حضرت امام علي (ع) فرمودند:به آسايش و توانگري و يا فقر و گرفتاري دنيا شادان مباش، زيرا طلا به آتش و مومن به گرفتاري آزمايش گردد.

شنبه 10 حوت 1387 / 28 فبريوري 2009 / 2 ربيع الاول1430

خشونت كليسا در اروپاي قرون وسطي

حجت الاسلام و المسلمين احمد اميد                        قسمت هشتم

خشونت كليسا در اروپا با انگيزسيون و تفتيش افكار شناخته مي شود. اين خشونت ها چنان وحشتناك و رعب آور بود كه انواع شكنجه هاي جسمي و روحي و قتل هاي غير معمول و آتش زدن زندگان و مردگان را شامل مي شد. گفته اند كه گاليله را با سر به سوي زمين و پا بر دار آويزان كرده بود و در همان حال از او مي خواستند كه از عقيده علمي اش مبني بر حركت زمين دست بردارد! گاليله در حاليكه در ظاهر توبه مي كرد، با انگشت خود بر روي زمين نوشت از توبه گاليله زمين از حركت نمي ايستد! اين كيفيت واقعه را شايد طرفداران گاليله ساخته باشند اما به خوبي بيانگر روح بر خورد كليسا است. گفتيم خشونت كليسا با دستگاه مخوف تفتيش عقايد مرتبط است، بدين جهت آشنايي با آن در حد خود، آشنايي با خشونت كليسا است. به گزارش ويل دورانت، اين دستگاه تا سال 1478 ميلادي تنها در اختيار كليسا ها بود و در اين سال، حكومت ها نيز بدان پوستند.
پاپ سيكتوس چهارم در اين سال فرمان صادر كرد وبه حكومت ها اختيار داد كه شش كشيش را كه در قانون الهيات كليسا صاحب درجه باشند به عنوان هيات مفتشه بر گزينند و بدعت گزاران را بجوبند، استنطاق كنند، و به كيفر برسانند. با اين وضعيت تمام دستگاه قدرت، براي درهم كوبيدن ديگر انديشان وارد عمل شدند. اين دستگاه عظيم مردم را تشويق مي كرد كه از همسايگان و اقوام و آشنايان براي آن دستگاه مخوف خبر چيني كنند و در مقابل به پاداش هاي مادي و معنوي دست يابند.
دستگاه تفتيش از مردم مي خواست كه هر كس بدعت گذاري سراغ دارد، به سمع اعضاء دستگاه برساند. مردم را به خبرچيني و متهم ساختن همسايگان، روستاييان و خويشاوندان، تشويق مي كرد. با اين حال معلوم است كه كمتر كسي مي توانست از چنگال اين دستگاه، جان سالم بدر برد، زيرا پاداش مادي، فاسد العقيده ها را به خبر چيني مي كشاند و پاداش معنوي، متدينان را. ويل دورانت رفتار دستگاه تفتيش را پس از دستگيري چنين مي گويد: براي مجبور ساختن متهم به معرفي همدستانش از شكنجه كارگرفته ميشد، غلامان و كنيزان را شكنجه مي دادند تا عليه ولي نعمتان خود گواهي دهند.
شهود ضد وي گو را شكنجه مي دادند تا معلوم شود كدام يك حقيقت را مي گويند. قيد سني نمي توانست كسي را از شكنجه برهاند، دختر سيزده ساله و زن هشتاد ساله را يكسان شكنجه مي دادند. طروق شكنجه ها متفاوت بود گاهي متهم را با دست هاي بسته به پشت مي آويختند، آنگاه چندان آب در گلويش مي ريختند كه به خفگي افتد. يا طنابي بر اطراف او مي بستند به نحويكه در گوشت هاي تنش فرو رود و به استخوان برسد. در چند مورد كه مردگان به بدعت گذاري متهم شدند، آنها را پس از مرگ و در گور محاكمه كرده و به ضبط دارايي هاي شان محكوم ساختند.
نهضت رفورميسم ديني
اين نهضت با نام لوتر پيوند خورده است. راهب و كشيش آلماني كه در مقابل فروش اوراق آمرزش نامه ها ايستاده و آن را محكوم نمود. جريان از اين قرار بود كه در سال 1517 ميلادي پاپ لويي دهم براي ساخت و تعمير يك كليسا و همچنين مصارف دستگاه خود به پول هنگفتي نيازمند شد. او براي بدست آوردن اين پول به كار بي سابقه اي دست زد. يعني آمرزش نامه اي را صادر نمود كه بايد توسط كشيشان در تمام دنياي مسيحي به فروش برسد و از درآمد آن، هزينه هاي مورد نظر تامين گردد. متن آن آمرزش نامه چنين بود: بشود كه خداوند ما عيسي مسيح به تو رحم كند و به بركت آلام و مصايبي كه متحمل شد،‌ تو را ببخشايد و با اختياري كه از جانب خداوند و رسولان مباركش پطروس و بولس و پاپ مقدس، در اين نواحي به من تفويض شده است، ترا از جميع گناهان و نافرماني ها و زياده رويهايت هر اندازه كه سنگين باشد ترا مي بخشد. ترا از كيفر گناهانت در برزخ معاف مي دارم و هرگاه مرگ اكنون به سراغت نيايد، اين يض و بركت تا هنگام مرگ به قوت خويش باقي خواهد بود تا معصوميتي را كه هنگام غسل تعميد از آن برخوردار بودي، داشته باشي. بنام پدر، پسر و روح القدس.
