«کانِ زر» یا «دُکانِ ضرر»؟!

چه سخت است «خورشید باشی و نتابی» و «طوفان باشی و نشتابی».

چه دشوار است «ابر باشی و نباری» و «اهل قلم باشی و ننگاری»!

چه ابلهانه است که عقل داشته باشی و «خرد نوَرزی» و «به خود نیَرزی».

آن که «گوش آفریده»،«هوش هم بخشیده»،

و آن که «دیده داده»،«ایده هم نهاده».

«رسالتِ جوان» و «دلالتِ انسان»

«یافتن این نبوغ ها» و «تافتن این فروغ ها» است.

این «شخصیّت های شکفته» اند که می توانند «ظرفیّت های نهفته» را

از «کسالتِ اِنفعال» به «حالتِ فعّال» در آورند.

همه انسان ها می توانند«کانِ زر» باشند،یا «دُکانِ ضرر».

اگر انسان ها «کانونِ نبوغ» و «قانونِ بلوغ» را کشف کنند

و «نیروهای خفته» و «آرزوهای نهفته» را

از «احتکار» به «ابتکار» درآورند،

می توانند«چشمه جوشانِ زر» و «سرچشمه کوشانِ گهر» باشند

و «جاودانه بپایند» و «خردمندانه بیاسایند»

و گرنه چون «لندهوری از برف» در «تنوری ژرف»

رو به «خُمودی» و «نابودی» می روند!

شفیعی_مطهر

----------------------------

کان: معدن

به خود نیَرزی: به خودارزشمندی نرسی،احساس خودارزشمندی نکنی

ایده: اندیشه،فکر،رای،عقیده

تافتن: برافروختن،پرتوافکندن

احتکار: انبارکردن و بهره نبردن از آن

لَندِهور: انبوه ،توده بزرگ،شخص قوی هیکل و بلندقد

خُمودی: خاموشی،بیهوشی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

محتوای بیشتر در این بخش:

Go to top