|
استعمار
خاموش
عباس محمدي
همه ساله بيست و ششم دلو روزي كه يادآور دليري ها، شهامت ها، جانبازي ها و
فداكاري هاي مجاهدين راستيني است كه در راه استقلال و آزادي افغانستان از
زير يوق و بردگي ابر قدرت آن زمان شوروي سابق، جانهاي خود را بر كف دست
نهاده و توانستند با دستاني خالي ولي اراده و ايماني قوي اين استعمارگر
زمان را كه تا دندان مسلح بود، مجبور به خروج از كشور نمايند. بيست و ششم
دلو بيست و يك سال پيش قشون سرخ شوروي سابق در حالي كه كشور عزيزمان را
ويران كرده و مردم را به خاك و خون كشيده بودنند، از وطن ما خارج شدنند.اما
با وجود خروج اين نيروها و به دليل وجود دستهاي استعمارگر، منفعت جو و
تفرقه انگيز خارجي ما نتوانستيم كه امنيت، صلح و آرامش واقعي را بدست
بياوريم و ارزش آن فرصتهاي حساس و سرنوشت ساز را نتوانستيم درك نمائيم. از
جمله اهداف قشون سرخ شوروي از تسخير افغانستان، دستيابي به راه ها و منابع
آبهاي گرم بود كه به دليل موقعيت سوق الجيشي و استراتژيكي خاص افغانستان
چشم طمع همه كشورهاي توسعه طلب و استعماري را به خود جلب كرده است. اما در
كمال تاسف شاهد اين هستيم كه نه تنها كسي در اين زمانه به فكر بازماندگان و
خانواده هاي آن شهيدان واقعي و يا معلولين آن زمان نيست، بلكه همين به
اصطلاح مراسم يادبود نيز سال به سال از رونق مي افتد. اگر هم كمي تامل كنيم
و در ژرفاي اين واقعه اندكي سير كنيم، خواهيم ديد كه در واقع اگر ما شوروي
وقت را از آقايي و سروري خود محروم كرديم، حال با دستان خود بادارهاي ديگري
را با اصرار و خواهش خودمان و صد البته در پي سالها دسيسه و مكر و فتنه و
تفرقه اندازي آنها، خواهانيم. بايد بيشتر انديشيد و بايد با ديد عميق تري
به قضايا نگاه كرد. بايد دشمن نه بلكه دشمنان را كه در پوست بره فرو رفته
شناخت. بايد از اشتباهات گذشته درس عبرت گرفت و باز هم متفرق نشويم.
|