|
17 اسد؛ روز فراموش ناشدني در تاريخ افغانستان
ــ دکتر عبدالقیوم فدوی
تابستان 1377 برای شمال نشينان افغانستان فصل پرحادثه ، وحشتزا، ستمبار، غم انگيز و خونينی بود!
مليشه های خشن و خونريز طالبان، با برنامه های وسيع و نقشه های دقيق و سهم فعال و مستقيم آي اس آي پاكستان و حضور بيست هزار تن از تروريست های بن لادنی و هزاران تن ديگر از وهابی های سپاه صحابه ، با نقل و انتقالات کاروان های خطوط هوائی پاکستان، از کويته، پشاور و قندهار، به هرات و بادغيس، پشت خطوط دفاعی فارياب تجمع نمودند.
همچنين طالبان، اين اجيران اجنبی، با استفاده از ضعف ها و اختلافات سران "جبههء متحد اسلامی برای نجات افغانستان"، فعاليت های سری و مخفی اوپراتيفی خويش را در سراسر صفحات شمال به سطح وسيعی آغاز کردند.
پس از چند روز درگيری در اطراف فارياب و مقاومت های ضعيفی که در برابر آنان صورت گرفت، سرانجام خطوط دفاعی جبههء متحد شکسته شد و شمال کشور تا پلخمری ، باميان و مناطق هزاره جات کلأ به کام مهاجمين سقوط کرد.
فقط از مجموع ولايات شمال، چون فارياب، جوزجان، سرپل، بلخ، سمنگان، بغلان و صفحات مرکزی کشور مثل باميان، غور و بادغيس و...صرف مردم بلخاب، با فرماندهی محترم سيد حسن صفائی بلخابي، لباس رزم و دفاع از اسلام، حيثيت مقدس جهاد و ناموس مام وطن پوشيدند و مردانه کمر همت بستند و با دست خالی و اتکاء به ايمان، در برابر سيل تهاجم دشمنان ايستادند و طلسم جادوئی پيشروی های مليشه های پاکستانی، تروريست های بين المللی و مافيائی را درهم شکسته و ديگران را نيز به اين باورمندی رساندند که در برابر طالبان خونريز و متجاوز هم می شود ايستاد و مقاومت کرد.
آنگونه که فوقأ نيز اشاره رفت، با هجوم وسيع و گستردهء گروه طالبان با پشتوانه پاکستانی ها و تروريست های بين المللی و مافيائی در تابستان 1377 به صفحات شمال و مرکزی هزاره جات، ساحات وسيعی به اشغال آنها درآمد و فقط ولايات پروان، کاپيسا، تخار و بدخشان بدست جبههء متحد ماندند و نقطهء کوچکی هم در سراسر24 ولايت ديگر به نام "ولسوالی بلخاب" در قلمرو ولايت سرپل!!
برای ازهم گسستن مقاومت های بلخاب هم چه نقشه ها و توطئه های شومی که از طرف پروتوکولی ها ريخته نشد و چه دالرها و کلدارهائی که برای انداختن اين سرزمين حماسه آفرين به دامن طالبان سرمايه گذاری نگرديد!!
اما مردم مجاهد پرور بلخاب، قاطعانه تصميم گرفتند تا در برابر طالبان و حاميان شان قدعلم نمايند.
سرانجام در اوائل برج سنبلهء 1377 بلخابيان قهرمان در منطقهء چنبر و غلبيل(غربال) واقع در شمال آبکلان از توابع سانچارك، خط دفاعی کشيدند و با مقاومت های باور نکردنی، صفحهء زرينی را در تاريخ فخر آفرين کشور ستمسوز و تسخير ناپذيرافغانستان نقاشی کردند.
بطور نمونه اگر به عرض برسانيم ، در اولين برخوردی که به تاريخ 20/6/1377 بين مجاهدين تحت فرماندهی قوماندان سيد حسن صفائی( که تعدادی از نيروهای تحت فرمان شهيد مجاهد و شهيد قوماندان عبدالچريک و نيروهای تحت فرمان قوماندان جمعه اکبری نيز در کنار ش قرار داشتند) و نيروهای پنج - شش صد نفری چند مليتی طالبان در نقطهء ياد شده بوقوعپيوست، طبق آماری که اهالی سانچارك گرفته بودند، طالبان در جريان درگيری ها ، تعداد 74 جنازهء خود شان را به وسيلهء مردم منطقه بر موترها بار زده، به طرف سرپل و سپس شبرغان بردند تا توسط طياره به قندهار و پاکستان انتقال دهند.
