کانون فرهنگی وهفته نامه عصر نو


به نام خدا
 

درنگي كوتاه بر زندگي سيدحسن صفايي
 

سيدحسن صفايي در سال 1342خورشيدي در قريه پاي زيارت ميرسيدعلي از توابع ولسوالي بلخاب ولايت سرپل ديده به جهان گشود. خواندن و نوشتن را در مكتب خانه قريه فراگرفت. صفايي تحصيلات متوسطه را در ليسه سيدجمال الدين در مركز بلخاب ادامه داد و براي آموختن تحصيلات عالي، مدتي در حوزه علميه امام صادق(ع) در زوك و نيز چندي در حوزه علميه عالميه دهن شرط به تحصيل علوم و دانش هاي ديني پرداخت.
صفايي در حالي كه در آغاز جواني و اوج استعداد و توانايي براي ادامه تحصيل بود، ناگهان تندباد حوادث و جريانات سال 1357 با كودتاي گروه هاي چپ در كشور از راه رسيد و سيرطبيعي زندگي ملت افغانستان به خصوص نسل جوان و از آن ميان او را دگرگون كرد. او مانند بسياري از هموطنان با غيرت خود، به ناچار درس و كتاب را رها كرد و به جاي آن تفنگ بردوش انداخت و به عضويت در جبهه متحد انقلاب اسلامي درآمد. ايشان در ضمن جهاد بر ضد ارتش متجاوز سرخ، براي فعاليت هاي فكري و فرهنگي به جمهوري اسلامي ايران و كشور پاكستان سفر كرد و آموزش هاي لازم فرهنگي و سياسي را در آن كشورها فراگرفت. سپس به وطن بازگشت و دوشادوش مردم و ديگر مجاهدان، جهاد بر ضد ارتش سرخ متجاوز اتحادجماهيرشوروي را تا بيرون راندن آن ارتش و پيروزي نهايي ادامه داد.
صفايي، در زمينه سازي براي تشكيل حزب وحدت اسلامي در منطقه فعاليت بسياري كرد و پس از به وجود آمدن آن حزب، به عضويت آن در آمد.
پس از پيروزي جهاد، در حالي كه برخي از رهبران و فرماندهان جهادي به نزاع و كشمكش بر سر تصاحب قدرت و تصفيه حساب هاي خونين داخلي مشغول شده بودند، صفايي هوشمندانه ارايه خدمات فرهنگي به نسل جوان و تشنه دانش را همّت خويش قرار داد. او در ضمن فعال نگهداشتن كليه مكاتب ولسوالي بلخاب، براي سروسامان دادن به وضعيت دانشجويان سرگردان بلخاب، سانچارك، سرپل و بلخ خوابگاه دانشجويي را با هزينه هاي آن در مركز بلخاب تدارك ديد و نسل جوان را به رفتن به دانشگاه و ادامه تحصيل تشويق و راهنمايي و كمك كرد. حاصل اين تلاش مفيد و مؤثراو اكنون در حضور صدها جوان دانشجو و دانش پ‍ژوه در دانشگاه هاي شمال و ادارات و نهادهاي فرهنگي كشور و نيز دانشگاه هاي برخي كشورهاي همسايه قابل بازيابي مي باشد.
چيزي نگذشت كه كشور افغانستان مورد تاخت و تاز و هجوم بي رحمانه گروه هاي متحجّر و عقب گراي طالبان و القاعده قرار گرفت. صفايي بازهم به سنگر جهاد و مقاومت شتافت، سلاح برگرفت و مجاهد مردان ضدطالب را در اطراف خود گردآورد. با پيشروي طالبان به سوي مركز و شمال كشور و تسخير اين مناطق توسط اين گروه مزدور بيگانه، صفايي به دره استراتژيك بلخاب عقب نشست و با حمايت و همراهي مردم،آن را به مهمترين مركز مبارزه با طالب و القاعده تبديل كرد.
در شرايطي كه برخي از سياست مداران و رهبران نامي كشور، از ادامه مبارزه با طالبان و القاعده مأيوس شده بودند، يا به كشورهاي خارج رفته و به دنبال پناه گاه امن و دايمي مي گشتند و يا براي سازش با طالبان و قرارگرفتن در كنار حكومت آن تلاش مي كردند، صفايي، بلخاب را به دومين سنگر مقاومت پس از پنجشير تبديل كرد. او توانست از بلخاب، يك مركز اصلي مبارزه با طالب بسازد. با اين كار صفايي، رهبران جهادي روحيه خود را باز بافتند و از خارج و داخل به سوي بلخاب سرازير شدند.
چيزي نگذشت كه بلخاب با محوريت صفايي به مركز جنگ با طالب تبديل شد، شخصيت هاي مهمي چون جنرال دوستم، اميراسماعيل خان، حاج محمدمحقق، عبدالكريم خليلي، عالمي بلخي، عطا محمدنور، عبدالچريك و ديگر رهبران جهادي، اميدي از دست رفته خود را باز يافتند و از خارج و داخل كشور به بلخاب آمدند و جهاد بر ضد طالب را سازماندهي و رهبري كردند. اين گونه بود كه مقاومت ضد طالب از بلخاب به نقاط ديگر كشور گسترش يافت و بلخاب پس از پنجشير به عنوان دومين پايگاه مقاومت بر ضد طالب جايگاه خود را در كشور تثبيت كرد و سيدحسن صفايي پس از شهيداحمدشاه مسعود، دومين سنگردار مقاومت ضد طالب در افغانستان شناخته شد.
