چاپ کردن این صفحه

‍ «پِلَشتِ خاک» یا «گُلگشتِ افلاک»؟!

نه در «دارِ مستی»،که در «مدارِ هستی»،

هیچ «رهرو راستین» و «پیشرو جهان بین»،

بدون گذر از «گردنه سختی» به «گردونه خوشبختی» نمی رسد.

یوسفِ صدیق را نه تنها با «چالش چاه»،که با «بالش جاه» نیز «آزمودند»،

تا «دلبستگی های دون» و «گُجستگی های درون» را از او «زدودند».

«قطره ای از آب» ،به عنوان«شطره ای از خیزاب»،

آن گاه می تواند «پرواز از موج» را بر «فراز اوج» بیاغازد،

که وجود خود را از «آلایش رسوب ها بپیراید»

و به «آرایش مطلوب ها بیاراید».

انسان نیز برای پرواز از «پِلَشتِ خاک» به «گُلگشتِ افلاک»،

باید هر گونه «رشته پیوند» و «سرشته کمند»،

که او را «اسیرِ خاک» و «درگیرِ این مَغاک»می کند،

«دل بردارد» تا خود را «آزاد انگارد»!

شفیعی_مطهر

---------------------

پلشت: پلید،آلوده،چرکین،چرک آلود

دار:خانه، سرا،شهر

گردونه:چرخ،ارابه،گاری،هر چیز شبیه چرخ که دور خود بچرخد

چالش: جنگ و جدال،جولان و حمله

گجسته:خبیت،ملعون،پلید و ناپاک،(گجستگی: پلیدی،ناپاکی)

شطر(شطره):جزء،پاره،نیمه،پاره ای از چیزی

خیزاب: موج،کوهه آب