در اين درگيری، تعداد کثيری هم از مهاجمين زخمی شده بودند و غنائمی نيز از آنها بدست مجاهدين افتاد.
از جانب مجاهدين ، فقط يک نفر به نام عزيز ولد سلطان از قريهء باجگاه بلخاب شربت گوارای شهادت نوشيد که روحش شاد و ياد و خاطره اش جاويدان باد.
همينطورمقاومت های کمنظير مردم بلخاب و آبکلان در برابر حملات متواتر گروه خشونت پيشهء طالبان و حاميان خارجی آنان ادامه يافت و مجاهدين سربکف بلخاب و سانچارك، دامنهء مقاومت های خويش را گسترش داده ، مجاهدين ولسوالی های گوسفندی، تگزار، امرخ وزاری، دره صوف، کوهستانات سرپل و چراس نيز با مردم بلخاب دست بدست هم داده مناطق خويش را از سلطهء گروه متحجر طالبان آزاد ساختند.
جنگ ها و مقاومت ها در دامنه های مناطق ياد شده همچنان با شدت و حدت ادامه يافت.
در نتيجه بلخاب به مأمن مطمئنی تبديل شد برای قوماندانان، مجاهدان و شخصيت های سياسی و نظامی که در شهرها تحت تعقيب مهاجمين طالب قرار گرفته بودند.
آنگاه برخی از رهبران تنظيم ها و چهره های شاخص ملی و جهادی ، چون محترم استاد محقق ، محترم سترجنرال دوستم، محترم سترجنرال اسمعيل خان، محترم سيدحسين عالمی بلخی، محترم حاجی رحيم ايوبی، محترم قوماندان احمدخان سمنگانی، محترم مولوي صاحب ظريف، محترم فضيل كريم ايماق و مولوي صاحب جمالي فاريابي، آمر كريم ارشد، مولوي صاحب توكلي از بادغيس، مولوي دين محمد، مولوي عطا محمد از ولايت غور، سيد واسع آقا از ولايت فارياب، نمايندگان شهيد احمد شاه مسعود، مولانا قربان، رئيس داوود، مولانا عبدالله، انجينير امين از ولايت پنجشير، لعل قوماندان، حاجي عبدالرحمن سرجنگ از ولايت جوزجان، آقاي جوهري از ولايت باميان، محترم ستار درزابي، حاجي محمد عبده از ولايت بلخ و فقير محمد جوزجاني يکی پس از ديگری وارد بلخاب گرديده، مبارزات شان را در برابر دشمنان متجاوز و سفاک طالبان و نيروهای مافيائی القاعده ، از همين استقامت از سر گرفتند.
دامنهء جنگ ها و درگيری ها در برابر تجاوز پيشگان بيگانه روز بروز گسترش و ابعاد وسيع بخود می گرفت که حادثهء وحشتناک 11 سپتمبر به وقوع پيوست و تروريست های بين المللی القاعده، به رهبری اسامه بن لادن، با کوبيدن طيارات مسافر بری بر برج های ساختمان مرکز تجارت جهانی در نيويارك، هزاران نفر بيگناه را به فجيع ترين وضع به قتل رساندند !!
سرانجام اعمال شنيع آنها اين شد که گليم سلطهء طالبان و تروريست های القاعده از خاک افغانستان جمع گرديد و طبق مفاد موافقتنامهء بن ، ادارهء موقتی ، تحت رياست حامد کرزی بوجود آمد و پس از تشکيل اجلاس تاريخی و عنعنوی لويه جرگه، کشتی آرمانخواهی ملت افتخار آفرين افغانستان، به ساحل صلح، ثبات ، وحدت و يک پارچگی ملی لنگر انداخت.
در اخير، موفقيت برای همهء خدمتگزاران به کشور و ملت را از بارگاه خداوند متعال آرزو منديم. |