اوباما و بحران هايي براي حل و فصل!
هفته گذشته، مردم آمريكا به پاي صندوق هاي رأي رفته و مهمترين انتخابات كشورشان را همانند ديگر كشورهاي جهان برگزار كرده و رأي خود را در صندوق ها ريختند.
انتخاباتي كه نتيجه آن تاثير مستقيم بر روند سياست هاي جهان و ديگر كشورها دارد، يكي از اين كشورها افغانستان و برنامه هاي آينده آن است.
اين انتخابات از سوي بسياري مورد تحليل و بررسي قرار گرفته، عده كثيري معتقدند كه ايالات متحده در زمان جرج بوش خسارات زيادي را متحمل شد، از جمله بوجود آمدن دو جنگ در افغانستان و عراق كه بدون شك پر هزينه است و نياز به اعزام قواي نظامي زيادي دارد، همچنين واقعه 11 سپتمبر نيز در دوره جرج بوش بوقوع پيوست، اين عده بر اين باورند كه بوش به مسائل عمومي جهاني كه خطرات آن به مراتب خطرناك تر از تروريسم است توجهي نكرده است، از جمله بحران گرم شدن زمين و افزايش آلودگي هوا و يا افزايش بيماري ايدز در گوشه و كنار دنيا.
اين جناح معتقدند كه كشور آمريكا زماني به بوش رسيد كه داراي وضعيت مناسب مالي و اعتبار پولي قدرتمندي در جهان بود و قواي نظامي آن در بهترين حالت خود قرار داشت، ولي سياست ها و تصاميم بوش در دوره كاري خود، ارتش قدرتمند آمريكا را چند تكه كرده و به شدت فرسوده و خسته نموده، در ضمن تلفات مختلف در كشورهاي در حال جنگ نيز قابل توجه است.
در اين ميان، وضعيت بحراني بازار هاي اقتصادي جهان و مشكلاتي چون ورشكستگي بانك هاي بزرگ و بيمه هاي قدرتمند آمريكايي نشانه هايي از وضعيت رو به تضعيف اقتصاد دلار و آمريكا هستند، البته دراين ميان بايد به كسري بودجه و افزايش مصارف دولت بوش نيز اشاره كرد.
در مقابل عده اي هم معتقدند كه در دوران بوش، تروريزم در حوزه بين الملل كاهش يافته و تنها در چند كشور كوچك و مشخص محاصره شده است. بدين شكل بوش توانسته خطر تروريزم را در افغانستان، عراق و همسايگان اين كشورها محدود و به مبارزه با آن بپردازد.
با تمام اين مسايل، آنچه كه قابل تامل است، ميراثي است كه رئيس جمهور جديد آمريكا صاحب آن خواهد بود. مسئله فلسطين با تمام برنامه ريزي ها و تلاش هاي آمريكا در گذشته بلاتكليف و لا ينحل باقي مانده است، هرچند بارها طرفين درگير بواسطه ايالات متحده در شرم الشيخ و ايالت هاي آمريكا به پاي مذاكره نشستند.
افغانستان نيز همچنان نا امن و در حال مبارزه با تروريزم و طالبان است و خطر شكست نيروهاي بين المللي با طالبان دور از انتظار نيست، در كنار افغانستان، عراق نيز با شرايط نا مطلوبي در برابر رئيس جمهوري آمريكا عرض اندام مي كند، كشورهايي كه سال هاست آمريكا را در خود مشغول نگاه داشته اند.
داستان خلع سلاح سازي كره شمالي نيز نا مشخص به حال خود رها شده است و قضيه انرژي اتمي جمهوري اسلامي ايران و تحريم هاي پياپي آن و شايعاتي مبني بر حمله نظامي آمريكا به اين كشور هنوز از روي ميز سياست كاخ سفيد جمع نشده است.
بحران اقتصادي و شرايط نابسماني كه بانك ها و بورس هاي معتبر جهان با آن مواجه هستند نيز نياز به تدبر و برنامه ريزي هاي كارشناسانه و مدبرانه اي دارد كه اوباما بايد در مورد آن فكر كند، البته اين موضوع به ديگر كشورها و قاره ها نيز رسيده است و به ارزش دلار لطمه هايي وارد نموده.
بررسي و پيش بيني برنامه هاي كاري رئيس جمهوري جديد آمريكا به هر شكلي كه باشد، مستقيماً در تحولات كشور ما نيز تاثيرات مستقيم و محسوسي خواهد داشت، اين مسئله به گفته تحليل گران با انتخابات رياست جمهوري كشور ما نيز كه به زمان آن مدت كمي باقي مانده است گره مي خورد و بر روند انتخابات و آينده حكومت افغانستان تاثير دارد.
مردم مظلوم افغانستان بعد از سال ها تجربه جنگ و خشونت و بعد از پشت سر گذاشتن رئيس جمهوري كرزي و ديدن فعاليت هاي وي در اين مدت ، تجربه هاي جديد از انتخابات چه در سطح رياست جمهوري و چه پارلماني و شوراهاي ولايتي بدست آورده و مطمئناً در انتخابات بعدي اين نتايج تاثير گزار خواهند بود.
رئيس جمهور بعدي كشور ما، هر كس كه خواهد بود شرايط سختي در افغانستان خواهد ديد و او نيز مانند اوباما داراي شرايط و اوضاع نابسمانان فراواني است كه از حكومت فعلي به وي به ميراث خواهد ماند و مردم بسياري در انتظار تغييرات در زندگي و حكومت خود در افغانستان هستند.