کانون فرهنگی وهفته نامه عصر نو

 سرمقاله

نگاهي به جنگ مارجه

پس از ماهها ركود و ايستايي در تحولات نظامي افغانستان، در هفته گذشته بار ديگر جنگ و رويارويي مسلحانه در جنوب افغانستان از سر گرفته شد. ولايت هلمند و منطقه ناآرام مارجه مركز اين درگيري قرار گرفته و تبادله آتش تا هنوز ادامه دارد.
مطابق با طبيعت جنگ، دو طرف درگير، هر كدام از دستاوردها و پيروزي هاي خود سخن مي گويند و تا پايان درگيري نمي توان نتايج ملموس آن را مشاهده كرد.
با توجه به جنگ دامنه دار افغانستان و آغاز و انجام نبردهاي مكرر، پس از وقفه هاي كوتاه و بلند مدت، معلوم نيست كه تا كدام پيمانه مي توان اين جنگ را جنگ با نتيجه و پايان بخش تلقي كرد. در كشوري كه همواره اعلان مي گردد كه «جنگ تنها راه حل نيست» جنگ مارجه چه مقدار مي تواند مشكلات ما را حل كند و راه خشونت را پايان بخشد؟ از اين رو برخي چنين مي انديشند كه جنگ مجدد هلمند و مارجه به ادامه عمليات هاي بي شمار قواي ائتلاف و دولت افغانستان در سالهاي پس از سقوط طالبان است كه در سنگر هاي گوناگون آغاز يافته و پس از چندين سانحه و فاجعه انساني، بدون دستاورد قابل توجه، به پايان رسيده است. اين جنگها در نابود سازي پايه هاي و پايگاه هاي مخالفان مسلح دولت افغانستان تاثيرات چشمگيري به جا نگذاشته است.
برخي ديگر جنگ مارجه را با جنگهاي گذشته متفاوت مي دانند و ساحه عمل آن را گسترده تر و سازمان يافته تر مشاهده مي كنند.
اين بينش زماني قوت مي يابد كه همزمان با آغاز جنگ مارجه، رئيس شوراي نظامي طالبان در پاكستان با تلاش مشترك سازمان هاي استخباراتي امريكا و پاكستان دستگير مي گردد. با طرف نظر از اينكه سرنوشت آينده ملا برادر چه خواهد بود، خبر دستگيري ملا برادر فرمانده بزرگ طالبان در زمان عمليات شديد قواي بين المللي عليه اين گروه، ضربه سنگين رواني بر جنگجويان آن شمرده شده و سازماندهي نظامي آن را متلاشي و فاقد مديريت مي گرداند.علاوه بر حمله نظامي و دستگيري مهره هاي اصلي مخالفت، ديد و بازديدهاي سياسي و بگو مگوهاي مصالحه جويانه ميان طرفهاي درگير در داخل و خارج كشور جريان دارد كه نقطه هاي جديدي در جنگ مارجه به حساب مي آيند و در عمليات هاي گذشته كمرنگ تر به نظر آمده اند.
اين گونه رفتارها و سازش ها نيز به نوبه خود در سست كردن بنيادهاي جنگ و انگيزه جنگجويان بي تاثير نمي باشند.
ترديدي نيست كه قواي بين المللي مستقر در افغانستان، پس از چندين سال رويارويي در افغانستان، مهارتها و تجربه هايي به دست آورده اند و اكنون با ديده هاي بازتر و عميقتر به قضاياي افغانستان نظر مي اندازند كه نشانه هاي آن در عمليات چندين بعدي و گسترده جاري در هلمند مشاهده مي گردد. ليكن طرف مقابل نيز در اين سالهاي پر از فراز و نشيب، شيوه ها و شگردهاي جديدي را فرا گرفته و در سخت ترين صحنه ها توانسته اند از خود حفاظت نمايند و پس از شكست هاي سنگين و كمر شكن، از جاي برخاسته و دوباره به فعاليت پرداخته اند.
آنچه كه مي تواند سرآغاز پايان بحران در كشور ما به حساب آيد، پيروزي ها و شكست هاي گوناگون در صحنه هاي آتشين نبرد نخواهد بود بلكه، ايجاد باور به صلح و زندگي در كنار يكديگر در ذهن و ضمير طرفهاي درگير جنگ است و تا دستيابي به چنين باور و اعتقاد خلل ناپذير، اميد راسخ در پايان نابساماني ها، آرزوي ناپايدار و انتظار زود هنگام خواهد بود.