حضرت امام موسي كاظم (ع) فرمودند:بهترين چيزي كه بنده بعد از شناخت خدا به وسيله آن به درگاه الهي تقرب پيدا مي كند، نماز است.

شنبه 12 دلو 1387 / 31 جنوري 2009 / 4 صفر المظفر1430

گفتاري در دين شناسي

حجت الاسلام و المسلمين احمد اميد                            قسمت چهارم

اهل منطق در ابتدا تعريف را به حد تام و ناقص و رسم تام و ناقص تقسيم كرده اند، حد تام آن است كه جميع ذاتيات شي را احتوا كند و حد ناقص بعضي از آن را. اما رسم، عوارض و لوازم شي را رديف مي كند، يا انتها عوارض و يا مختلط با بعضي ذاتيات.
و اما تعريف حدي در مورد دين، صعوبت آن تا اندازه اي دانسته شد، مضافا به اينكه اهل منطق نيز آن را محال و يا متعذر دانسته اند. كمااينكه ذاتيات به آن معناي ارسطويي، امروزه مورد انكار بسياري از محققان واقع شده و كمتر كسي به آن قايل است. پس تلاش براي حصول آن از قبيل كيمياگري و رنجي بدون نفع خواهد بود.
اما منطقيين مدل هاي ديگري نيز دارد كه مي توانيم از آن ها مدد بگيريم. يعني تعريف به تقسيم و تحليل و تعليل. يعني براي رسيدن به تعريف مي توانيم از تحليل و تقسيم استفاده كنيم، تحليل آن است كه شي ار به ذاتيات آن تجزيه كنيم و تقسيم آن است كه شي را به اجزا و جزئيات آن شناسايي كنيم.
قابل ذكر است كه مرحوم مظفر، گنجاندن تعريف به مثال و تشبيه را در رسم ناقص، مفصل ترين بحث را در تعريف به تقسيم اختصاص داده است، و اشاره مي كند كه اهتمام به اين تعريف باعث ترقي در اروپاي مسيحي گرديده است. «هر چيزي كه داراي علت و يا علل روشن باشد، اگر تمامي علل را جمع كنيم، حد تام بدست مي آيد. اين كار سهل ترين راه و شايد كم خطرترين آنست.» جوهر النضيد. و ما در تعريف دين آن را بر مي گزينيم.
علل مشهوره چهار تا است، فاعلي، مادي، غايي و صوري. در مورد يك خانه مي گفتيم علت فاعلي آن بنا است، علت مادي آن مصالح ساختماني، علت فاني آن سكنا و حفظ بدن از سرما و گرما و علت صوري آن همان شكل و هندسه ساختمان است. در مورد دين هم اين علل روشن است، علت فاعلي دين الهي خداوند است، و علت مادي آن اقوال ايكه خداوند به نبي وحي مي كند و نبي آنها را در اختيار انسان هاي ديگر قرار مي دهد تا با رعايت آنها به كمال و سعادت نايل شوند. و مي توان شكل خلاصه آن را چنين بيان نمود: دين عبارتست از مجموعه عقايد و دستورالعمل هايي كه پيامبران الهي براي سعادت انسان ها بيان كرده اند.
ما به اين تعريف قناعت مي كنيم، هر چند جامع و مانع بودن آن را ادعا نداريم اما اين قوت در آن هست كه از يك ضابطه فني استفاده شده است. از بيان گذشته بدست مي آيد كه اگر بخواهيم تعريفي از دين اسلام داشته باشيم، با رعايت همان ضابطه به اين تعريف خواهيم رسيد: دين اسلام، عبارتست از مجموعه عقايد و اعمالي كه حضرت محمد (ص) در قالب وحي و سنت براي سعادت انسان ها ارايه داده است. عقايد، تمامي مباحث نظري دين را شامل مي شود، و سنت همان است كه امروز به نام قول، فعل و تقرير معصوم ياد مي شود.
اما سعادت انسان ها بستگي به خود انسان ها دارد، زيرا انسان به نيروي اراده و اختيار خود قدرت انتخاب انواع زيستن را دارد، پس اگر به آن قوانين و شريعت الهي عمل نمود، مي تواند از سعادت كه دين وعده داده است بهره مند شود. در غير آن صورت شاهد تكرار اوضاع و احوال خواهيم بود كه در طول تاريخ جوامع دور از شرايع آسماني با آن درگير بوده اند، شايد روسيه كمونيستي و اقمار آن بهترين مثال در اين زمينه باشد.
تعريف دنيا-لغت شناسي دنيا
بعد از آشنايي با دين، اينك لازم است عديل ديگر آن يعني دنيا را شناسايي كنيم، همچون گذشته از نظر لغت و اصطلاح مرور مي كنيم. راغب در مفردات ذيل كلمه دنيا، معاني را بيان مي كند كه ترجمه اش چنين است: دنيا يعني نزديك بودن، ذاتاً نزديك باشد يا حكماً، و استعمال مي شود در مورد مكان و زمان و رتبه، گاهي ادني مي گويند و مراد اصغر و كوچكتر است و لذا در مقابل آن كلمه اكبر واقع مي شود و گاهي مراد از آن پست تر است و لذا كلمه خير را در مقابل آن مي آورند و گاهي مراد از ادني نزديك تر است و لذا كلمه دورتر در مقابل آن آورده مي شود و گاهي نيز مراد از كلمه ادني اول است و در مقابل آن كمله آخرت مي آيد. در كتاب المنجد چنين آمده است: دنيا زندگي كنوني، ضد آخرت، اسم منسوب به آن دنيوي و دنياوي است. در اقرب الموارد مي گويد: دنيا نقيص آخرت است، گفته مي شود فلان شخص در دنيا دانيه است، يعني داراي نعمت فراوان است، هر چيزي را كه بخواهد بدست مي آورد.
اين موارد براي استشهاد لغوي كفايت مي كند. مقصود از آوردن آن ها آشنا شدن با معاني قبل الاصطلاح است و اينكه ببينيم ميان معناي لغوي و اصطلاحي چه اندازه مناسبت وجود دارد. در نزد اهل لغت ذهنيت عامه معيار است و مي توان براي قول لغوي نيز حجيت و اعتبار قايل شد، زيرا چنانكه گذشت، لغوي كارش گزارش علمي است به همان معياري كه قول مورخ و باستان شناس و مردم شناس و ... حجيت دارد، همان معيار قول لغوي را اعتبار مي دهد. هر گونه خدشه در آن، استخفاف و همه گزارش هاي علمي در علوم انساني را در پي دارد، در حاليكه هيچ كس بدان ملتزم نيست.

 

ALL MATERIALS ARE COPYRIGHT © DESIGNED BY AFGTEC.COM