تتسل يكي از كساني بود كه در فروش اين اوراق مهارت فوق العاده اي داشت، زمانيكه به قلمرو آلمان وارد شد،‌ از كشيشان مبلغ و نامدار خواست تا از كار او و قوت آمرزش نامه تبليغ كنند، لوتر نه تنها از اين كار حمايت نكرد بلكه عليه آن موضع گرفت،‌درگيري لفظي و كتبي بين او عامل فروش در گرفت،‌ در سال 1519 ميلادي مناظره بين لوتر و نمايندگان پاپ در شهر لايپزيك آلمان داير شد، در اين مناظره لوتر بسياري از ادعاهاي كليسا را منكر شد. اينجا مساله اختلاف اوج گرفت، طرفداران پاپ عليه لوتر رساله ها نوشتند و لوتر نيز به آنان پاسخ مي داد، او در يكي از رساله هاي خود در اين سال ها نوشت: دربار پاپ معبد شيطان است. در صورتيكه ديوانگي روميها اينسان ادامه يابد، چاره اي نخواهد بود جز آنكه امپراطوران و شاهان براي كوبيدن اين لانه فساد نيروهاي خويش را گرد آورند و به جاي سخن، به زور شمشير آفات جهان را براندازند. ما كه دزدان را به چوبه دار مي كشيم، راهزنان را دار مي زنيم،‌ چرا اين تبهكاران، اين پاپ ها و كاردينال ها، و اين هاويه روم را كه كليساي خدا را به تباهي كشيده اند درهم نكوبيم و دستان خويش را در خون آنان نشوييم؟
بديهي بود كه ديگر راه هاي سازش بسته شده بود و پاپ طي چندين اوراق، عقاير لوتر را مردود دانست و آن را تكفير نمود، اما جنبش اصلاحات به پختگي رسيده بود و ديگر حربه هاي فرسوده نمي توانست آسيبي به آن برساند. مردم آلمان و شخصيت هاي سياسي و فرهنگي به حمايت لوتر ايستادند و بدين گونه مذهب پروتستان شكل گرفت.
رشد نظريات علمي
افكار و آرا علمي جديد كه پس از رنسانس رو به گسترش بود، يكي از عوامل پيدايش سكولاريسم در مغرب زمين شمرده مي شود.
نظريات نو در زمينه كيهان شناسي، بيولوژي، باستان شناسي و غيره هر كدام با مفاهيم و الهيات مسيحي در تعارض قرار گرفتند، نيوتون با طرح نظريه گرانش اجرام، تحول عظيم در علوم مختلف پديد آورد ، ايان باربور از اين تحول خبر داده و مي گويد: قوانين حركت و گرانش نيوتون به همه چيز از كوچكترين ذره تا دورترين سياره قابل انطباق بود،‌ اين سنتز شكوهمند، بحق مورد ستايش بود، قوانين رياضي اش تاثير ژرفي بر معاصران نيوتون گذارد، او در مجموع جهان را به صورت يك ماشين پيچيده مي نماياند كه از قوانين لايتغيري پيروي مي كند كه از هر چزء اش دقيقاً پيش بيني پذير است.
اين نظم كه نيوتون به جهان آموخت، از آن پس مبناي فلسفه ها و روش هاي متنوع در ساحات گوناگون شد، از نظر مخالفان كليسا ميدان عمل براي خداوند محدود شده بود زيرا هستي بدون دخالت او به حركت خود ادامه مي داد، اين چنين آرا براي مردمي كه در صدد فرار از آراي كليسا بود جذبه خاصي داشت.
داروين در ساحه بيولوژي دستاوردي داشت كه اثر آن بر الهيات مسيحي كمتر از اثر نيوتون نبود. نظر رسمي زمان او درباره پيدايش موجودات همان نظريه فيكسيسم يا ثبات انواع بود كه طبق آن تمام حيوان و گياهاني كه روي زمين از ابتدا به همين تنوع و اختلاف پديد آمده اند. اما نظريه مخالف آن يعني ترانزفورميسم يا تكامل تدريجي انواع، در آن زمان اگر چه طرفداراني داشت ولي چنانچه بايد از شواهد علمي بهره مند نبود. داروين با مسافرت پنج ساله خود، شواهدي بدست آورد كه در اختيار اين نظريه قرار گرفت. به نظر او تنازع براي بقا در ميان موجودات اعم از حيواني و گياهي، باعث مي شود تا آنانيكه از قدرت انطباق بيشتر برخوردار هستند، ديگر رقيبان را از صحنه بيرون كنند، بنابراين تنوع از روز نخستين بلكه در اثر همين انتخاب اصلح پديد آمده است، داروين بر اثر نخست خود از انسان يادي نكرده بود ولي ده سال بعد وقتي تبار انسان را منتشر ساخت، با اصرار درصدد نشان دادن اسلاف انساني در ميان حيوانات شد.
بديهي بود كه اين نظريه چالش هاي بزرگي را به همراه داشت. انسان اين اشرف مخلوقات همانند ساير جانداران تنزل مقام يافته بود. اما در اين زمان نظريات علمي و دانشمندان آن اندازه تقويت شده بود كه اربابان كليسا ناگزير شدند در برابر چنين نظريات جديد سكوت اختيار نمايند.
 

ALL MATERIALS ARE COPYRIGHT © DESIGNED BY AFGTEC.COM