است که بوت پرتاب شده روی فضا و در فاصله چند سانتی تا بینی امیر مهار شد و با مهارت کامل بوت به روش نینجایی در روی هوا قلع و قمع شد. بوت مذکور…
صفحه1 از56
Go to top