تلخ وشیرین

تلخ وشیرین (519)

منتشرشده در: تلخ وشیرین
دشمن گم گشته باز آید به میدان غم مخور می‌کند این خطّه را تاراج و ویران غم مخور چور کردند سنگ و چوب کندز و تخار را می بَرند تا ناکجـا لعل بدخشان غم مخور از سمنگان تا جلال آباد و بلخ و فاریاب ریده اند در لبلبو و قند بغلان غم مخور طفلکی با مرده‌ی بابای خود در گفتگو ... مادرش دارد هزاران آه و افغان غم مخور پنج‌هزار و اند سالی تاریخ این کشور است نیست اندر خانه…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
از آن روزی که اینترنت بنا شد زن خونه ز مرد خود جدا شد نه چای آماده و نه استکانی   دریغ از پختن یک لقمه نانی سر صبحی که پی جو تا سحرگاه موبایلش روشنه هر گاه و بی گاه گهی اینترنت و واتس آپ و گه چت   پیامک میزنه این خط به اون خط خیالش نی بچه ش داره میمیره خوراکش خورده یا اینکه نخورده خیالش نی که مردش خسته و زار   میاد خونه شبانگاهان سر کار سرش توی…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  در شگفتم از چــه رو با ما لجــش تا ایــن حــد اسـت آه مــن هــم گــر نگیـــرد، مــادرم آهـــش بــد اســت او گـره‌ها می زنـد، بـا چنـــگ و دنــدان مانـده، مـــن در میـــــان ناکســــــان گـویـنــد او ســــر آمد اســـت بر نگشــته هــر که مشــکل دارد و پیــش وی اســت گوئیــا یکســـویه اسـت این راه و در وی ممتـد اسـت بــس تمــام مشـــکلاتم دســـت آن ناکــــس فـــــتاد ســینه ام تاول زد از بــس روی آن دســت رد اســـت شاید این…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
امروز از دفتر به اتاق می آمدم از فرط گرمی سه بار پتلونم از زانو پایان افتاد. زیاد تلاش می‌کردم که چنین نشود٬ اما نمی شد. در عرض راه چشمم به بوتل‌های یخ آب معدنی و نوشابه‌ها می‌خورد که از سرما در یخچال دکان‌ها می‌لرزیدند٬ اما نمی‌شد که بخرم. هرچند پکه و بادبادک هم در اتاق نداریم؛ اما اینجاهم که آمدم برق نبود. از رفیقم خواستم چند دقیقه در سر و صورتم پف کند. این ناجوان تازه نصوار را زیر…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  یاد گذشته‌ها بخیر، وقتی نان سیاسی نبود و نانوایی‌ها هم سیاست زده نشده بودند همه چیز داغ و نرم و خوشمزه بود، حالا از نانوایی سر کوچه نان می‌خری تا می‌رسی خانه، نان سخت و سرد و بی‌مزه می‌شود، از نانوا می‌پرسی چرا نان پس از یک ساعت آنقدر سخت و قاق می‌شود که مجبور می‌شوی همراه یک لقمه کشتی کج بگیری؟ ....می‌گوید: «ما کمی آرد سیاه گد می‌کنیم که مردم دچار تکلیف معده نشوند، آرد سفید به هضمیت…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  این خارجی‌ها هم بیکار هستند هر روز یک مناسبت ایجاد می‌کنند و به مناسبت هر چیزی یک روز را نامگذاری می‌کنند؛ مثلا روز ششم جولای را روز جهانی بوسه نام گذاری کردند تا همدیگر را ببوسند؛ این خارجی‌ها خبر ندارند که ما در سیصد و شصت و پنج روز از سال، ۳۶۵ روز را به‌صورت شرافتمندانه‌ای یک‌دیگر را می‌بوسیم، خسته هم نمی‌شویم، برای بوسیدن بدنبال بهانه هم نیستیم، آنقدر عادت کردیم که مثل روبات عمل می‌کنیم، به تعبیر واضح‌تر…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  درد   خود   را    نتوان   چون  که    مداوا     کردن چاره ای   نیست   به  جز   صبر  و مدارا     کردن روزگاری است  که   ابناء  بشر صف    در    صف ایستادند      پی      معرکه       بر    پا        کردن این یکی  سعی   بلیغش  همه  در  مچ  گیری وان   یکی بسته   کمر   از   پی   افشا     کردن به   همان   قدر   که   میزان    تخلف  بالاست متداول   شده     در    جامعه    حاشا     کردن عده ای   در    پی     نابودی           ارزشهایند به   موازات     حقوق   بشر      احیا      کردن گاه    گویند   که       یکتا       گهر      آزادی رفت  …
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  السلام علی فیسبوکیین اما بعد ! آقایان! بدانید که با لایک زدن و کامنت گذاشتن در پوست‌ها و تصاویر دیگران، عمرتان کوتاه نمی‌شود و اگر خانم‌ها لایک و کامنت بگذارند، وا... با... که به جلدشان ضرر ندارد. ای آنانی‌که شب‌ها تا ساعت ۲ بیدار استید و با سیمین‌ خراسانی، ناهید‌تنها، پری‌چهره‌ مه‌لقا، مرسل‌ عسل و سوسن‌‌ ابراهیمی چت می‌کنید، به وا... که این‌ها در اصل همان عبدل جیب‌غار، غلام سگ‌دم، شاه‌ آغا ترموز بینی و گل‌خان بوجی‌خشتک استند. بدانید…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  یکی از ویژه گی‌های ملت مجاهد پرور ما این است که تا تصویر یک زن را می‌بینند به خود حق می‌دهند هر طور که شده در موردش فکر کنند و نظر بدهند، فرقی نمی‌کند آریانا سعید باشد،، خانم پادشاه عربستان باشد یا همسر رجب طیب اردوغان و یا هم ایوانکا ترامپ و مدونا و جنیفر لوپز؛ یعنی از دیدن و تبصره کردن روی تصویر شاهپری و گل مکی و ننۀ قریش هم دریغ نمی‌کنند. در مورد سیاست‌مداران همه چیز…
منتشرشده در: تلخ وشیرین
  بعضی‌ها در روزهای عید نوشتند که ما پس از عید یک حرکت مدنی خطرناک داریم، من چیزی ننوشتم چون معتقدم که در چند روز عید نباید به فکر هیاهو و جنجال سیاست بود ولی این را باید قبول کنیم که حرکت مدنی با خطرناک بودن اصلا سازگاری ندارد و یا بهتر است، باید گفت که حرکت مدنی یک حرکت غیر خطرناک است، حالا نمی‌شود هر چهره سیاسی بیاید و یک کار سیاسی کند و اسمش را بگذارد حرکت مدنی،…
صفحه1 از52
Go to top