|
اتحاديه هاي جماهيري همچنان زنده اند!
سر مقاله
هفته گذشته، طي يک عمليات انتحاري گروهي، تعدادي از
مخالفين دولت اقدام به انفجار بمب در ساختمان هاي وزارت هاي مختلف
افغانستان کردند.
شايد تکرار اينگونه حوادث در افغانستان و شنيدن اخباري از اين دست، خبر
تازه و جديد نباشد، اما بايد توجه داشت که طي هر کدام از اين عمليات ها،
تعداد زيادي از مردم بي گناه کشورمان به خاک و خون کشيده مي شوند و هرگز
کسي احوالي از بازماندگان و خانواده اي که با تازگي يتيم شده اند نمي پرسد.
عمليات هفته گذشته و نزديک بودن آن را 26 دلو، روزي که قشون سرخ شوروي
بصورت کامل از افغانستان خارج شدند، هر افغانستاني را به تامل وا مي دارد.
بيش از سه دهه از انقلاب مردم افغانستان عليه اتحاد جماهير شوروي و کسب
آزادي از ابرقدرت وقت مي گذرد، اما حاصل آن چه بوده است؟
رئيس جمهور کرزي دست دوستي به سوي روس ها دراز مي کند و شايد به فکر آن است
که بتواند متحدي قوي تر و وفادار تر نسبت به ايالات متحده يافت کند، ولي
آِيا بازي هاي سياسي پشت پرده و فشار هاي مخوف دست هاي قدرت و استثمار در
افغانستان اجازه چنين کاري را به وي مي دهد؟
آيا سال هاي طولاني درس و تجربه براي اين ملت کافي نيست؟ اکنون هر طفل
خوردسال اين ملت مي داند که نه انگيس، نه آمريکا و نه روس ها در اين کشور
براي خدمت رساني و کمک نمي آيند، پس چرا بعد از پنج سال رياست جمهوري يک
مرد و حکومت وي در اين مدت، هيچ نشانه ا ي از تغيير و ايجاد ثبات بر مبناي
حفظ حاکميت ملي و تکيه بر قواي بومي بوجود نيامده است؟ اگر قرار باشد
ديگران کمکي کنند و ما را بر پاي خود استوار کنند تا به حال نتيجه مي داد.
اما چيزي ديده نشده است.
هفته گذشته قلب افغانستان و مرکز کنترل کشور و يکي از مهمترين وزارت خانه
هاي افغانستان مورد حمله قرار گرفت و به همگان فهماند که يا امنيت واقعي
وجود ندارد و يا دليلي براي حفظ امنيت در ميان نيست. مصرف مبالغ هنگفت و
اعزام هزاران هزار نيرو و استفاده از مجهزترين ارتش هاي جهان براي جلوگيري
از حمله انتحاري در پايتخت کافي ست اما واقعا چرا همچنان کابلي ها در خاک و
خون مي غلتند؟
26 دلو در افغانستان ياد آور غرور ملت مسلمان و آزاده افغانستان است، اما
اين غرور سال هاست که زير بازي هاي بين المللي و سياسي ابر قدرت ها و
کشورهاي استعمار گر مدرن زير پا نهاده مي شود. انتظار مردم افغانستان قبل
از هر کس ديگر نسبت به حکومت خود بيش از تامين امنيت و ايجاد رفاه و آسايش
مردم است، اما با وجود گذشت سال هاي زياد از جنگ با شوروي ما هنوز گرفتار
شوروي هاي زيادتري هستيم.
|