حضرت امام علي (ع) فرمودند:اگر آسمان ها و زمين بر بنده اي سخت شود و او از خداي بترسد، خداوند راهي از آن دو براي او قرار خواهد داد و روزيش را از جايي كه گمان نداشته باشد خواهد رساند.                       غرر الحكم، حديث 8280

شنبه 15 حمل 1388 / 4 اپريل 2009 / 8 ربيع الثاني 1430

در اجلاس لاهه، چه نصیب افغانستان شد؟

 

هفته گذشته، یکی از بزرگترین نشست های جهانی در مورد آینده افغانستان در شهر لاهه هالند برگزار گردید. در این نشست که با حضور بیش از هفتاد کشور دایرگرديده بود، تمام راه های ممکن برای پایان بحران افغانستان بررسی شد.
اما آنچه مهم است اینکه در پایان، اين اجلاس چه نصیب افغانستان شد؟ کشورهای شرکت کننده هر کدام به مسایلی پرداختند.که برای کشورهای خودشان بیشترین اهمیت را داشت. مواد مخدر یکی از بزرگترین مشکلات باقیمانده در افغانستان است، و کشور ما هنوز بزرگترین تولید کننده کوکنار جهان می باشد. نداشتن پلیس مسلكي و با معاش مناسب هم، از دیگر معضلات دولت کابل است، هر چند تا به حال در راه تعلیم پلیس حرفه ای در افغانستان برنامه ای چیده نشده است، اما اگر این چنین شود بدلیل وضعیت نامناسب معیشتی خانواده های پلیس، کنترل فساد نا ممکن خواهد بود.
پناهجویان نیز از دیگر معضلات دولت افغانستان هستند، میلیون ها نفر در کشورهای همسایه و دیگر کشورها به صورت قانونی و غیر قانوني اقامت دارند که همه منتظر هستند تا شرایط برای بازگشت آنها محیا گردد، اما تاکنون هیچ قدم کاربردی در جهت بازگشت مهاجرین برداشته نشده است. مرزها نیز از جمله مسئله سازترین بحث های امنیتی کشور است. هنوز پلیس و اردوی افغانستان نتوانسته اند مرزها را امن نگهدارند و مانع از ورود و خروج تروریستان و مواد مخدر شوند.
اما راه حل های ارایه شده مانند گذشته همان گفتگو با طالبان بوده است. جهان سعی کرد طالبان را دو گروه معرفی کند، طالبانی که می توان آنها را از تروریستان به شهروندان عادی تبدیل کرد و طالبان افراطی که امکان مصالحه با آنها نبوده و باید آنها را از بین برد. اهمیت همسایگان نیز جزو راهکارهای جدید است، جهان در حال بررسی نقش همسایگان در تحولات افغانستان است و اینکه آیا آنها می توانند مانع گسترش تروریسم و بهتر شدن اوضاع و ثبات در افغانستان باشند یا خیر؟
آمریکا نیز با ارایه استراتژی خود، بار دیگر تاکید بر افزایش نیروهای نظامی داشته و نیروهای آموزشی خود را در افغانستان افزایش داده است. آنها بدون توجه به ریشه های تولید کننده تروریسم، به افزایش نیروها تکیه می کنند.
آنها همچنین از اروپا خواسته اند نیروهای نظامی و مستشاران بیشتری به افغانستان ارسال کنند، ولی جامعه اروپا علاقه ای به چنین اقدامی ندارد و نظامیان خود را بیشتر در مناطق امن افغانستان نگه می دارد. در پایان نفع افغانستان در چیست؟ در پاسخ به این سوال جواب های بی شماری ارایه شده است، اما تمام کارشناسان عقیده دارند، تروریسم باید از ریشه خشکانیده شود، کارهای سطحی و مقطعی کاری از پیش نمی برد مگر آنکه هدفی غیر از حفظ آرامش و مبارزه با تروریسم مد نظر باشد. فقر، بی سوادی و بی کاری ریشه های تروریسم هستند در حالی که هیچ توجهی به این بخش ها صورت نگرفته است. در هالند هیچ کشوری به اهمیت ایجاد کار برای جوانان و مردان افغانستان توجه نکرد و هیچ کشوری دست بروی افزایش کیفیت دانشگاه ها و مکاتب نگذاشت، و در نهایت تنها به ادامه کمک های استعمارانه تاکید شد.
پلیس، اردو و کارمندان دولتی همه به حقوق و مزایای اقتصادی نیاز دارند تا فساد اداری نابود شود، مردم به کار نیاز دارند تا به طالبان نپیوندند، زارعین به سیستم آبرسانی، مبارزه با آفات، کود کیمیاوی و ماشین آلات کشاورزی نیاز دارند و محصلین به دانشگاه هایی در سطح مناسب برای کاربردی کردن دروس خود احتياج دارند، مردم به شفاخانه نیاز دارند تا از مسافرت های پر خرج به پاکستان و هند خلاص شوند و کاهش مرگ و میر مادران را شاهد باشیم. شهر ها به نظام شهرداری جدید و تکمیل مواد بهداشتی نیاز دارند و این ها همه نیاز به توجه جامعه جهانی، کشورها همسایه، آمریکا، اروپا و دولت کابل دارد، در حالی که تا به حال به نکاتی چون مبارزه با تروریسم بوسیله نابود کردن مزارع کشاورزان فقیر، مبارزه با تروریسم با بمباران خانه های غیر نظامیان، مبارزه با فساد اداری با تبدیل و تعویض پست های مقامات و اینچنین برنامه های بی بنیادی رو برو بوده ایم. دنیا باید بداند تا زمانی که اصل تعهد و تخصص در افغانستان به جریان نیافتد و کار به کاردان سپرده نشود وضع به همین شکل خواهد ماند، هر چند از شواهد اینچنین بر می آید که خواست بعضی از کشورها هم همین است!
 

ALL MATERIALS ARE COPYRIGHT © DESIGNED BY AFGTEC.COM