پس از شكست طالبان و القاعده و آمدن تحولات جديد در سال1380، صفايي به فعاليت هاي سياسي و فرهنگي خود بازگشت و اين بار با توان و انرژي بيشتري اهداف اسلامي و ملي خود را در قالب برنامه هاي فرهنگي و سياسي ادامه داد. ايجاد كانون فرهنگي عصرنو و تأسيس هفته نامه عصرنو در مزارشريف، ايجاد خوابگاه هاي دانشجويي در شهرهاي مزارشريف، شبرغان و سرپل، مساعدت مالي و فكري به دانشجويان مستحق و با استعداد قسمتي از فعاليت هاي او در بخش فرهنگي است.
از ديگر كارهاي فرهنگي صفايي مي توان به فعاليت هاي وسيع او براي توسعه و همگاني كردن آموزش هاي قرآني اشاره كرد كه براي اولين بار در سطح وسيع و سازمان يافته در شهر مزارشريف به راه انداخت و اكنون در تمام شهر گسترش يافته است.
سيدحسن صفايي از گذشته هاي دور روابط نيك و خوبي با برادران اهل سنت خود در مناطق مختلف شمال داشته است؛ اين رابطه پس از هجوم طالبان و مهاجر شدن مردم و چهره هاي شاخص جهادي به دره بلخاب، ابعاد ديگري پيدا كرد. از آن پس او در گرم تر شدن روابط برادرانه بين پيروان دو مذهب تسنن و تشيّع در صفحات شمال نقش مثبت و سازنده داشته است. از نمودها و مظاهر اين تلاش وحدت طلبانه، برگزاري راهپيمايي ها و گردهمايي هاي مشترك برادرانه پيروان دو مذهب بزرگ اسلامي به مناسبت هاي مختلف از جمله حمايت از مبارزات مردم مسلمان فلسطين و لبنان و مراسم عاشوراي حسيني در ماه محرم هر سال در روضه مبارك است. ديگري راهپيمايي و نماز جمعه وحدت آفرين روز قدس، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان هر سال مي باشد. اين برنامه هاي با شكوه كه به پيشنهاد صفايي و همكاري مسؤلان ولايت بلخ و علما و شخصيت هاي مؤثر شيعه و اهل سنت هرسال برگزار مي شود، اوج برادري و همدلي و همراهي پيروان دو مذهب اسلامي را به نمايش مي گذارد و گامي است بلند براي تحقق وحدت ملي در كشور افغانستان.
صفايي به تازگي در عرصه سياسي با همفكران خود گام مهمي برداشته و حزب اعتدال افغانستان را بنياد نهاده است. اين حزب با هدف تأثيرگذاري مثبت و سازنده در حركت هاي ملي و با همّت و تلاش جمع كثيري از عناصر سياسي و فرهنگي كشور در سال 1388 فعاليت خود را آغاز كرده است.
در پايان فهرست برخي از مسوليت هاي سياسي، فرهنگي، نظامي و اجتماعي را كه سيدحسن صفايي تا كنون به آن ها پرداخته است مي آوريم:
1ـ به عهده گرفتن مسوليت هاي نظامي در دوران جهاد كه برخي از آن ها از اين قرار است: قوماندان غند زيد شهيد در ولسوالي بلخاب، قوماندان فرقه 514 در مزارشريف و قوماندان غند 21 در چوكات فرقه 35 در كابل؛ 2- حضور در پروسه انتقال قدرت؛ 3ـ شركت در لويه جرگه اضطراري؛ 4ـ عضويت در لويه جرگه تصويب قانون اساسي به عنوان وكيل منتخب؛ 5 ـ دريافت تقديرنامه درجه اول از رياست محترم دولت انتقالي؛ 6 ـ عضويت در كميسيون امنيتي صفحات شمال؛ 7ـ عضويت در شوراي عالي نظامي صفحات شمال؛ 8 ـ رياست و عضويت در شوراي مشورتي احزاب اسلامي شمال؛ 9ـ رياست شوراي اجرايي شمال؛ 10ـ مسوليت كانون فرهنگي عصرنو؛ 11ـ صاحب امتيازي هفته نامه عصرنو؛ 12ـ وكيل منتخب در شوراي ولايتي ولايت سرپل؛ 23- حمايت همه جانبه از تأسيس و بازسازي مكاتب و مدارس علميه 14ـ همكاري مستمر در پروژه بازسازي بارگاه امام زاده يحيي بن زيد شهيد در سرپل.
صفايي، اكنون تلاش مي كند و اميدوار است بتواند در سايه صلح و امنيت و ثبات و بازسازي كشور به آرزوهاي بلند و مقدس فرهنگي و ديني و ملي خود در كشور دست يابد.